در مرتفع ترین قله اش لطف را دریا کردی وقتی نیشابور را دست تکان دادی خورشید از لابلای انگشتانت می پاشید و تمام آهوان ضامن دستهایت را پیدا کردند
من تو را گم ... نه ! این جاده ها بودند که به هم گره کور خوردند ...
السلام علیک یا غریب الغربا و یا کینزالفقرا ، ایها الشمس شوس و انیس النفوس،ایها المدفون به الارض طوس السلطان یا علی بن موسی الرضا ولادت لیلی دل شیعیان رو خدمت عاشقانش تبریک می گم ! انشالله که شافی همه ما در روز قیامت باشه ! یا ضامن آهو مدد
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه ششم آبان 1388
ساعت 20:10 موضوع مناسبت ها |
لینک ثابت
بالا رفتن پرچم رژيم اسراییل در ابوظبي !
در حالي كه رژيمصهيونيستي براي ايجاد روابط ديپلماتيك با امارات متحده عربي هيچ تلاشي نميكند و از سوي ديگر براي مشروعيت غير قانوني خود نياز به ايجاد روابط با كشورهاي جهان اسلام را دارد، سران امارت متحده عربي با دعوت از اين رژيم، پرچم رژيم صهيونيستي را بدون هيچگونه مخالفتي در ابوظبي به اهتزاز در آوردند.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه عبري زبان "يديعوت آحارونوت "، با وجود اينكه اسرائيل در حال حاضر هيچگونه تلاشي براي ايجاد روابط ديپلماتيك با امارات عربي متحده ندارد، ابوظبي پايتخت اين كشور پذيراي نمايندگان اسرائيل در يك همايش بينالمللي شد.
بنا بر اين گزارش، همايش "جستجو براي انرژيهاي تجديدپذير پس از دوران نفت " كه توسط آژانس بينالمللي انرژيهاي تجديد پذير و به ميزباني امارات عربي متحده در شهر ابوظبي برگزار شده است، پرچم رژيمصهيونيستي به عنوان يكي از كشورهاي شركت كننده در اين همايش به طور آشكار و بدون هيچگونه مخالفتي به اهتزاز در آمد.
رژيم صهيونيستي به دليل دعوت از اين رژيم براي شركت در اين همايش، دو نماينده به ابوظبي فرستاده است.
اين همايش با حضور 150 نماينده از 70 كشور جهان براي بررسي انرژيهاي تجديد پذير و دوران بعد از به پايان رسيدن نفت در جهان تشكيل شده است.
اين اقدام امارات متحده عربي در حالي صورت ميپذيرد كه رژيم جعلي صهيونيستي براي مشروعيت جلوه دادن خود به دنبال ايجاد روابط ديپلماتيك با كشورهاي جهان اسلام به خصوص كشورهاي حاشي خليجفارس است.
منبع:رجا نیوز
نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و چهارم مهر 1388
ساعت 10:11 موضوع صهیونیسم و اسرائیل |
لینک ثابت
سردار پر افتخار اسلام شهید دکتر مصطفی چمران
درود خدا باد بر شهیدانی چون احمد شاه مسعود مصطفی چمران عماد مغنیه خالد اسلامبولی و دیگر شهیدان گمنامی که در راه اسلام حماسه آفرینی های زیادی به یادگار گذاشته اند.
شهادت انسانساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بیدار و متعهد راه
تعالی و پیوستن به «ملاء اعلی»، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولیعصر
ارواحنا فداه تسلیت و تبریک عرض میکنم. تسلیت از آنرو، که ملت شهیدپرور
ما سربازی را از دست داد، که در جبهههای نبرد با باطل، چه در لبنان و چه
در ایران، حماسه میآفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پبروزی حق بر
باطل بود. او جنگجویی پرهیزگار و معلمی متعهد بود، که کشور اسلامی ما به
او و امثال او احتیاج مبرم داشت و تبریک از آنرو که اسلام بزرگ چنین
فرزندانی تقدیم ملتها و توده های مستضعف میکند و سردارانی همچون او در
دامن تربیت خود پرورش میدهد. مگر چنین نیست که زندگی عقیده و جهاد در راه
آن است؟
چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیروابسته به دستجات و گروههای سیاسی، و
عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن
ختم کرد. او در حیات، با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن
به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست، و با
سرافرازی شهید شد و به حق رسید.
هنر آن است که بیهیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به
جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او در
پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.
و اما ما میتوانیم چنین هنری داشته باشیم، با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند.
من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملتهای مسلمان و
قوای مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم این مجاهد
عزیز، تسلیت عرض میکنم. و از خداوند تعالی رحمت برای او، و صبر و اجر
برای بازماندگان محترمش خواهانم.
اول تیرماه شصت
روح الله الموسوی الخمینی
نوشته شده توسط محتشم در سه شنبه چهاردهم مهر 1388
ساعت 14:16 موضوع |
لینک ثابت
بعد از جمال عبد الناصر رییس جمهور محبوب مصر، فردی به جایش نشست که ذره ای از محبوبیت ناصر در بین اعراب بهره ای نبرده بود:
محمد انور سادات!
او
که می خواست محبوبیت ناصر را در بین اعراب کسب کند، در سال ۱۹۷۳ به
اسراییل اعلام جنگ داد ولی در این جنگ شکست خورد و تنها دستاورد آن جنگ،
گذشتن ارتش مصر از کانال سوئز بود که این حرکت افتخار بزرگی برای مصر و
شخص انور سادات محسوب می شد.
بعد
از جنگ رمضان (جنگ اکتبر) سادات سیاست خود را در قبال اسراییل تغییر داد و
پس از مدت کوتاهی، مصر را از خط مقدم جنگ با اسراییل خارج نمود و با رژیم
صهیونیستی قرار داد صلح امضا کرد.
سادات
در اولین اقدام، با امضای قرار داد کمپ دیوید که به موجب آن موجودیت
اسراییل را به رسمیت شناخت، جهان اسلام را در بهتی عظیم فرو برد.
دیگر خیال اسراییل از طرف مصر راحت شده بود.
مدتی
بعد سادات که به این هم راضی نبود، برای ایراد سخنرانی در کنیست اسراییل
به بیت المقدس رفت و این بار با این حرکت، جهان اسلام را به چالشی بزرگ
کشاند.
و این چنین بود که مصر به عنوان اولین کشور اسلامی، موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت.
