تبليغاتX
انسان کامل
بررسی شبهه ازدواج ام کلثوم با عمر

ازدواج ام كلثوم با عمر، شاهد دروغ بودن شهادت:

 طرح شبهه:

شيعيان ادعا مى‌كنند كه خليفه دوم قاتل فاطمه زهرا (رضى الله عنها) است؛ اما كدام‌ عقل‌ سليم‌ مى‌پذيرد كه‌ حضرت‌ علي ‌(رضي‌الله عنه‌) دخترش‌ را به‌ ازدواج‌ قاتل‌ همسر گراميش‌، فاطمه‌ (رضى الله عنها) درآورد و رابطه‌ دوستانه‌ با او برقرار نمايد؟

نقد و بررسى:

يكى از شبهاتى كه اهل سنت؛ به ويژه در سال‌هاى اخير به صورت گسترده مطرح كرده‌اند، ازدواج خليفه دوم با امّ‌كلثوم دختر امير مؤمنان و فاطمه زهرا عليهما السلام است.

اهل سنت،‌ استفاده‌هاى گوناگونى از اين ازدواج مى‌كنند؛ از جمله مى‌خواهند با اثبات اين ازدواج، رابطه صميمانه و دوستانه امير مؤمنان با خلفا را ثابت و از سوى ديگر، شهادت صديقه شهيده سلام الله عليها، غصب خلافت و... را انكار نمايد.

از اين رو، اين شبهه اهميت فوق العاده و پيوند ناگسستنى با انديشه‌هاى شيعيان دارد و بايد به صورت دقيق و مستدل بررسى شود.

انديشه‌وران شيعه پاسخ هاى گوناگونى از اين مطلب داده‌اند كه همگى آن‌ها صحيح و معقول به نظر مى‌رسد؛ برخى همچون رضى الدين حلى، علامه مقرّم، علامه باقر شريف القرشى و... اصل وجود دخترى به نام امّ‌كلثوم را براى حضرت زهرا سلام الله عليها منكر شده و دليل‌هاى متقنى براى آن ارائه كرده‌اند. كه ما نيز در اين مقاله، در دفاع از اين نظر، شواهد فراوان بيان كرده‌ايم.

 برخى ديگر، وقوع تعارض در روايات ازدواج را دليلى واضح براى بطلان مدعاى اهل سنت در باره اين ازدواج مى‌دانند؛ از جمله شيخ مفيد رضوان الله تعالى عليه در دو رساله مجزا به نام‌هاى المسائل العُكبرية و المسائل السروية، و نيز سيد ناصر حسين الهندى در كتاب افحام الأعداء والخصوم و آيت الله ميلانى و...

ما نيز در اين مقاله، تعارض‌هاى گسترده در نقل اين ماجرا را مطرح و مستندات آن را از كتاب‌هاى اهل سنت ذكر كرده‌‌ايم.

 و انديشه‌وران ديگرى، همچون سيد مرتضى پاسخ داده‌اند كه اين ازدواج با زورگويى و تهديد عمر بن خطاب بوده است.

عده‌اى از دانشمندان شيعه و سنى با پذيرش اصل ازدواج، نكته ديگرى را مطرح كرده‌اند كه امّ‌كلثوم همسر عمر، دختر امير مؤمنان عليه السلام نبود؛‌ بلكه دختر ابوبكر بوده است؛ از جمله يحيى بن شرف نووى، مهمترين شارح صحيح مسلم در كتاب تهذيب الأسماء اين مطلب را نقل كرده و آيت الله مرعشى نجفى از عالمان شيعه در شرح احقاق الحق به اين مطلب تصريح كرده‌اند كه در ادامه مدرك و اصل سخن ايشان خواهد آمد.

گويا از بين پاسخ هاى موجود، پاسخ اخير كامل‌تر است؛ چرا كه از طرفى تمام روايات موجود در كتاب‌هاى اهل سنت كه ازدواج دختر امير مؤمنان عليه السلام را با خليفه دوم ثابت مى‌كند، با اشكالات سندى مواجه و با تعارض‌ها و تناقض‌هاى غير قابل جمعى كه دارند، غير قابل اعتماد هستند و از طرف ديگر در هيچ يك از روايات موجود در كتاب‌هاى شيعه، تصريح نشده كه امّ‌كلثوم دختر امير مؤمنان از حضرت زهرا عليهما السلام باشد؛ بلكه ازدواج دخترى به نام امّ‌كلثوم را كه در خانه امير مؤمنان بوده ثابت مى‌كنند.

