تبليغاتX
انسان کامل
تناقض میان نظر برخی مراجع تقلید درباره روز عید فطر با فتاوای آنان

اعلام روز دوشنبه به‌عنوان عید سعید فطر از سوی برخی مراجع محترم تقلید در حالی انجام شد که رهبر معظم انقلاب به‌عنوان ولی‌فقیه و حاکم شرع، حکم به عید بودن روز یکشنبه دادند.

این اعلام نظر از سوی برخی مراجع تقلید مانند آیات عظام وحید خراسانی، سیستانی، مکارم شیرازی، صافی گلپایگانی، موسوی اردبیلی و افرادی مانند صانعی و منتظری با واکنش‌های متفاوتی روبرو شد. برخی صاحب‌نظران در این زمینه معتقدند شأن مرجع تقلید افتا است و نه ورود به مصداق، به این معنی که مرجع تقلید با فتوا دادن درخصوص راه‌های ثابت شدن اول ماه، تشخیص مصداق را برعهده مقلد می‌گذارد.

از سوی دیگر برخی نیز تأکید دارند اساساً اعلام عید فطر، شأن حکومتی و در صلاحیت حاکم شرع است و نه هر فرد دیگری. بر این مبنا، حتی چنانچه اول ماه بر یک مرجع تقلید محرز نشد و یا یک روز زودتر از حاکم شرع بر او محرز شد، وی نباید آن را اعلام عمومی کند.

با این‌همه، بررسی موردی فتاوای این مراجع محترم نشان می‌دهد که به‌جز آیت‌الله وحید خراسانی و آیت‌الله سیستانی، هر 3 مرجع محترم دیگر، یکی از راه‌های ثابت شدن اول ماه را حکم حاکم شرع می‌دانند و با این اوصاف، مشخص نیست چرا در این زمینه برخلاف فتوای خود عمل کرده‌اند.

در مسئله 1739 رساله توضیح‌المسائل آیت‌الله صافی گلپایگانی در خصوص راه پنجم ثابت شدن اول ماه آمده است: «پنجم- آن كه حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.»

همچنین در مسئله 1740 تأکید شده است: اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسى هم كه تقليد او را نمى كند، بايد به حكم او عمل نمايد ولى كسى كه مى داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى تواند به حكم او عمل نمايد.

روشن است که براساس این فتوا، تنها دلیل عدم تبعیت از حکم حاکم شرع، علم به اشتباه او است و این در حالی است که با اعزام 150 گروه استهلال به نقاط مختلف کشور که احتمال استهلال در آن نقاط با محاسبات نجومی بیشتر بود و تصویربرداری از لحظه استهلال، احتمال اشتباه حاکم شرع منتفی است.

همچنین در مسئله 1456 رساله آیت‌الله مکارم شیرازی نیز راه پنجم ثبوت اول ماه، حکم حاکم شرع دانسته شده و آمده است: «5ـ حكم حاكم شرع، به اين صورت كه براى مجتهد عادلى اوّل ماه ثابت شود و سپس حكم كند كه آن روز اوّل ماه است، در اين صورت پيروى از او بر همه لازم است، مگر كسى كه يقين به اشتباه او دارد.»

آیت‌الله موسوی اردبیلی نیز در مسئله 1812 رساله عملیه خود، راه پنجم ثابت شدن اول ماه را حکم حاکم شرع خوانده و در مسئله 1813 نیز تصریح می‌کند: «اگر حاكم شرع حكم كند كه اوّل ماه است، كسى كه از او تقليد نمى‏كند نيز بايد به حكم او عمل نمايد؛ ولى كسى كه مى‏داند حاكم شرع اشتباه كرده، نمى‏تواند به حكم او عمل نمايد.»

اگرچه آیت‌الله وحید خراسانی و آیت‌الله سیستانی نظر متفاوتی دارند و به ترتیب در مسئله 1739 و 1740 رساله‌های توضیح المسائل خود معتقدند اول ماه به حکم حاکم شرع ثابت نمی‌شود.