سه شنبه، 6 اکتبر 1981( 14مهر 1360) ، قاهره، میدان رژه
در
سالگرد جنگ رمضان 1973، فرعون در جایگاه ویژه خود و میان دولتمردان مصری
نشسته و به نمایش قدرت ارتش مصر می نگریست و تسلیحات روسی، توپ های 130
میلیمتری، هواپیماهای میراژ، هلی کوپترهای شنوک و ... از مقابلش می گذشتند
و
فرعون، بيش از گذشته راحتي و شيکي لباس فرم خود را که دوخت خياط مخصوصش
«پي ير گاردن» در لندن بود حس مي کرد چرا که آن روز برخلاف پیشنهاد همسرش،
جلیقه ضدگلوله خود را نپوشیده بود.
همزمان با رسيدن عقربه هاي ساعت به 12:40، گوينده مراسم اعلام مي کند که نوبت به حرکت يگان هاي حامل توپ 130 ميليمتري رسيده است.
اولين
جرثقيل حامل توپ با رسيدن به مقابل جايگاه از مسير تعيين شده خارج شده و
از سمت راست به نزديک ترين فاصله به جايگاه رسيده و ناگهان متوقف مي شود.
حاضران ابتدا گمان کردند که به علت نقص فني، جرثقيل از مسير خارج شده است،
اما لحظاتي بعد «خالد» با سرعت از جرثقيل پايين پريد و دو بمب دستي را يکي
بعد از ديگري به سوي جايگاه پرتاب کرد که هيچ کدام از دو بمب عمل نکردند.
در اين گير و دار «حسين عبّاس محمّد» با مسلسل خويش از روي صندلي جرثقيل
برخاست و با شدت تمام کلّ جايگاه را به رگبار بست و نخستين گلوله هايش
گلوي سادات را هدف قرار داد و با اين گلوله ها بود که تقريباً کار تمام شد.
خالد
نيز با سرعت به طرف سلاح خودکار خود که در جرثقيل قرار داشت رفت و با هدف
گيري جايگاه سعي در به هلاکت رساندن تعداد بيشتري از سران رژيم مصر نمود.
«عبدالحميد» و «عطا طائل» هم در اين حال به عباس محمد و خالد پيوسته بودند.
خالد با حمايت همراهانش تا فاصله 5/1 متري سادات رسيد، در حالي که هيچ وظيفه اي را جز به هلاکت رساندن وي احساس نمي کرد.
او
به گمان اين که ممکن است سادات لباس ضد گلوله داشته باشد در حد توان به
سوي وي تيراندازي کرد تا از نتيجه کار اطمينان يافت. در اين اثنا گارد
محافظ سادات که تجهيزات و هزينه اي معادل بيست ميليون دلار صرف آن شده
بود، بي هيچ حرکتي شاهد وقوع حادثه بود و هر کدام از نيروهاي آن به دنبال
محلي براي پنهان شدن و نجات خود مي گشتند.
پس
از آن که کار به خوبي انجام شد، نيروهاي محافظ به سوي خالد و يارانش
تيراندازي کردند که گلوله هايي به شکم خالد و عبدالحميد و عطا اصابت کرد.
جالب اين جاست که «حسين عباس محمد» بدون هيچ گونه جراحتي از معرکه گريخت و
کسي هم متوجه حضور وي نشد.
زماني که خالد و دو تن از همراهانش در
حين فرار به محاصره مزدوران رژيم مصر درآمدند و به بيمارستان منتقل شدند،
گمان کردند که حسين عباس به شهادت رسيده است و چون با ذکر نام وي برايش
گريستند، مأموران امنيتي مصر تازه متوجه شدند که اين قهرمان ارتش مصر، جزء
انقلابيون بوده است و بالاخره دو روز بعد او را در منزل يکي از دوستانش
دستگير کردند. در اين حمله مسلحانه، سادات به همراه هفت تن ديگر به قتل
رسيدند و 28 تن ديگر مجروح شدند و اين اولين بار بود که ملت مصر فرعون را
به قتل مي رسانيد.
اولين
بازجويي از خالد اسلامبولي و دو نفر از همراهانش در بيمارستان "العبدي" که
جسد سادات نيز در آن جا قرار داشت صورت گرفت. بازجو براي اين که روحيه
خالد را در اولين برخورد تضعيف نمايد، چنين گفت: «رئيس جمهوري به قتل نرسيده، فقط مجروح شده و به زودي درمان خواهد شد.»
خالد با دستاني بسته شده به تخت بيمارستان و بدني بسيار مجروح از ضربات دژخيمان رژيم پاسخ داد: «من 34 گلوله به بدن او خالي کرده ام. اگر مي خواهيد مرا فريب بدهيد به دنبال بهانه ديگري باشيد.» پس
از بازجويي هاي اوليه، 24 نفر از عوامل اعدام انقلابي سادات در دادگاه
نظامي مصر به محاکمه کشيده شدند. متهمان حاضر در جلسه در قفس هاي فولادي
نگهداري مي شدند. با ورود متهمان به دادگاه، خالد فرياد کشيد: «انا
خالد الاسلامبولي، انا قاتل السادات، انا قاتل الفرعون، انا قاتل الطاغوت،
في سبيل الله قمنا، لتبغي رفع اللوا، لا حزب عملنا، نحن للدّين فداء، الله
اکبر، لااله الا الله، عليها نحيا و نموت، في سبيلها نجاهد، عليها نلقي
الله.» در جلسه روز 28 سپتامبر سال 1981 وکلاي مدافع
متهمان با طرح اين ادعا که سادات مهدورالدم و ريختن خونش مباح بوده است،
دلايل طرح ادعاي خود را به شرح زير اعلام کردند:
1- صلح با اسرائيل که دشمن خدا و اسلام بوده و هست و همچنين دوستي و مودت با آن. 2- حمله به مسلمانان ليبي و دخالت در وضع اوگاندا عليه مسلمانان آن. 3- تقويت کاميل شمعون رهبر فالانژهاي لبنان و همراهي با آنان در حمله به مسلمانان لبنان. 4-
دعوت به انجام آنچه وي «مجمع اديان سه گانه در صحراي سينا» مي ناميد، بر
خلاف آيه شريفه «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم
الاسلام دينا». 5- سکوت وي در حملات صهيونيست ها به مسلمانان جنوب لبنان. 6- فتواي هيات کبار علماي « الازهر» در سال 1971 مبني بر اينکه هر حاکمي با اسرائيل عقد صلح ببندد، کافر است. 7-
تصميم سادات براي اتصال آب رود نيل به اسرائيل که به گفته خود او «زمزم»
جديدي به وجود آورد که اين قضيه ادعاي الوهيت و شرک تلقي مي گردد.