اعتراف انديشمندى همچون نووى، برترين شارح صحيح مسلم كه گسترده‌ترين و مهمترين كتاب فقهى شافعى نيز متعلق به او است، عامل مهم ديگرى است كه اين ديدگاه را تقويت مى‌كند.

و نيز مى‌گوييم كه حتى در صورت اثبات چنين ازدواجى، نمى‌توان از آن رابطه صميمانه امير مؤمنان را با خلفا اثبات كرد؛ زيرا اين ازدواج نه تنها براى خليفه دوم فضيلت محسوب نمى‌شود؛ بلكه لكه سياهى است كه همانند تيرگى غصب خلافت، بر دامان او باقى مانده است؛ چرا كه در ماجراى اين ازدواج چيزهايى نقل شده است كه عرق شرم از پيشانى انسان غيرت مند جارى مى‌شود. اين مطلب را در محور چهارم بررسى كرده‌ايم.


فهرست مطالب

محور اول: دخترى به نام ام كلثوم وجود نداشته است


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 ساعت 14:12 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت


اهل دنیایی یا آخرت؟

 

تجملات، كاخ

بسیاری از افراد از خود می‌پرسند: از كجا بدانیم اهل دنیاییم یا آخرت؟ آیا دنیاگرایان و اهل آخرت نشانه‌ای دارند؟ در روایات بسیاری اوصاف این دو گروه ذكر شده است. یكی از این احادیث قدسی (1) را شیخ حسن بن ابوالحسن بن محمد دیلمی، در كتاب ارشاد القلوب، از حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روایت كرده كه حضرت فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله، در شب معراج از خداوند سؤال كرد: ... خداوندا! اهل دنیا كدام‌اند و اهل آخرت كدام؟

خداوند فرمود: اهل دنیا كسی است كه زیاد بخندد، زیاد بخوابد، زیاد خشمناك بشود، كمتر راضی باشد، به هر كس بدی كند، از او معذرت نخواهد و هر كس از او معذرت بخواهد، آن را قبول نكند. هنگام اطاعت خداوند كسل است؛ ولی موقع ارتكاب گناه شجاع و جری است. آرزوهای دور و دراز دارد، در صورتی كه مرگش به وی نزدیك‌تر است. از نفس خود حساب نمی‌كشد، زیاد حرف می‌زند، ولی نفعش به مردم كم است. از خدا نمی‌ترسد، ولی هنگام مشاهده غذا، شاد و خندان می‌شود. بدان كه اهل دنیا هنگام رفاه و وسعت رزق، خداوند را شكر نمی‌كنند، مردم را به چیزهایی دعوت می‌كنند كه خودشان ندارند و بدی‌های دیگران را به رخشان می‌كشند.

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) عرض می‌كند: خداوندا! غیر از این عیب‌ها، آیا در اهل دنیا خوبی هم هست؟ خداوند می‌فرماید: ای محمد! عیوب اهل دنیا زیاد است. در وجود آنها جهالت و حماقت هست و در مقابل كسی كه به آنها تعلیم می‌دهد، تواضع نمی‌كنند و در نفس خود، خود را عالم می‌دانند؛ ولی آنها در نزد عرفا جاهل‌اند.

ای احمد! اما اهل آخرت؛ سیمای آنها نرم و مهربان است، حیایشان زیاد است، كمتر حماقت دارند، نفعشان به مردم زیاد است و مكر و كیدشان كم، مردم از جانب آنها در امان هستند، ولی خود آنها از مردم رنج می‌برند. سخنانشان سنجیده و حساب شده است. همیشه از خود حساب می‌كشند و به نفس خود رنج می‌دهند و آن را سرزنش می‌كنند.