اما حتی چنانچه از این مسئله که اعلام عمومی اول ماه و به‌ویژه عید سعید فطر از شؤن حکومتی و انحصاراً دراختیار ولی‌فقیه است، گذشته شود، تناقض میان فتوی و اقدام حداقل 3 تن از مراجع معظم تقلید که موجب ایجاد جو دودلی و تقویت بدبینی‌های اخیر در بین مردم و سوء استفاده رسانه‌های بیگانه شده است، امری عجیب و کم‌سابقه است.

منبع:rajanews.com


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 4:4 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


توهین به مراجع

یکی از علت های درهم پیچیدگی اوضاع ما درکشور ، همین دخالت های بی حدومرز مراجع و امام جمعه ها و روحانیانی است که درامور حکومتی دخالت می کنند و هرگز نیز مسئولیت عواقب ناشی از دخالت های مکررخود را نمی پذیرند!

تاریخ: ۱۳ شهریور ۱۳۸۷

محمد نوری زاد از نویسندگان و کارگردانان کشور که ادعای فعالیت های ارزشی دارد در مطلبی نسبت به مراجع تقلید و علما نظرات وقیحانه ای منتشر کرد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 17:12 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


ما دور از خدا هستیم اما خدا به ما نزدیک است

"" ما دور از خدا هستیم اما خدا به ما نزدیک است"" 

 حالا بريم سراغ جمله:

شنيدين ميگن خدا گفته " من از رگ گردن به شما نزديكترم "؟. اين يعني چي؟؟ ديگه مگه از رگ گردن  ميشه چيزي يا كسي نزديك تر به ما باشه؟؟ عجب!! خدا چرا اينو گفته؟؟ مي دونين چيه واقعا هم از رگ گردن به ما نزديكتره، چرا؟؟ چون خدا در درون ماست، چرا؟؟ چون خود ماست، چرا؟؟ چون جزئي از ماست.اگه خدا در ما  از خودش چيزي به امانت نمي گذاشت ما الان مثل يك ربات بوديم همين و بس. بيشتر از اون نبوديم ، نه حسي، نه عشقي، نه علاقه اي، نه معرفتي ( البته داريم كم كم  به جناب ربات تغيير هويت ميديم ). خدا وقتي ميگه من از خودم در شما دميدم، يعني چي؟؟ يعني اينكه بابا جان، اي جان من، اي آدم، اي انسان نگو خوب بودن سخته نگو من نمي تونم بهش نزديك بشم نگو محمد و علي، محمد و علي بودن كه فلان كار رو مي كردن من نمي تونم.اصلا آره اونا محمد و علي هستن ولي تو هم تو هستي اگه نميتوني مثل اونا باشي لااقل سعي كن شبيه اونا بشي.

پس براي آخرين بار: خدا از خودش در وجود تو ميراثي گذاشته كه براي كارهاي بد بهانه نداشته باشي، براي سرپيچي بهانه نداشته باشي كه بگي مثلا من كه خدايي نديدم پس خدايي نيست و ازين حرف ها.

اگه تو هم بخواي مي توني خدا بشي(اون خدا نه ي خداي ديگه، ديگه فهميدن منظورم با خودت است)ولي بايد تلاش كني، تلاش،تلاش،تلاش.

الان بلند شو برو تو آينه خودت رو نگاه كن ببين كي يا چي مي بيني!! قشنگ نگاه كن با دقت!! چي مي بيني؟؟ آهان بگو نترس آره داري درست ميگي بگو آره آفرين !!!! تو الان داري خدا رو مي بيني، تو نشانه اي از قدرت خدا هستي، تو نشانه اي از عظمت اون هستي، تو نشانه اي از پاك بودن خدايي و تو نشان از همه چيز خدايي.