عبدالحليم رمضان، وکيل مدافع خالد اسلامبولي در يکي از جلسات دادگاه نظامي ضمن دفاع محکم و جانانه از متهمان اظهار داشت: «من
جز براي رضاي خداوند به اين دادگاه نيامده ام و به دفاع از اين جوانان
افتخار مي کنم، چون توانستند شرف ملت مصر را باز گردانند و کودتاي خيانت
بار سادات را که تار و پود ملت مصر را از هم گسست، در هم بشکنند. اين
جوانان همچون حسين و ياران وي هستند که نه براي دنيا، بلکه براي رضاي خداوند در کربلا قيام کردند. اکنون قيام خالد و يارانش قيام حسيني محسوب مي شود که براي دفاع از شرف اسلام، اعراب و شرافت انساني و رضاي خداوند صورت گرفته است.
کار
بزرگ آنها، دل تاريک شده ملت مصر را روشني بخشيد. سادات خودش را فرعون مصر
مي دانست و به همين سبب جواناني که وي را به جرم فرعون بودن کشته اند،
گناهي ندارند و جرمي مرتکب نشده اند، زيرا مقتول خود به جرم خويش اعتراف
کرده است.»
زماني که عبدالحليم رمضان، خالد و يارانش را به امام حسين(ع) و شهداي کربلا تشبيه کرد، تمامي آنها مي گريستند و با فرياد الله اکبر سخنان وي را تأييد مي کردند.
جلسات محاکمه چندین بار تشکیل شد و سرانجام پس از گزشت 5 ماه ، احکام صادره علیه متهمان به شرح زیر صادر گردید:
1-ستوان یکم خالد احمد شوقی الاسلامبولی، واحد توپخانه، اعدام با تیرباران
2-عبدالحمید عبدالسلام عبدالعال، افسر سابق ارتش، اعدام با چوبه دار
3-عطا طایل حمیده رحیل، افسر ذخیره، اعدام با چوبه دار
4-حسین عباس محمد، استوار داوطلب در ارتش، اعدام با تیرباران
5-محمد عبدالسلام فرج، مهندس، اعدام با چوبه دار
حکم این پنج تن مسلمان مبارز در سحرگاه روز پنجشنبه 28 فروردین 1361 به اجرا درآمد. ستوان
يکم خالد اسلامبولي و استوار يکم حسين عباس محمد، از سلول هايشان خارج شده
و به خارج از زندان نظامي منتقل شدند. مأموران اين دو تن را تحت شديدترين
تدابير امنيتي به وسيله زره پوش تا «کوه سرخ» که براي تيرباران آن ها
تعيين شده بود بردند و در مقابل مسلسل ها، دوازده نفر تيرانداز مزدور قرار
دادند. يکي از افسران مزدور حکم را چنين قرائت کرد: «شما به خاطر ترور رئيس جمهور محکوم به اعدام شده ايد. آخرين خواسته شما چيست؟»
خالد
تقاضاي فرصت براي دو رکعت نماز کرد تا به استقبال شهادت برود. زماني که
مأموران قصد بستن چشم هاي آنان را داشتند فريادشان بلند شد: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمّدا رسول الله» و فرمان آتش صادر شد.
عبدالحميد عبدالسلام، عطاطايل و عبدالسلام فرج نيز ساعتي بعد در حياط زندان به دار آويخته شدند.
بدين
ترتيب مرداني به شهادت رسيدند که با ايمان به خداي متعال و در راه اعتلاي
کلمه توحيد و برپايي دولت اسلامي، فرعون مصر را به سزاي اعمالش رسانيدند و
مردانه در راه هدف مقدس خويش جان باختند.
رزیم
مصر از دادن اجساد این 5 نفر به خانواده هایشان خودداری کرد و آنها را به
طور پنهانی در گورستان ناشناسی به خاک سپرد و خانواده های آنها در حالی که
به یکدیگر تبریک می گفتند، اعلام داشتند که تسلیت کسی را نمی پذیرند، چون
فرزندانشان را جزء شهدا می دانند.
نوشته شده توسط محتشم در دوشنبه ششم مهر 1388
ساعت 14:37 موضوع |
لینک ثابت
خطبه شقشقیه امیرالمومنین علیه السلام
خطبه شقشقیه امیرالمومنین علیه السلام
آگاه
باشيد. به خدا سوگند كه ((فلان )) خلافت را چون جامه اى بر تن كرد و نيك
مى دانست كه پايگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسياب . سيلها از من
فرو مى ريزد و پرنده را ياراى پرواز به قله رفيع من نيست . پس ميان خود و
خلافت پرده اى آويختم و از آن چشم پوشيدم و به ديگر سو گشتم و رخ برتافتم
. در انديشه شدم كه با دست شكسته بتازم يا بر آن فضاى ظلمانى شكيبايى ورزم
، فضايى كه بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پيرى رسند و مؤ
من ، همچنان رنج كشد تا به لقاى پروردگارش نايل آيد. ديدم ، كه شكيبايى در
آن حالت خردمندانه تر است و من طريق شكيبايى گزيدم ، در حالى كه ، همانند
كسى بودم كه خاشاك به چشمش رفته ، و استخوان در گلويش مانده باشد. مى ديدم
، كه ميراث من به غارت مى رود.
تا آن ((نخستين )) به سراى ديگر شتافت و مسند خلافت را به ديگرى واگذاشت .
شتان ما يومى على كورها و يوم حيان اخى جابر ((چه فرق بزرگى است ميان زندگى من بر پشت اين شتر و زندگى حيان برادر جابر)).
اى
شگفتا. در آن روزها كه زمام كار به دست گرفته بود همواره مى خواست كه مردم
معافش دارند ولى در سراشيب عمر، عقد آن عروس را بعد از خود به ديگرى بست .