چشمانشان می‌خوابد؛ ولی دلهایشان بیدار است. اغلب از خوف خدا گریه می‌كنند و همیشه به ذكر خداوند مشغول‌اند. وقتی كه كاتبان اعمال مردم غافل را می‌نویسند، آنها را ذكرگویان می‌نویسند. در اول استفاده از نعمت، خدا را حمد می‌گویند و در آخر هم شكر می‌كنند. همیشه دعای آنها به سوی خداوند صعود می‌كند و سخنان آنها مسموع می‌باشد. ملائكه‌ به وسیله دعای آنان در زیر حجاب‌های ملكوتی شاد و خرم‌اند.

خداوند دوست دارد همیشه سخنان آنها را بشنود؛ همان طور كه پدر از شنیدن صدای فرزندش خوشش می‌آید. حتی در یك چشم به هم زدن هم از خداوند غافل نیستند. نه به طعام زیاد علاقه دارند و نه به زیاد حرف زدن و نه به زیادی لباس. همه مردم در نزد آنها مرده هستند، فقط خداوند است كه در نزد آنها زنده است و بخشنده‌ای است كه هرگز نمی‌میرد. به كسانی كه از آنها روگردان شوند، كرم می‌كنند و هر كس به آنان رو آورد، محبت بیشتر می‌نمایند. دنیا و آخرت در نزد آنها یكی است (یعنی آنها دنیا را فقط برای آخرت می‌خواهند). (2)

 

پی‌نوشت‌ها:

1. حدیث قدسی، حدیثی است كه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ایشان از خداوند جل علا برای ما روایت كرده‌اند؛ به تعبیر دیگر حدیث قدسی، آن بخش از سخنان خداوند است كه جزء آیات قرآن نیست.

2. كلیات حدیث قدسی، ص 394.

 

منبع:

سروش وحی، ش 16.

منبع:tebyan.net


 

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 2:40 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت


انسان کامل کیست؟!!

۱)نتيجه انسان كامل شدن

حجة الاسلام و المسلمين قدس مى گويد: ((روزى به آقا عرض كردم : يكى از طلاّب خواب ديدند در مكان مقدسى مشغول نماز است ، و وقتى به سجده مى رود همه سنگريزه ها با او تسبيح مى گويند.

فرمودند: اگر انسان ، كامل شود اين را در بيدارى مى شنود و مشاهده مى كند.))

۲)صورت كتيبه انسان كامل بدان اى عزيز كه قرآن كريم صورت كتيبه انسان كامل است ، و قرآن به راست ترين و درست ترين راه هدايت كننده است . خداوند سبحان مى فرمايد: ان هذا القرآن يهدى للتى هى اءقوم ؛ يعنى قرآن كريم عين صراط مستقيم است . قوله سبحانه : و ان هذا صراطى مستقيما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ؛ هر كس كه حقيقت قرآن را در خود پياده كرده است راه مستقيم به سوى هر خير را پيموده است . و هر كس به هر اندازه كه واجد آن است به همان اندازه قرآن و انسان است ، و به انسان كامل تقرب جسته است .

3)يکي از بزرگان مي فرمود: آيت الله حسينقلي همداني را در خواب ديدم پرسيدم آيا استاد ما سيد علي آقا قاضي انسان کامل است؟ ايشان فرمود: آن انسان کامل که تو در نظر داري نيست.

اين مسأله را به خود مرحوم قاضي عرض کردم. ايشان در جلسه درس این رؤیا را نقل کردند، ایشان با آن همه مقامات به شاگردانش می گوید: « من لنگه کفش انسانهای کامل هم نمی شوم! »

۴)انسان کامل از دیدگاه حجت الاسلام دانشمند:انسان کامل کسی است که در ۴ رابطه نمره بیست داشته باشد.یکی رابطه به انسان های دیگر دوم رابطه با خدا سوم رابطه با حیوانات چهارم رابطه با محیط اطراف

منابع:

1)پند های حکیمانه علامه حسن زاده عاملی

۲)برگی از دفتر افتاب

۳)برگرفته از سایت دانشگاه علوم و حدیت و وبلاگ مصباح الهدی


 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 22:0 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت


پاسخ به دو سوال

مستضعفين كدامند؟ وضع حشر و جزاى آنها را بيان فرماييد؟

ج :

