عنایت امام زمان به ایت الله بهجت

 

يكى از طلاب حوزه علميه براى نگارنده مى نويسد:«بنده در اوان طلبگى كه در تهران مشغول تحصيل بودم ، گاهى براى زيارت به قم مشرف مى شدم ، و بر اساس سفارش اكيد مرحوم پدرم كه مى فرمود هر وقت قم رفتى نزد آيت الله بهجت هم برو، خدمت آقا رسيده و عرض ادبى مى نمودم . روزى پدرم خود پرده از علّت اين سفارش ‍ زياد برداشت و فرمود:
((روزى در مسجد بالاسر واقع در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه عليهاالسّلام چشمانم به جمال دلرباى حضرت ولى عصر (عج ) روشن شد، شرم حضور و عظمت حضرت مانع از آن شد كه مانند عاشقى كه پس از مدّتها به معشوقش رسيده با حضرت معاشقه نمايم ، ولى پس از چند لحظه ديدم درست در همان مكان و نقطه اى كه حضرت را ديده بودم آيت الله بهجت نشسته است».
اين ديدار را مرحوم ابوى يكى از دلايل عظمت آقا و چه بسا مرتبط بودن آن فقيه عظيم الشاءن با حضرت ولى عصر (عج ) مى دانستند.

 

خبر دادن از محل حضور یک گمشده


براى خانواده اى حادثه ناگوارى پيش آمده بود، به اين صورت كه در شب عروسى دشمنان عروس آمده بودند و عروس را از خانه اش ‍ دزديده بودند، و كسى اطّلاع نداشت كه عروس را كجا برده اند، شب عروسى بود خانواده عروس و داماد جمع شده بودند مراسم عروسى را برگزار كنند و نزديك غروب ديده بودند عروس نيست خيلى نگران شده بودند و جاهايى را كه احتمال مى دادند جستجو كرده بودند.
و به هر حال پدر و مادر عروس خيلى دستپاچه مى شوند، يكى از دوستان ما كه همسايه آنان بود مى گويد: من هيچ چاره اى نديدم ، گفتم : مى روم خدمت آقاى بهجت عرض مى كنم ببينم ايشان چه مى گويند. با شتاب فراوان و ناراحتى آمدم خدمت ايشان و داستان را گفتم . آقا تاءمّلى كردند و به طور خيلى عادى فرمودند: «برويد حرم ، شايد آمده باشد حرم »
ايشان بر مى گردد و مطمئن مى شود كه بايد همين كار را انجام بدهد، به خانواده عروس اطّلاع مى دهد و آنها مى آيند و در بالا سرِ حضرت معصومه عليهاالسّلام عروس را پيدا مى كنند. حالا جريان چه بوده دقيقاً يادم نيست ، ولى هيچ احتمال نمى دادند كه بتوانند او را در چنين موقعيتى پيدا كنند.

 

خبر آزادی ایت الله جنتی قبل از آزاد شدن ایشان


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 22:19 موضوع کرامات ایت الله بهجت | لینک ثابت