تو نماينده ي خدا در زميني، پس بايد به بقيه ي موجودات اثبات كني لياقت اينو داري كه نماينده ي خدا باشي در زمين. پاشو همين الان پاشو، همين الان تصميم بگير تلاش كني خودت رو عوض كني.

 

ديدين خدا چه قدر به ما نزديكه، نه ديگه خداييش ديدين ديگه!! حالا اينكه خدا به ما نزديكه معلوم شد.

اما ي رابطه ي طرفه هيچ وقت ادامه دار نبوده، هيچ وقت. خدا هي مياد جلو تو ميري عقب، مياد جلو تو ميري عقب، مياد جلو تو ميري عقب، خوب مي بينه نميخواي نزديك شي اون تو رو عقب تر مي بره چرا چون تو ميخواي،‌ تو هر چي بخواي خدا هم همون رو برات مي خواد . خدا هميشه مياد جلو اوني كه ميره عقب تو هستي.

خدا همیشه میاد جلو ولی عقب نمیره یعنی چی؟؟ یعنی خدا هر چقدر هم بهت نزدیک بشه بعدش خودش رو دور نمیکنه اون تو هستی که خدا رو از خودت دور می کنی. 

پس همه ي ما ي جورايي دور از خدا هستيم.

منبع:

door-az-khoda.blogfa.com


 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 17:5 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


تعريف برزخ

در تعريف ((برزخ )) چنين گفته اند: فاصله بين دو چيز را ((برزخ )) مى گويند: مانند پرده اى كه بين زن ها و مردها زده شود، ديوار بين دو خانه ، مرز بين دو ملك ، فاصله بين دو نهر آب يا دو دريا، كسى كه بين دو نفر واقع مى شود كه با هم نزاع نكنند، همه اين ها را ((برزخ )) مى نامند.
((برزخ )) عالمى بين ((دنيا)) و ((آخرت )) است كه آن را عالم قبر هم مى گويند: فاصله بين مرگ تا قيامت ، بين دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا برانگيخته شدن در روز قيامت را ((برزخ )) گويند.
((برزخ )) نه مربوط به دنيا است و نه مربوط به آخرت . مربوط به دنيا نيست ؛ چون زندگى آن جا مانند زندگى دنيا نمى باشد؛ زيرا روح در دوران برزخ ، در قالب مثالى نازك و هوايى نرم تر از بدن فعلى قرار مى گيرد كه در آن ، جرم و تيرگى مادى و لطافت مجردات نيست . بلكه جسمى بين بدن و روح است .
عالم برزخ از نظر وسعت نسبت به دنيا، مانند دنيا نسبت به رحم مادر است بدين جهت نمى توانيم ويژگى هاى عالم برزخ را تصور كنيم ، چنان چه كودك در رحم مادر نمى تواند ويژگى هاى دنيا را بفهمد با اين كه به زودى به عالم دنيا وارد مى شود.
كلمه ((برزخ )) سه مورد در قرآن وجود دارد و در هر سه مورد به معناى فاصله بين دو چيز آمده است . آن موارد از اين قرارند:
1- مرج البحرين يلتقيان بينهما برزخ لايبقيان