در جواب سؤ ال ششم از مبحث عدل واضح گرديد و براى ازدياد توضيح مطلب ، عبارت علامه مجلسى (ره ) در كتاب ((حق اليقين )) نقل مى گردد. ايشان مى فرمايد اصل در اين باب اين است كه به اجمال بايد دانست كه دلايل عقليه و نقليه وارد شده است از آيات و اخبار كه حق تعالى عادل است و ظلم و جور نمى كند و در باب اطفال و مجانين و جماعتى كه معذور باشند و حجت برايشان تمام نشده باشد يا عقل ايشان ناقص باشد و تميز ميان حق و باطل نتوانند نمود، ايشان را بدون حجت ديگر كه برايشان تمام شود، عذاب نخواهد فرمود پس يا تكليف ايشان را خواهد كرد در آخرت وثواب و عقاب بر آن مترتب خواهد شد و يا ايشان را در ((اعراف )) كه مكانى است بين بهشت و جهنم جا مى دهند و يا در بهشت مى برند و درجه پايينى در بهشت خواهند داشت يا بعضى خدمتكار اهل بهشت خواهند بود يا اينكه بعضى در بهشت و بعضى در اعراف خواهند بود، پس چنانچه در حديث صحيح كلينى از زراره از حضرت صادق ( عليه السّلام روايت كرده است كه گفت سؤ ال كردم كه چه مى فرماييد راجع به اطفالى كه پيش از بلوغ مى ميرند، فرمود سؤ ال كردند از حضرت رسول ( صلّى اللّه عليه و آله ) از احوال ايشان (اطفال ) فرمود خدا داناتر است به آنچه ايشان خواهند كرد. حضرت فرمود يعنى دست از ايشان برداريد و در باب ايشان سخن مگوييد و علم ايشان را به خدا واگذاريد.

پس بايد علم ايشان را به خدا واگذاشت چون آنچه مقتضاى عدل يا فضل است با آنها معامله خواهد شد.

و نيز بايد دانست كه اگر خدمت اهل بهشت كنند چنانچه در بعضى روايات است به نحوى نخواهد بود كه بر آنها دشوار باشد بلكه متلذذ خواهند شد چنانچه ملائكه از خدمات مرجوعه به ايشان لذت مى برند. مخفى نماند كه آنچه از حالات ((مستضعفين )) ذكر شد غير اطفال مؤ منين است و ظاهرا خلافى نيست كه ايشان در آخرت ملحق به آباى خود مى شوند و در بهشت با ايشان خواهند بود براى زيادتى سرور پدرانشان .

و در كافى و فقيه و توحيد صدوق از حضرت صادق ( عليه السّلام ) مروى است كه اطفال مؤ منين اگر چه به حسب عمل قاصرند چون مكلف نبودند وليكن حقتعالى ايشان را ملحق به آباى ايشان مى نمايند تا چشمهاى ايشان به اولادهاى خود روشن شود.

سوال:

استدعا دارد شرائط و آداب قرائت قرآن كريم را بفرمائيد؟ و يك سالك الى الله در حين قرائت به چه موضوع بايد توجه داشته باشد؟ و چه شيوه عملى را بايد پيش خود نمايد.

 

 

 

پس انسان كه مى خواهد كلام خدا را قرائت كند و به آيات الهيّه ، قلب قاصى خود را مداوا كند و با كلام جامع الهى شفاى امراض قلبيّه خود را بگيرد و با نور هدايت اين مصباح منير غيبى و اين نورٌ على نور آسمانى طريق وصول به مقامات اخرويّه و مدارج كماليّه را دريابد بايد اسباب ظاهريّه و باطنيّه آنرا فراهم كند و آداب صوريّه و معنويّه آنرا فراهم كند، نه مثل ما كه اگر گاهگاهى هم تلاوت قرآن كنيم علاوه بر آنكه از معانى و مقاصد آن و اوامر و نواهى و وعظ و زجر آن بكلّى غافليم ، و گويى آياتى كه در آن ذكر اوصاف جهنّم و عذاب اليم آن يا بهشت و كيفيّات نعيم آن گرديده به ما ربطى ندارد، و نعوذباللّه در خواندن كتاب قصّه حضور قلب ما بيشتر و حواس ما جمعتر است از كتاب كريم خدايى ، از آداب ظاهّريه آن نيز غفلت كنيم .(81)