بنگريد كه چسان دو پستانش را، آن دو، ميان خود تقسيم كردند و شيرش را
دوشيدند. پس خلافت را به عرصه اى خشن و درشتناك افكند، عرصه اى كه درشتى
اش پاى را مجروح مى كرد و ناهموارى اش رونده را به رنج مى افكند. لغزيدن و
به سر درآمدن و پوزش خواستن فراوان شد. صاحب آن مقام ، چونان مردى بود
سوار بر اشترى سركش كه هرگاه مهارش را مى كشيد، بينى اش مجروح مى شد و
اگر مهارش را سست مى كرد، سوار خود را هلاك مى ساخت . به خدا سوگند، كه در
آن روزها مردم ، هم گرفتار خطا بودند و هم سركشى . هم دستخوش بى ثباتى
بودند و هم اعراض از حق . و من بر اين زمان دراز در گرداب محنت ، شكيبايى
مى ورزيدم تا او نيز به جهان ديگر شتافت و امر خلافت را در ميان جماعتى
قرار داد كه مرا هم يكى از آن قبيل مى پنداشت . بار خدايا، در اين شورا از
تو مدد مى جويم . چسان در منزلت و مرتبت من نسبت به خليفه نخستين ترديد
روا داشتند، كه اينك با چنين مردمى همسنگ و همطرازم شمارند. هرگاه چون
پرندگان روى در نشيب مى نهادند يا بال زده فرا مى پريدند، من راه مخالفت
نمى پيمودم و با آنان همراهى مى نمودم . پس ، يكى از ايشان كينه ديرينه اى
را كه با من داشت فراياد آورد و آن ديگر نيز از من روى بتافت كه به داماد
خود گرايش يافت . و كارهاى ديگر كردند كه من از گفتنشان كراهت دارم . آنگاه
((سومى )) برخاست ، در حالى كه از پرخوارگى باد به پهلوها افكنده بود و
چونان ستورى كه همّى جز خوردن در اصطبل نداشت . خويشاوندان پدريش با او
همدست شدند و مال خدا را چنان با شوق و ميل فراوان خوردند كه اشتران ،
گياه بهارى را. تا سرانجام ، آنچه را تابيده بود باز شد و كردارش قتلش را
در پى داشت . و شكمبارگيش به سر درآوردش . بناگاه ، ديدم كه انبوه مردم
روى به من نهاده اند، انبوه چون يالهاى كفتاران . گرد مرا از هر طرف
گرفتند، چنان كه نزديك بود استخوانهاى بازو و پهلويم را زير پاى فرو كوبند
و رداى من از دو سو بر دريد. چون رمه گوسفندان مرا در بر گرفتند. اما،
هنگامى كه ، زمام كار را به دست گرفتم جماعتى از ايشان عهد خود شكستند و
گروهى از دين بيرون شدند و قومى همدست ستمكاران گرديدند. گويى ، سخن خداى
سبحان را نشنيده بودند كه مى گويد: ((سراى آخرت از آن كسانى است كه در
زمين نه برترى مى جويند و نه فساد مى كنند و سرانجام نيكو از آن
پرهيزگاران است )).آرى ، به خدا سوگند كه شنيده بودند و دريافته بودند،
ولى دنيا در نظرشان آراسته جلوه مى كرد و زر و زيورهاى آن فريبشان داده
بود. بدانيد. سوگند به كسى كه دانه را شكافته و جانداران را آفريده ،
كه اگر انبوه آن جماعت نمى بود، يا گرد آمدن ياران حجت را بر من تمام نمى
كرد و خدا از عالمان پيمان نگرفته بود كه در برابر شكمبارگى ستمكاران و
گرسنگى ستمكشان خاموشى نگزينند، افسارش را بر گردنش مى افكندم و رهايش مى
كردم و در پايان با آن همان مى كردم كه در آغاز كرده بودم . و مى ديديد كه
دنياى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم كم ارج تر است . چون سخنش به اينجا رسيد، مردى از مردم ((سواد)) عراق برخاست و نامه اى به او داد. على
(ع ) در آن نامه نگريست . چون از خواندن فراغت يافت ، ابن عباس گفت : يا
اميرالمؤ منين چه شود اگر گفتار خود را از آنجا كه رسيده بودى پى مى گرفتى
. فرمود: هيهات ابن عباس ، اشتر خشمگين را آن پاره گوشت از دهان جوشيدن
گرفت و سپس ، به جاى خود بازگشت .ابن عباس گويد، كه هرگز بر سخنى دريغى
چنين نخورده بودم كه بر اين سخن كه اميرالمؤ منين نتوانست در سخن خود به
آنجا رسد كه آهنگ آن كرده بود. معنى سخن امام كه مى فرمايد: ((كراكب
الصعبة إ ن اشنق لها خرم و ان اسلس لها تقحّم )) اين است ، كه اگر سوار،
مهار شتر را بكشد و اشتر سر بر تابد بينى اش پاره شود و اگر با وجود سركشى
مهارش را سست كند، سرپيچى كند و سوارش نتواند كه در ضبطش آورد. مى گويند:
((اشنق الناقة )) زمانى كه سرش را كه در مهار است بكشد و بالا گيرد.
((شنقها)) نيز به همين معنى است و ابن سكيت صاحب اصلاح المنطق چنين گويد.
و گفت : ((اشنق لها)) و نگفت : ((اشنقها)) تا در برابر جمله ((اسلس لها))
قرار گيرد گويى ، امام (عليه السلام ) مى فرمايد: اگر سر را بالا نگه دارد
او را به همان حال وامى گذارد. و در حديث آمده است كه رسول (صلى اللّه
عليه و آله ) سوار بر ناقه خود براى مردم سخن مى گفت و مهار ناقه را باز
كشيده بود (شنق لها) و ناقه نشخوار مى كرد. (از اين حديث معلوم مى شود كه
شنق و اشنق به يك معنى است .) و شعر عدى بن زيد عبادى هم كه مى گويد: شاهدى است كه اشنق به معنى شنق است . معنى بيت (از فيض ) : شترهاى سركشى كه زمامشان در دست ما نبوده رام نيستند، بد شترهايى هستند. =================================================== منبع : خطبه سوم نهج البلاغه
نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه دوم مهر 1388
ساعت 16:28 موضوع امام علی-ع |
لینک ثابت
تناقض میان نظر برخی مراجع تقلید درباره روز عید فطر با فتاوای آنان
اعلام روز دوشنبه بهعنوان عید سعید فطر از سوی برخی مراجع محترم تقلید در حالی انجام شد که رهبر معظم انقلاب بهعنوان ولیفقیه و حاکم شرع، حکم به عید بودن روز یکشنبه دادند.
این اعلام نظر از سوی برخی مراجع تقلید مانند آیات عظام وحید خراسانی، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی و افرادی مانند صانعی و منتظری با واکنشهای متفاوتی روبرو شد. برخی صاحبنظران در این زمینه معتقدند شأن مرجع تقلید افتا است و نه ورود به مصداق، به این معنی که مرجع تقلید با فتوا دادن درخصوص راههای ثابت شدن اول ماه، تشخیص مصداق را برعهده مقلد میگذارد.
از سوی دیگر برخی نیز تأکید دارند اساساً اعلام عید فطر، شأن حکومتی و در صلاحیت حاکم شرع است و نه هر فرد دیگری. بر این مبنا، حتی چنانچه اول ماه بر یک مرجع تقلید محرز نشد و یا یک روز زودتر از حاکم شرع بر او محرز شد، وی نباید آن را اعلام عمومی کند.
با اینهمه، بررسی موردی فتاوای این مراجع محترم نشان میدهد که بهجز آیتالله وحید خراسانی و آیتالله سیستانی، هر 3 مرجع محترم دیگر، یکی از راههای ثابت شدن اول ماه را حکم حاکم شرع میدانند و با این اوصاف، مشخص نیست چرا در این زمینه برخلاف فتوای خود عمل کردهاند.