خداوند، ((دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو، فاصله اى قرار داد تا هيچ كدام از مرز و حد خود خارج نشوند)).
2- و جعل بينهما برزخا و حجرا محجوراو خداوند ((بين دو دريا (درياى شيرين و خوش گوار و درياى شور و تلخ ) فاصله و حايلى قرار داد تا هميشه از هم جدا باشند.))
3- و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون((و از پشت سر آن ها (از لحظه مرگ ) تا روز قيامت و بر انگيخته شدن فاصله و برزخى قرار داده شده است .))
در اين سه آيه ، ((برزخ )) به معناى فاصله بين دنيا و آخرت و بين دو دريا و دو آب آمده است :
در نهج البلاغه هم كلمه ((برزخ )) در دو مورد آمده است :
1- سلكوا فى بطون البرزخ سبيلا
حضرت على در رابطه با پادشاهان و كسانى كه در دنيا داراى مقام و عزت ، اعتبار و افتخار، قدرت و شوكت بودند مى فرمايد: آن ها پس از مرگ ((در درون برزخ (قبرها) خزيدند)) و زمين بر آنها مسلط شد، از گوشت هايشان خورد و از خون هايشان آشاميد، در حفره هاى گورستان صبح كردند در حالتى كه به صورت درختى خشك و بدون رشد بودند.
آن حضرت در اين جا ((برزخ )) را به معناى قبر گرفته اند؛ چون مى فرمايد: در درون ((برزخ )) آرميدند و قبر را ((دوزخ )) ناميده است ؛ زيرا فاصله بين ميت و اهل دنيا يا بين دنيا و آخرت است .
2- در رابطه با اهل ذكر مى فرمايد:
فكانما اطلعموا غيوب اهل البرزخ فى طول الاقامه
خداشناسان و اهل ذكر چنان به آخرت ايمان و يقين دارند كه گويا دنيا را به پايان رسانده و به آخرت وارد شده اند، امور آخرت را كه ديگران از آن ها آگاه نيستند مشاهده نموده و به چشم ديده اند تا جايى كه مى فرمايد:
((گويا آنان از پشت ديوار اين جهان سر بر آورده و بر احوال پنهان برزخيان اطلاع يافته و آن ها را مى نگرند)).


 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 4:57 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


فوائد زيارت اهل قبور

لازم است بدانيم زيارت مردگان چيست ؟ مسلم است كه زيارت اهل قبور به خصوص علماء و شهداء و مقربان درگاه خدا فوائد بسيارى دارد. از جمله :
1- زيارت قبور ائمه و مقربان ، زائر را از هر آلودگى و خباثت نفس و گناه پاك و منزه مى سازد.
2- زيارت قبور ائمه و مؤ منان ارتباط پيدا كردن با روح متوفى است ، زيارت كننده از آن روح پاك مدد مى گيرد، هر چه روح پاك تر و عالى تر باشد، زائر بهره بيشترى از او خواهد برد.
3- حاجت انسان بر سر قبر علماء و صلحا و شهداء، بيشتر برآورده مى شود، اصولا در جاهايى كه مردمان بزرگ و اولياء خدا دفن شده اند مردم بيشتر به زيارت مى روند و حاجت بيشترى مى گيرند.
4- زيارت اهل قبور، انسان را به ياد مرگ و عالم قبر مى اندازد، او را آخرت و خدا نزديك مى كند، كم تر دل دنيا مى بندد و خود را در آينده جزء اموات به حساب مى آورد.
5 - ناراحتى زائر كم تر مى شود و در اثر زيارت و گريه بر بالين قبور، غم و قصه او از بين مى رود، عقده هاى او بيرون ريخته مى شود. در روايات آمده است : هر وقت خيلى خوشحال يا ناراحت مى باشى به قبرستان برو و قدرى راجع به ساكنان آن جا فكر و تاءمل كن تا به حالت عادى بر گردى .
6- هم تو با آن ها و هم آنان با تو انس مى گيرند! از رفتن تو به زيارت آنان خوشحال و خشنود مى شوند، و درباره تو دعا مى كنند.
چون روح ميت كه به زيارت خود ارتباط بيشترى دارد زيارت اموات بر سر قبرشان اثر بيشترى خواهد داشت . نبايد گفت : براى اموات فرقى ندارد! چه سر قبرستان رويم و چه جاى ديگر، فقط به ياد آن ها بودن كافى است ؟
مؤ منانى كه به زيارت اهل قبور مى روند به واسطه دريچه قبور، خود را به روح آن معصوم ، عالم ، شهيد، مؤ من و مقرب درگاه خدا مرتبط نموده و به اين وسيله با تمام وسعت عالم معنى با ارواح ارتباط پيدا مى كنند و بهره كافى مى گيرند.