پس ، وظيفه سالك الى الله آن است كه خود را به قرآن شريف عرضه دارد و چنانچه ميزان در تشخيص صحّت و عدم صحّت و اعتبار و لااعتبار حديث آن است كه آن را به كتاب خدا عرضه دارند و آن چه مخالف آن باشد باطل و زخرف شمارند، ميزان در استقامت و اعوجاج و شقاوت و سعادت آن است كه در ميزان كتاب الله درست و مستقيم درآيد. و چنانچه خُلق رسول الله قرآن است خلق خود را با قرآن بايد متوافق كند تا با خلق ولى كامل نيز مطابق گردد. و خلقى كه مخالف كتاب الله است زخرف و باطل است . و همچنين جميع معارف و احوال قلوب و اعمال باطن و ظاهر خود را بايد با كتاب خدا تطبيق كند و عرضه دارد تا به حقيقت قرآن متحقق گردد و قرآن صورت باطنى او گردد.(82)

عزيزا! از خواب گران برخيز، و اين امراض گوناگون را با قرآن و حديث علاج كن و دست تمسّك به حبل اللّه متين الهى و دامن اولياء خدا زن ! پيغمبر خدا اين دو نعمت بزرگ را براى ما گذاشت .(83) كه به واسطه تمسّك به آنها از اين گودال ظلمانى طبيعت ، خود را نجات دهيم ، و از اين زنجيرها و غُلها خلاصى پيدا كنيم ، و به سيره انبياء و اولياء متصف شويم .(84)

 

منبع سوال اول:82 پرشس شهید دستغیب

منبع سوال دوم:خورشید عرفان(40 سوال عرفانی اخلاقی از امام خمینی(ره))


 

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 ساعت 1:24 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت


این هم چند تا سوال و جواب

 خداوند انسان را خلق کرد و مي دانست که ان انسان به بهشت مي رود پس چه نيازي بود خداوند انسان را خلق کند که مي دانست سرنوشتش چه طور است؟

انسانی که قابلیت کسب درجات عالیه را دارد، اگر خلق نمی شد جای آن داشت که خدایا چرا من را خلق نکردی تا آنکه در دنیا عبادت کنم و کسب فضائل کنم و از نعمت های تو برخوردار شوم، و دانستن خدا موجب مجبور بودن انسان نمی شود، بلکه انسان را خداوند موجودی با اراده و اختیار آفریده است که می تواند با اختیار وعقل و شعور و بهره گرفتن از تعلیمات انبیاء علیهم السلام، آینده سعادتمند خود را تأمین کند و به نعمت های جاودانی خداوند برسد. و اگر مقصودتان از سرنوشت آن است که چون خدا می دانست پس انسان مجبور است چنین چیزی صحیح نیست، بلکه آنچه خدا می داند آن است که این انسان با اراده خود یا راه درست را انتخاب می کند یا خدای ناکرده راه نا درست را.

 
 1)چرا براي گريه کردن در مراسم عزاداري چراغ ها را خاموش مي کنند؟ ايا اين سنت پیغمبر است؟
۲)ایا مراسماتي همچون 13 بدر و عيدي دادن درست هستند؟
3)مگر نمي گويند که خداوند بر انسان محرم است پس چرا براي مثال يک زن نمي تواند به داخل يک اتاق برود و در را ببنند و يا بدون رو سري يا لباس نماز بخواند؟   
 
1-  خیر سنت نیست، لکن در حالت تاریکی افراد تمرکز بیشتر پیدا می کنند و حالت حزن وغم تشدید می شود و افرادی که می خواهند برای امام حسین علیه السلام گریه کنند از دیگران خجالت نمی کشند و راحت ترند . بنابراین گرچه ریشه شرعی در این کار وجود ندارد لکن کار مناسبی است .
۲-  نوروز جنبه های مثبت فراوانی دارد و در بعض روایات اعمالی هم مربوط به آن وارد شده است، جنبه های مثبت مثل صله رحم، دید و بازدید، دادن عیدی و امثال آن خوب است،  اما جنبه های منفی مثل ترقه بازی و یا تقیّد به سیزده بدر و امثال آن مناسب نیست. گر چه رفتن به دامن طبیعت واستفاده از هوای آزاد و تفریح سالم در طول سال در صورتی که آلوده به معصیت نباشد اشکالی ندارد، و عیدی دادن هم اشکال ندارد.
3- این از احکام الهی است و مربوط به محرم و نا محرم نیست واگر این بحث مطرح بود در این صورت چون خدا همه جا حاضر است پس هیچ کس نباید لخت می شد.