در مسئله 1739 رساله توضیحالمسائل آیتالله صافی گلپایگانی در خصوص راه پنجم ثابت شدن اول ماه آمده است: «پنجم- آن كه حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.»
همچنین در مسئله 1740 تأکید شده است: اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسى هم كه تقليد او را نمى كند، بايد به حكم او عمل نمايد ولى كسى كه مى داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى تواند به حكم او عمل نمايد.
روشن است که براساس این فتوا، تنها دلیل عدم تبعیت از حکم حاکم شرع، علم به اشتباه او است و این در حالی است که با اعزام 150 گروه استهلال به نقاط مختلف کشور که احتمال استهلال در آن نقاط با محاسبات نجومی بیشتر بود و تصویربرداری از لحظه استهلال، احتمال اشتباه حاکم شرع منتفی است.
همچنین در مسئله 1456 رساله آیتالله مکارم شیرازی نیز راه پنجم ثبوت اول ماه، حکم حاکم شرع دانسته شده و آمده است: «5ـ حكم حاكم شرع، به اين صورت كه براى مجتهد عادلى اوّل ماه ثابت شود و سپس حكم كند كه آن روز اوّل ماه است، در اين صورت پيروى از او بر همه لازم است، مگر كسى كه يقين به اشتباه او دارد.»
آیتالله موسوی اردبیلی نیز در مسئله 1812 رساله عملیه خود، راه پنجم ثابت شدن اول ماه را حکم حاکم شرع خوانده و در مسئله 1813 نیز تصریح میکند: «اگر حاكم شرع حكم كند كه اوّل ماه است، كسى كه از او تقليد نمىكند نيز بايد به حكم او عمل نمايد؛ ولى كسى كه مىداند حاكم شرع اشتباه كرده، نمىتواند به حكم او عمل نمايد.»
اگرچه آیتالله وحید خراسانی و آیتالله سیستانی نظر متفاوتی دارند و به ترتیب در مسئله 1739 و 1740 رسالههای توضیح المسائل خود معتقدند اول ماه به حکم حاکم شرع ثابت نمیشود.
اما حتی چنانچه از این مسئله که اعلام عمومی اول ماه و بهویژه عید سعید فطر از شؤن حکومتی و انحصاراً دراختیار ولیفقیه است، گذشته شود، تناقض میان فتوی و اقدام حداقل 3 تن از مراجع معظم تقلید که موجب ایجاد جو دودلی و تقویت بدبینیهای اخیر در بین مردم و سوء استفاده رسانههای بیگانه شده است، امری عجیب و کمسابقه است.
منبع:rajanews.com
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم مهر 1388
ساعت 4:4 موضوع مطالب جالب و خواندنی |
لینک ثابت
عید سعید فطر مبارک .
بسم الله الرحمن الرحيم با آرزوي قبولي طاعات و عبادات ملت عزيز در ماه مبارك رمضان، به اطلاع عموم مردم شريف ايران مي رساند بر اساس گزارش هاي راصدان مورد وثوق و خبره كه از چند نقطهي كشور واصل شده است، رؤيت هلال ماه شوالالمكرّم شنبه 28/شهريور/1388 مطابق با بيست و نهم رمضانالمبارك 1430 هجري قمري براي رهبر معظّم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنهاي مدظلّهالعالي محرز گرديده و معظّمٌ له حكم به عيد فطر بودن فردا يكشنبه 29/شهريور/1388 فرمودند. ضمن عرض تبريك اين عيد سعيد به تمام برادران و خواهران و ملت شريف ايران نماز پُر شكوه عيد سعيد فطر در سراسر كشور اقامه خواهد شد.
دفتر مقام معظّم رهبري منبع:leader.ir
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388
ساعت 9:28 موضوع مناسبت ها |
لینک ثابت
تضعيف ولايت فقيه؛ مهم ترين هدف كودتاگران
تضعيف ولايت فقيه؛ مهم ترين هدف كودتاگران
هر چه از انتخابات دهم و اعترافات متهمان به براندازي ميگذرد پرده هاي ديگري از توطئه براندازي و كودتاي نرم كنار ميرود. يكي از مواردي كه در اين ماجرا بيش از پيش بر همگان آفتابي شد كينه وعداوت دشمنان نسبت به ولايت فقيه و عزم جدي آنان بر از ميان بر داشتن آن بود. آنها در طول 30 سال انقلاب اسلاميبهخوبي اين حقيقت را دريافتهاند كه مستحكمترين سد در برابر نفوذ آنان ولايت فقيه است؛ زيرا اكثريت قريب به اتفاق توطئه هاي آنان در اين مدت با هوشياري و تدبير ولي فقيه خنثي شده است. دشمن از همان ابتدا با توجه به اطلاعاتي كه از فتواي مرحوم ميرزاي شيرازي در تحريم تنباكو و نقش مرجعيت شيعه در مهار بحرانها و بسيج تودهها در برابر استعمارگران داشت، تا حدودي ميدانست كه رسميت بخشيدن حكومت ولايتفقيه و گنجاندن آن در قانون اساسي چه نقش مهمي را ايفا خواهد كرد. از اينرو، مليگرايان و روشنفكران وابسته از همان ابتداي انقلاب با طرح وتصويب آن به شدت مخالفت ميكردند روزنامه مليگراي بامداد ( 7 مهر 58) در اين باره مينويسد: «طرح و تصويب ولايتفقيه در قالب جمهوري اسلامي به علت تعارضات و تضاد ماهوي و شكلي در بين دو مفهوم، موجب اشكالات فراواني خواهد شد»(پايان داستان غمانگيز، ص 30 ) همين روزنامه درباره رهبري حضرت امام خميني(ره) نيز مينويسد: «امام خميني مظهر مبارزه است و مقاومت، اما مملكت و كار سازندگياش را بايد به دست مردان سياست سپرد»(بامداد، 11شهريور 58) ولي رهبريهاي داهيانه حضرت امام(ره) و پشتيبانيهاي ملت ولايت مدار ايران، توطئههاي گوناگون غرب باوران را خنثي و كشور را بر مدار ولايت قرار داد. اما دشمن كه درادامه، روز به روز بر نقش حساس و كليدي ولايت فقيه بيشتر پيبرده بود، همه همت خود را بر روي شكستن آن متمركز كرد و از آغاز انقلاب تاكنون لحظهاي در اين مبارزه دچار ترديد نشده است. براي به نتيجه رسيدن اين پروژه، غرب از نيروهاي همفكر و تجديد نظر طلب يا اصلاح طلب استفاده كرده با پشتيبانيهاي خود از آنها ميخواهد به نتيجه مطلوب دست يابد.