 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه پنجم شهریور 1387 ساعت 4:55 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


دکتر عصام العماد یک وهابی که شیعه شد.

دکتر عصام العماد یک وهابی که شیعه شد. 

جناب دکتر عصام فرزند علامه علی یحیی العماد در سال 1968 میلادی در استان «إب»، روستای «الصبار»به دنیا آمد. روستای الصبار به پایتخت وهابیت در استان إب مشهور می باشد. ساکنان این استان از عقاید وهابیت تاثیر پذیرفته اند. خانواده ایشان خانواده ای است که تکثر مذهبی را پذیرفته است و تفاوت مذهبی در اعضای خانواده ایشان مشهود است. برخی افراد این خانواده معتقد به مذهب «زیدیه» صالحیه می باشند، برخی دیگر وهابی و برخی هم به تشیع دوازده امامی معتقد شده اند. این گروه از زیدیه(یعنی زیدیه صالحیه) از شیفتگان خلیفه اول و دوم وسوم هستند و ......


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رضا در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 3:47 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


پند ها و حکمت هایی از علی (ع)

حكمت 301احتياط در فرستادن پيك ها و نامه ها(اجتماعى، سياسى)

وَ قَالَ [عليه السلام] رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ وَ كِتَابُكَ أَبْلَغُ مَا يَنْطِقُ عَنْكَ .

و درود خدا بر او ، فرمود: فرستاده تو بيانگر ميزان عقل تو ، و نامه تو گوياترين سخنگوى تو است!.


 

حكمت 302نياز انسان به دعا(معنوى)

وَ قَالَ [عليه السلام] مَا الْمُبْتَلَى الَّذِى قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ بِأَحْوَجَ إِلَى الدُّعَاءِ الَّذِى لَا يَأْمَنُ الْبَلَاءَ .

و درود خدا بر او ، فرمود: آن كس كه به شدت گرفتار دردى است نيازش به دعا بيشتر از تندرستى است كه از بلا در امان است نمى باشد.


 

حكمت 303ارزش دنيا دوستى(اخلاقى، تربيتى)

وَ قَالَ [عليه السلام] النَّاسُ أَبْنَاءُ الدُّنْيَا وَ لَا يُلَامُ الرَّجُلُ عَلَى حُبِّ أُمِّهِ .

و درود خدا بر او ، فرمود: مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ كس را بر دوستى مادرش نمى توان سرزنش كرد.


 

حكمت 304ضرورت پاسخ دادن به درخواست ها(اخلاقى، اقتصادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَى اللَّهَ .

و درود خدا بر او ، فرمود: نيازمندى كه به تو روى آورده فرستادة خداست ، كسى كه از يارى او دريغ كند، از خدا دريغ كرده، و آن كس كه به او بخشش كند، به خدا بخشيده است.


 

حكمت 305غيرتمندى و ترك زنا(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ [عليه السلام] مَا زَنَى غَيُورٌ قَطُّ .

و درود خدا بر او ، فرمود: غيرتمند هرگز زنا نمى كند.


 

حكمت 306نگهدارندگى أجل(اعتقادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] كَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً .

و درود خدا بر او ، فرمود: اجل ، نگهبان خوبى است (43).


 

حكمت 307مشكل مال غارت شده(اقتصادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] يَنَامُ الرَّجُلُ عَلَى الثُّكْلِ وَ لَا يَنَامُ عَلَى الْحَرَبِ .
قال الرضى و معنى ذلك أنه يصبر على قتل الأولاد و لا يصبر على سلب الأموال .

و درود خدا بر او ، فرمود: آدم داغدار مى خوابد، اما كسى كه مالش غارت شده نمى خوابد.
مى گويم: (معناى سخن امام، اين است كه انسان بر كشته شدن فرزندان بردبارى مى كند اما در غارت ربوده شدن اموال بردبار نيست).