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه دهم اسفند 1384 ساعت 7:2 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت


این هم یک سوالی که ممکنه یک نفر ازتون بپرسه

مگر امام حسين پيروز کربلا نبود پس چه اجتياجي دارد ما براي امام حسين سينه بزنيم لباس سياه بپوشيم و به حسينيه برويم و........ مي خواستم علت اين را بدانيم و بيشتر از همه دوست دارم ببينم چرا براي امام حسين لباس سياه مي پوشيم؟

گرچه ابا عبدالله الحسین آن امام عزیز و بزرگوار پیروز میدان بودند لکن پیروزی ایشان به این معنا است که مقصود ایشان از جنگ و نبرد احیاء دین جدّ بزرگوارشان پیامبر اسلام بوده و این غرض حاصل شده است، لکن در ظاهر امر به گونه ای دیگر بود یعنی در میدان لشکر یزید که تمام لشکر امام حسین علیه السلام را کشته است و آن ظلمها و فجایع را انجام داده است فکر می کند خودش پیروز است فلذا روی کرد به زینب کبری علیها سلام در حال اسارت و به ایشان گفت دیدی که برادرت حسین کشته شد و موفق نشد نظر تو چیست؟ و زینب علیها سلام در جواب فرمود: «ما رأیت الا جمیلا» هرچه می بینم زیبائی است زیبائی انجام فرمان الهی و ایستادگی در مقابل کفر و ظلم و ستم حتی به قیمت کشته شدن و تسلیم اوامر الهی بودن فلذا ما نیز برای مظلومیت آن بزرگوار که خود را فدای هدایت مردم و نجات همه انسانها از جهالت و کفر می باشد گریه وعزاداری می کنیم و لباس سیاه در جامعه نشانه عزاداری است.

والسلام


 

نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 ساعت 12:18 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت


پرسش و پاسخ از علامه طباطبایی

چند سوال از علامه طباطبائي با پاسخ اين سوالات

 

مقام امامت ، بالاتر است يا نبوت ؟

آيا امامت بالاتر است يا نبوت ؟
امامت از نبوت بالاتر است ، زيرا حضرت ابراهيم عليه السلام ، عبد، نبى ، رسول اولوالعزم و خليل بود، ولى بعد از اين همه مقامات ، خداوند متعال به او فرمود: انى جاعلك للناس اماما (بقره : 124)(من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم .(

 
آيا پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم امام هم بود؟
يقينا امام بود، زيرا هيچ وقت زمين از حجت خالى نمى ماند.

 

پيغمبر جن و انس

 
آيا پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم بر جنيان هم مبعوث گرديده است ؟
خداوند متعال مى فرمايد: و اذ صرفنا اليك نفرا من الجن يستمعون القرآن ، فلما حضروه قالوا: انصتوا، فلما قضى ، و لوا الى قومهم منذرين) احقاف : 29)
و چون تنى چند از جن را به سوى تو روانه كرديم كه قرآن را بشنوند، پس چون بر آن حاضر شدند، به يكديگر گفتند: گوش فرا دهيد و چون به انجام رسيد، براى انذار به سوى قوم خود بازگشتند.
از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم بر آنان نيز مبعوث گرديده است .

 

شفاعت كبراى رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم

منظور از شفاعت در جمله و تقبل شفاعته چيست ؟
شفاعت كبرى منظور است ، در حديثى از امام باقر عليه السّلام آمده است : همه انبياء و اولياء عليهم السلام محتاج به شفاعت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم هستند.و ديگران هم كه از اين خوان لقمه اى بر مى دارند به رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ملحق مى گردند.

 

راه رسيدن به امام زمام عليه السّلام

 
راه رسيدن به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف چيست ؟
 
امام زمان عليه السّلام خود فرموده است:شما خوب باشيد، ما خودمان شما را پيدا مى كنيم.