نوشته شده توسط رضا در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388
ساعت 2:52 موضوع مطالب سیاسی |
لینک ثابت
حملات 11 سپتامبر
حملات 11 سپتامبر
حملات 11 سپتامبر که غالبا
به 11/9 (نه-یازده) از آن یاد می شود عبارت است از سلسله ای از حملات انتحاری که
در 11 سپتامبر 2001 توسط سازمان تروریستی القاعده در خاک ایالات متحده امریکا به
وقوع پیوست. در صبح ان روز 19 تن از اعضای القاعده چهار هواپیمای تجاری و مسافربری را
ربودند. هواپیما ربایان در فواصل زمانی متفاوت تعمدا دو هواپیما را به برج های
دوقلو شهر نیویرک زدند. در نتیجه هر دو ساختمان برج ویران شدند. انها هواپیمای سوم
را به پنتاگون واقع در ویریجینیا زدند اما هواپیمای چهارم در پنسیلوانیا سقوط کرد.
تعداد قربانیان این حملات
به2993 نفر می رسید. اکثر قربانیان این جملات مردم ملکی و غیرنظامی بودند. واکنش ایالات متحده به
این حملات شروع
جنگ علیه تروریسم با حمله به افغانستانو
از قدرت کنار زدن طالبان که تروریست های القاعده را پناه می داد بود.
11 سپتامبر یک بازی سیاسی
بعضی تحقیقات در رابطه با این حمله دست داشتن دولت آمریکا و اسراییل در این
حملات و جلوگیری نکردن تعمدی انها از وقوع حملات به منظور بهره گیری های بعدی است.
برای مثال خرابی ساختمان پنتاگون ناشی از برخورد هواپیما نیست زیرا حفره ای که در
پنتاگون ایجاد شده بود متعلق به یک هواپیما نبود. بلکه مربوط به یک موشک کروز بود.
و یا درمورد برجهای دوقلو این دلیل مطمن و مستند اثبات شده است که فروریختن
این برجها بر اثر اتش سوزی نبوده بلکه بر اثر انفجار هایی بوده که کمک به فروریختن
انها به طور سریع می کرد.
نزدیک بودن واقعه ترور احمد شاه مسعود(9 سپتامبر) یعنی دو روز قبل از واقعه 11
سپتامبر دست داشتن امریکا را اثبات می کند. چون توانایی طالبان و
القاعده انقدر نبود که بتوانند احمد شاه مسعود و انهم برجهای امریکا که از ضریب
امنیتی بالایی برخوردار است داشته باشند. و همچنین احمد شاه مسعود هم از
مخالفین سرسخت طالبان و امریکا بود پس در
اینجا خود به خود ثابت می شود که در این حملات حتما کشوری به طالبان کمک کرده که
اینقدر حملات دقیق طراحی کنند. ان حمایت کننده هم کشوری نیست جز عربستان وهابی. و
کشوری که از عربستان به طور کامل حمایت میکند امریکا است. پس معلوم میشود که
امریکا بخاطر حضور در منطقه و از بین بردن حکومت
اسلامی در ایران و نزدیکی به چین و روسیه و دیگر اهداف در این
حملات دست کامل دارد.
نوشته شده توسط محتشم در سه شنبه هفدهم شهریور 1388
ساعت 14:22 موضوع |
لینک ثابت
ولادت کریمه اهل بیت امام حسن مجتبی-ع مبارک
پانزدهم ماه مبارك رمضان ، ميلاد مسعود دومين امام ما، حضرت حسن بن على عليهماالسلام است . ميلاد مسعود حضرتش در سال دوم هجرى واقع شده است . پدر گراميش امام على بن ابيطالب عليه السلام و مادر والا مقامش فاطمه زهرا عليهاالسلام است . دوران كودكيش در دامان طاهر و مطهر جدّ بزرگوارش پيامبر عاليمقام اسلام و پدر ارجمندش على مرتضى و مادر گراميش حضرت زهرا عليهم السلام سپرى شد. آن حضرت در علم و زهد و تقوى سرآمد مردم عصر خويش بود، به موجب همين صفات عاليه و به حكم همين معيارهاى ارزنده ، مقام منيع امامت را بعد از پدر به ارث برد. على عليه السلام در روز بيست و يكم ماه مبارك رمضان به موهبت عظماى شهادت نائل آمد و براى مسلمين جاى درنگ و تأ مل و ترديد نبود و همه مى دانستند كه در سر تا سر جامعه اسلامى كسى جز حسن بن على عليهماالسلام شايستگى احراز اين مقام بزرگ معنوى را ندارد. و قبل از همه ، مردم كوفه كه به آن هنگام و در زمان على بن ابيطالب عليه السلام مركز حكومت اسلامى بود با وجود مقدّس امام حسن عليه السلام بيعت كردند و زمام امر امّت را در دست با كفايت او نهادند. ولى ... . امام حسن عليه السلام در اين مقام ، مشكلى عظيم در پيش داشت ؛ مدينه ، مكّه ، بصره و بالاخره مركز قدرت اسلامى يعنى كوفه در پيشگاه عدل و علم آن حضرت تسليم شد و بيعت كرد. و اما شام ... همانجا كه تحت سيطره و نفوذ معاويه بود. معاويه ، فرزند ابوسفيان و دشمن ديرين خاندان نبوّت و ولايت . و او در زمان حكومت خلفاى راشدين و در پرتو دسيسه هاى پدرش ابوسفيان ، سرانجام بعد از برادرش به حكومت و فرماندهى شام رسيده بود. و از همان آغاز كار برنامه اش اين بود كه افكار عمومى مردم شام را با تبليغاتى وارونه و مكرآميز بسوى خود منعطف سازد و هدف اين بود كه با اين زمينه سازيها سرانجام روزى با كمك سربازان شامى مقام خلافت را بدست آورد و برتمام جامعه هاى اسلامى حكم براند. او خيلى خوب مى دانست كه جامعه اسلامى به موجب تربيت اصيل اسلامى كه براساس عدالتخواهى و عدالت جويى بوده است هرگز بطور طبيعى جانب او را نخواهد گرفت و پيش بينى مى كرد كه بزرگترين خطر در راه رسيدنش به مقصود، وجود خاندان على بن ابيطالب عليهم السلام است كه هريك به نوبه خود مظهرى كامل و نمونه اى برجسته از عدالت اسلامى مى باشند. بديهى است با بودن شخصيّتهايى چون على عليه السلام و فرزندش امام حسن مجتبى عليه السلام هيچگاه نخواهد توانست به اين آرزوى خود دست يابد، به اين جهت او فعاليّت خود را در شام كه قسمتى قابل توجّه از جامعه اسلامى را تشكيل مى داد و ناحيه اى ثروتمند نيز بود در دو بستر آغاز كرد: نخست كوشيد تا