 

حكمت 308ره آورد دوستى پدران(اخلاقى، اجتماعى)

وَ قَالَ [عليه السلام] مَوَدَّةُ الْآبَاءِ قَرَابَةٌ بَيْنَ الْأَبْنَاءِ وَ الْقَرَابَةُ إِلَى الْمَوَدَّةِ أَحْوَجُ مِنَ الْمَوَدَّةِ إِلَى الْقَرَابَةِ .

و درود خدا بر او ، فرمود: دوستى ميان پدران ، سبب خويشاوندى فرزندان است. خويشاوندى به دوستى نيازمندتر است از دوستى به خويشاوندي.


 

حكمت 309ارزش گمان مؤمن(اخلاقى، معنوى)

وَ قَالَ [عليه السلام] اتَّقُوا ظُنُونَ الْمُؤْمِنِينَ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ الْحَقَّ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ .

و درود خدا بر او ، فرمود: از گمان مؤمنان بپرهيزيد كه خدا حق را بر زبان آنان قرار داده است.


 

حكمت 310ضرورت اطمينان به وعده هاى الهي (اعتقادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] لَا يَصْدُقُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَكُونَ بِمَا فِى يَدِ اللَّهِ أَوْثَقَ مِنْهُ بِمَا فِى يَدِهِ .

و درود خدا بر او، فرمود: ايمان بنده اى درست نباشد جز آن كه اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد كه در دست اوست.


 

حكمت 311نفرين امام [عليه السلام](اعتقادى)

وَ قَالَ [عليه السلام] لِأَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ قَدْ كَانَ بَعَثَهُ إِلَى طَلْحَةَ وَ الزُّبَيْرِ لَمَّا جَاءَ إِلَى الْبَصْرَةِ يُذَكِّرُهُمَا شَيْئاً مِمَّا سَمِعَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص فِى مَعْنَاهُمَا فَلَوَى عَنْ ذَلِكَ فَرَجَعَ إِلَيْهِ فَقَالَ إِنِّى أُنْسِيتُ ذَلِكَ الْأَمْرَ فَقَالَ ع إِنْ كُنْتَ كَاذِباً فَضَرَبَكَ اللَّهُ بِهَا بَيْضَاءَ لَامِعَةً لَا تُوَارِيهَا الْعِمَامَةُ .
قال الرضى يعنى البرص فأصاب أنسا هذا الداء فيما بعد فى وجهه فكان لا يرى إلا مبرقعا .

و درود خدا بر او، فرمود: (چون به شهر بصره رسيد خواست انس بن مالك را به سو طلحه و زبير بفرستد تا آنچه از پيامبر (ص) دربارة آنان شنيده ، يادشان آورد، أنس ، سرباز زد و گفت من آن سخن پيامبر (ص) را فراموش كردم، فرمود) (44)
اگر دروغ مى گويى خداوند تو را به بيمارى بُرُص (سفيدى روشن) دچار كند كه عمامه آن را نپوشاند، (پس از نفرين امام ، أنس به بيمار برص در سر و صورت دچار شد ، كه همواره نقاب مى زد).

لطفا به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سید ایلیاد موسوی در شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 14:21 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


پندهایی از مولا علی(ع)

امام علی (ع) :

۱. هـر گـاه ديـدى خـداوند با وجود گناهان ، پيوسته به تو نعمت مى دهد ، به هوش باش كه آنها براى تو نوعى غافلگيرى و مرگ ناگهانى است. (شرح غررالحكم ، ج 3، ص 132)

2. خـداونـد هـرگـز جـبـاران دنـيا را در هم نشكسته مگر پس از آنكه به آنان نعمت فراوان بخشيد. و هـرگـز اسـتـخـوان شـكـسـتـه زنـدگـى مـلتـى را تـرمـيـم نـكـرده مـگـر پـس از آزمـايـش و تحمل مشكلات فراوان. (نهج البلاغه ، خ 87، ص 219)