 

آيا در زمان حضرت مهدى عليه السّلام همه مسلمان مى شوند؟

 
آيا روايتى كه مى گويد:همه در زمان حضرت مهدى عليه السّلام مسلمان مى شوند درست است ؟
خداوند متعال مى فرمايد: اذ قال الله : يا عيسى ، انى متوفيك و رافعك الى و مطهرك من الذين كفروا، و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيامه ، ثم الى مرجعكم فاحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون (آل عمران : 55)
ياد كن  هنگامى را كه خدا گفت : اى عيسى ، من تو را بر گرفته ، و به سوى خويش بالا مى برم ، و تو را از آلايش كسانى كه كفر ورزيده اند پاك مى گردانم ، و تا روز رستاخيز كسانى را كه از تو پيروى كرده اند فوق كسانى كه كافر شده اند قرار خواهم داد. آنگاه فرجام شما به سوى من است ، پس در آنچه بر سر آن اختلاف مى كرديد ميان شما داورى خواهم نمود.
ظاهرا روايت فوق مخالف ، با اين قسمت از آيه است كه مى فرمايد: و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيامه زيرا اين جمله مى رساند كه كفار تو روز قيامت وجود دارند. در روايتى نيز آمده است كه :حضرت از آنها جزيه مى گيرد.

 

تكثير نسل بشر از آدم و حوا عليهماالسلام

 
آيا همه افراد بشر از حضرت آدم و حوا عليهم السلام به وجود آمده و تكثير نسل يافته اند؟

بله ، از دو آيه شريفه استفاده مى شود كه تمام افراد بشر از آن حضرت آدم و حوا عليهم السلام تكثير يافته اند.
خداوند سبحان مى فرمايد خلقكم من نفس واحده و خلق منها زوجها، و بث منهما رجالا كثيرا و نساء (نساء: 1)شما را از يك تن بيافريد، و همسر او را هم از (نوع ) او آفريد، و مردان و زنان بسيارى از آن دو بپراكند.
و نفرمود بث منهما و من غيرهما. از آن دو و غير ايشان ، مردان و زنان بسيار بپراكند.
همچنين مى فرمايد يا بنى آدم ، لايفتننكم الشيطان كما اخرج ابويكم من الجنه . (اعراف : 27) اى فرزندان آدم ، مبادا شيطان شما را بفريبد، چنانكه پدر و مادرتان را از بهشت بيرون آورد.

برگرفته از کتاب در محضر علامه طباطبایی که اگر می خواهید این کتاب رو دانلود کنید اینجا رو کلیک کنید


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه دوم بهمن 1384 ساعت 14:54 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت


چرا نام حضرت علی در قران نیامده؟

چرا نام حضرت علي در قران نيامده

جوابش خيلي ساده است.

اولا بايد بگويم كه نام ديگران هم نيست

ثانيا مواردي در قران كريم داريم كه چون با سليقه افراد جور در نمي امده انرا را با كمال شهامت از مسير حقيقي خود خارج كرده  اند و حتي در مورادي مي گفتند و حتي در مورادي مي گفتند كه مسائلي كه در زمان پيامبر حلال بوده بنده حرام مي كنم!!ايا با اين روحيه اگر نام حضرت علي(ع)در قران بود خطري براي قران احساس نمي شد؟؟؟!!!!!و قران را در معرض رد و ايراد و اثبات و انكار قرار نمي داد؟

از همه گذشته مثال معروفي است كه ميگويند‌‌ پا دادن بهتر از بغل كردن است ما اگر صفات معيار هاي به مردم بدهيم تا خودشان ان را طتبيق دهند بهتر از ان است نام ببريم كه به ظاهر جنبه تحميلي داشته باشد.

خلاصه و فشرده شده ترش اينه كه:خيلي ها ممكن كه با ائمه لج باشن يا رابطه خوبي نداشته باشن و اين خود باعث ميشدكه  اگر نام حضرت علي د ر قران بود قران تحريف بشه.

منبع كتاب امامت اقاي قرائتي

 اگر می خواید کتاب اقای قرائتی در این مورد رو دانلود کنید روی emamat.pdfکلیک کن

 


 

نوشته شده توسط رضا در شنبه یکم بهمن 1384 ساعت 21:14 موضوع پرسش و پاسخ دینی | لینک ثابت