با تبليغاتى وارونه و خدعه آميز و براساس دروغ و تهمت ، لااقل مردم شام را كه دور از مدينه و مكّه و كوفه مى زيستند و كمتر توفيق ديدار خاندان على عليه السلام نصيبشان مى شد نسبت به اين خاندان بدبين سازد و خاندان علوى را در افكار عمومى آنان محكوم كند. معاويه در راه رسيدن به اين مقصود از هر وسيله اى استفاده مى كرد و هر حادثه اى را بصورت يك ماده تبليغاتى قوى عليه خاندان على عليه السلام بكارمى انداخت . و ما مى بينيم كه در حادثه قتل عثمان او چگونه به دروغ خون او را بهانه كرد وبنام اينكه على بن ابيطالب عليه السلام در قتل عثمان دست داشته است ، افكار مردم شام را كه خارج از گود سياست و دور از شهر مدينه بودند، بر عليه على عليه السلام برانگيخت . و در هر صورت او در بسترى ديگر نيز جلو مى رفت . گفتيم كه : شام ناحيه اى ثروتمند بود و به اين جهت معاويه از بنيه مالى قابل توجّهى برخوردار بوده است و او كه هيچ مرزى در برابر خود نمى شناخت دست خيانت بسوى بيت المال دراز مى كرد و از ثروت عمومى مملكت به نفع پيشبرد مقاصد شخصى خود بهره فراوانى مى برد. از آن جمله او توانست با پول فراوانى كه در اختيار داشت دين و ايمان بسيارى از شخصيّتهاى اسلامى را كه در جامعه نفوذى داشتند بخرد و آنها را بسوى خود متمايل سازد ... . پس از شهادت على عليه السلام وجود مقدّس امام حسن عليه السلام در برابر چنين سياست مكّارانه اى قرار گرفت . امام حسن عليه السلام از كار معاويه غافل نبود و مى دانست كه سرانجام با او درگيرى خواهد داشت ، ولى صحنه هاى جنگ صفين كه نمودى از برخورد على عليه السلام و معاويه بود، هيچگاه از برابر چشمش دور نمى شد. امام حسن عليه السلام بخاطر مى آورد كه چگونه در آن نبرد، سران سپاه پدرش در برابر درهم و دينار معاويه دين باخته و حتى عليه فرمانده بزرگ خود على عليه السلام به فعاليّت پرداختند. گويا امام حسن عليه السلام به موجب حوادث گذشته اندكى در كار جنگ با معاويه در ترديد بوده است و آن حضرت مى خواست كه با روشى ديگر اين مشكل را از پيش پاى جامعه هاى اسلامى بردارد. در اينجا مساءله را اندكى عميقتر بررسى كنيم : امام حسن عليه السلام داراى مقام امامت بود و امامت يعنى زمامدارى مادّى و معنوى يك ملّت و تنها كسى مى تواند به اين مقام نايل آيد كه قدرت و نيروى قربانى شدن در راه ملّت را داشته باشد، اين طرز تفكّراسلامى است كه درست در قطب متضاد نظامهاى عملى دنياى مادى قرار دارد. زمامدارى و امامت به همان اندازه كه مقامى بزرگ و شريف است به همان اندازه هم خطير و پرمسئوليّت است . نخستين مسئوليّت و اولين راز اين مسند، آماده بودن براى قربانى شدن است ، قربانى مردمى كه در شعاع امامت و حكومت زندگى مى كنند. در اين فصل ، درباره امام حسن مجتبى عليه السلام مسايل فراوانى مى توان طرح كرد و از زاويه هاى گوناگون مى شود شخصيّت آن حضرت را مورد بررسى قرار داد، علم و دانشش ، اخلاق و رأ فتش ، صبر و بردباريش و بالاخره ملكات انسانى او هر يك سرفصلى است كه مى شود كتابى بزرگ و حجيم را در زير آن قرار داد، ولى از اينها هم مى گذريم و به درخشانترين خطوط برجسته زندگى آن حضرت اشاره مى كنيم ، قربانى شدن در راه مردم كه راز امامت و زمامدارى آن حضرت است . آرى ! حسين بن على عليهماالسلام هم در همين راه قربانى شد و شايد تعجّب كنيد اگر بگويم قربانى شدن امام حسن عليه السلام بس شكننده تر و طاقت فرساتر بوده است . از نظر وظيفه ، اين هر دو شخصيّت به انجام وظيفه برخاستند و اين شرايط خاص اجتماعى موجود بوده است كه شكل و فرم انجام وظيفه يعنى قربانى شدن را به دو گونه تجسّم داده است و گونه امام حسن عليه السلام را بسى دردناك و تأ ثرزاتر. او مى توانست در روز جنگ ، انعطاف قهرمانانه خود را ناديده بگيرد و سرانجام پس از ساعتى از آن همه مصيبت و بلا، آسوده شده و به راحتى و آسايش آن جهان نائل گردد. ولى نه ! اين وظيفه او نبود! مكارى بزرگ و خدعه كارى بس نيرنگ باز در پيش دارد، تمام آرزوى معاويه اين بود كه امام حسن عليه السلام كشته شود و اين سدّ بزرگ از سر راه او برداشته شود و به همين جهت او خود قبل از آنكه امام حسن عليه السلام فرمانى مبنى بر جنگ صادر كند از شام حركت كرد. او شتابان مى آمد تا هرچه زودتر يك كوه عظيم و بزرگ را كه در برابر تمايلات ضدانسانى خود مى بيند از سر راه بردارد و بدون هر مانعى ، اصولاً به اسلام خاتمه بخشد.
نوشته شده توسط رضا در جمعه سیزدهم شهریور 1388
ساعت 23:2 موضوع امام حسن-ع |
لینک ثابت
سردار پر افتخار اسلام قهرمان ملی افغانستان شهید احمد شاه مسعود
هشتمین سالگرد شهادت سردار پر افتخار اسلامقهرمان ملی افغانستان شهید احمد شاه مسعود را بر تمام فارسی زبانان خصوصا مردم افغانستان تسلیت باد.
احمد شاه مسعود ملقب به شیر پنجشیر از مشهورترین فرماندهان و مجاهدین افغان بود که سال های متمادی با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و پس از آن هم با تاسیس جبهه متحد مقاومت جانانه ای را در مقابل طالبان و القاعده و تروریست های خارجی که به طور مستقیم از وهابیون عربستان سعودی و پاکستان تمویل می شدند نمود. وی در روز 18 شهریور (سنبله) 1380 برابر با 2001 میلادی در استان تخار افغانستان بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست عرب به شهادت رسید.
دوران کودکی و نوجوانی:
احمد شاه مسعود در 11 شهریور ماه 1332 در دهکده ی جنگلک استان پنجشیر دیده به جهان گشود. پدر او یک نظامی بود که به طور متناوب در سفر در مناطق گوناگون افغانستان به خاطر ماموریت هایش داشت. مسعود تحصیلات ابتدایی خود را در کابل به اتمام می رساند و در سال 1352 با شرکت در امتحان کانکور وارد دانشکده ی مهندسی ساختمان پولیتکنیک گردید. او علاقه ی خاصی به دانشگاه نظامی ارتش نشان می دهد اما خانواده ی او مسعود را از رفتن به رشته نظامی باز می دارند.
جهاد با ارتش سرخ شوروی
در سال 1358 شمسی ارتش شوروی به افغانستان حمله و به اشغال خود در می آورد. احمد شاه مسعود با نیمه رها کردن تحصیل خود در دانشکده مهندسیاولین گروه چریکی در جنگ با کمونیست ها را ایجاد می کند. روس ها به طور مجموع 9 بار به پایگاه های مسعود به شمال افغانستان خصوصا پنجشیر (زادگاه مسعود) حمله می کنند اما پی در پی طعم شکست را از مجاهدین جان بر کف افغان می چشند. سرانجام در سال 1370 شمسی نیروهای تا دندان مسلح ارتش سرخ شوروی از افغانستان خارج می شوند. در این جنگ 2 میلیون افغان شهید و 7 میلیون نفر جانباز و آواره شدند.
اغاز دخالت های پاکستان و وهابیون عربستان سعودی
همراه با پیوستن مجاهدین ازبک با نیروهای احمد شاه مسعود سقوط کابل در سال 1370 حتمی می گردد. مسعود همیشه فکر یک افغانستان آزاد و مستقل با اسلامی معتدل داشت. اما در جنوبدولت پاکستان هدفی دیگر داشت. هدف پاکستان و عربستان ترویج مذهب وهابیت ( اسلام افراطی) بود. چون مجاهدین در طول جهاد علیه روس ها بیشترین کمک خود را از عربستان و پاکستان می گرفتند.پس بنابراین باید دولتی همگام با سیاست های وهابیون در افغانستان ایجاد میشد اما احمد شاه مسعود با این کار به مخالفت پرداخت.
پدیده طالبان
پاکستان که افکار احمد شاه مسعود را به نفع خود نمیدید گروهی از وهابیون تندرو را در کمپ های خود آموزش داد و به افغانستان فرستاد. بعد این گروه به نام طالبان وارد میدان شدند که از قومیت پشتون متشکل بودند.
طالبان دو هدف عمده را در دست داشت:
# ترویج مذهب وهابیت و اسلام افراطی در افغانستان
## ریشه کن کردن مردم فارسی زبان افغانستان ( قوم های تاجیک و ازبک و هزاره((شیعیان)) )
طالبان توانستند کابل را از دست مجاهدین تصرف کنند. انها تمام نیروهای مجاهدین را از بین بردند اما به غیر از نیروهای احمد شاه مسعود. مسعود به طرف شمال افغانستان یعنی استان پنجشیر عقب نشینی نمود و مقاومتی را پایه گذاری کرد که تمام جهان ره به حیرت فرو برد.
جبهه متحد بر ضد طالبان
احمد شاه مسعود از تمام رهبران شکست خورده مجاهدین دعوت کرد تا به پنجشیر بیایند و با امدن انها مسعود تیوری مقاومت را بر ضد طالبان مطرح نمود. استدلال مسعود بر این بود که طالبان می خواهند با افراط گری و توحش مذهب وهابیت را ترویج کنند.
مسعود گفت : هدف طالبان فقط بد نام کردن اسلام است و بس. انها نه سنی هستند و نه شیعه. انها وهابی هستند. وهابی های نوکر اسراییل و امریکا.
در حالی که 90 % خاک افغانستان در دست طالبان بود او باز هم مقاومت می کرد. گاهی پیشنهاد هایی از طرف وهابیون سعودی و پاکستانی ها برای تسلیم شدن به طالبان برای او پیشنهاد شد
اما مسعود می گفت: من اگر تسلیم زور می شدم تسلیم روس ها می شدم نه تسلیم طالبان و وهابیون که نوکران امریکا و اسراییلند.
بزرگترین پشتیبان مادی و معنوی اجمد شاه مسعود در طول مقاومت بر ضد طالبان جمهوری اسلامی ایران به خصوصنیروی قدس سپاه پاسداران ایران بود. مسعود همچنین دارای حامیانی در بین اندیشمندان ایرانی بود که از جمله آن میتوان به ارد بزرگ اشاره کرد. به همین سبب ایران در دو لایه مذهبی و فرهنگی به حمایت از احمد شاه مسعود دربرابر طالبان پرداخت.
ترور و شهادت احمد شاه مسعود
دو دست در ترور مسعود دیده می شود. این ترور به ابتکار سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی و با همکاری سازمان سیا و به احتمالی هم موساد اسراییل انجام شد. چون مسعود انزجار خود را بار بار از اسراییل و امریکا ابراز داشته و از سازمان حماس و جهاد اسلامی در مقابل اشغال اسراییل حمایت می نمود. این در جالی است که عربستان مخالف حماس است و از نظری دیگر هم مخالف نظرات مسعود بود.
و سرانجام....
احمد شاه مسعود سر انجام به دست دو تروریست عرب مظنون به طالبان و القاعده بر اثر انفجار انتحاری در استان تخار افغانستان دو روز قبل از 11 سپتامبر خلعت شهادت را نوشید و فقدان وجود او هم اکنون در افغانستان احساس می شود.
نوشته شده توسط محتشم در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
ساعت 15:32 موضوع شهدا |
لینک ثابت
سید مجید بنی فاطمه میلاد امام زمان (عج) 1388
مولودی های میلاد امام زمان (ع) 1388 سید مجید بنی فاطمه که در هیئت ریحانه الحسین (ع) - تهران اجرا شده استرا می توانید به صورت صوتی و تصویری از طریق ادامه مطلب دریافت کنید.
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
ساعت 4:15 موضوع سید مجید بنی فاطمه |
لینک ثابت
كربلايي جواد مقدم جلسه هفتگي 7/5/88
نوحه های جلسه هفتگی 7/5/88کربلایی جواد مقدم که در هیئت بین الحرمین - تهران اجرا شده است را می توانید به صورت صوتی و تصویری از طریق ادامه مطلب دریافت کنید.
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388
ساعت 4:9 موضوع جواد مقدم |
لینک ثابت
كربلايي جواد مقدم جلسه هفتگي 14/5/88
نوحه های جلسه هفتگی 14/5/88کربلایی جواد مقدم که در هیئت بین الحرمین - تهران اجرا شده است را می توانید به صورت صوتی و تصویری از طریق ادامه مطلب دریافت کنید.