3. ارزش آدمى به هنگام مواجهه با مشكلات آشكار مى شود. (شرح غررالحكم ، ج 4، ص 320)

4. اعتماد كردن به هر كس پيش از آزمودن و ارزيابى ، نشان ناتوانى است . (نهج البلاغه ، ح 376)

5. هـر قـدر امـتحان و آزمايش بزرگ تر و مشكل تر باشد ، ثواب و پاداش ، گرانقدرتر و بيشتر خواهد بود. (همان ، خ 234، ص 792)

6. اما خداوند بندگانش را به انواع شدايد مى آزمايد و با انواع مشكلات دعوت به عبادت مى كند و به اقسام گرفتاريها مبتلا مى نمايد تا تكبر را از قلبهايشان خارج سازد و خضوع و آرامش را در آنها جايگزين نمايد. (نهج البلاغه ، خ 234، ص 795)

7. پاداش بزرگ با بلاى بزرگ همراه است . (شرح غررالحكم ، ج 2، ص 527)

8. بـسـا كـسـان كـه نـكـو حـاليـشـان دام بـلا اسـت ، خـطاپوشى شان موجب غرور ، و حُسن شهرت و خـوشـنامى شان سبب غلتيدن به گرداب فتنه. در ميان آزمون هاى الهى هيچ آزمونى همانند مهلت دادن به چنين كسانى نيست . (نهج البلاغه ، ح 252، ص 1201)


 

نوشته شده توسط سید ایلیاد موسوی در شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 14:19 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


کســــانی که وارد جهنـــم می شوند

گروه هایی که قرآن می گوید وارد جهنـــــم می شوند عبــارتند از :

۱ـ کافران :
بقره/۹۰ ٬ ۱۰۴ ٬ ۱۲۶ - آل عمران/ ۴ ٬ ۱۰ ٬ ۱۲ ٬ ۵۶ ٬ ۹۱ ٬ ۱۰۶ ٬ ۱۳۱ - نساء/ ۱۴ ٬ ۱۸ ٬ ۳۷ ٬ ۵۵ ٬ ۵۶ ٬ ۱۰۲ ٬ ۱۵۱ ٬ ۱۶۱ ٬ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ ٬ - انعام/ ۳۰ ٬ ۴۷ ٬ ۷۰ ٬ ۱۷۰ - انفال/ ۱۴ ٬ ۳۵ - مائده/ ۱۰ ٬ ۳۶ ٬ ۳۷ ٬ ۶۸ - توبه/ ۳ ٬ ۴۹ - یونس/ ۴ ٬ ۷۰ - عنکبوت/ ۵۴ - فاطر/ ۷ - شوری/ ۲۶ - جاثیه/ ۱۱ - احقاف/ ۳۴ - مجادله/ ۴ ٬ ۵ - ملک/ ۶ ٬ ۲۸ - معارج/ ۱ - احزاب/ ۸ - فصّلت/ ۲۷ - فتح/ ۲۵ - ابراهیم/ ۲ ٬ ۲۲ - غاشیه/ ۲۴

لازم به ذکر است که بیشترین آیات جهنم ٬ مربوط به کــافران است.

۲ـ ظالمان و ستمگران :
آل عمران/ ۱۵۱ - نساء/ ۱۶۸ ٬ ۱۶۹ - مائده/ ۱۲۹ - اعراف/ ۴۱ - نحل/ ۱۱۳ ٬ ۸۵ - کهف/ ۲۹ - حج/ ۲۵ - انبیاء/ ۲۹ - مریم/ ۷۲ - ابراهیم/ ۲۲ - شوری/ ۲۱ ٬ ۴۴ ٬ ۴۵ - زخرف/ ۳۹ ٬ ۶۵ - سبأ/ ۴۲ - طور/ ۴۷ - فرقان/ ۱۹ ٬ ۳۷ - جن/ ۱۵ - انسان/ ۳۱

۳ـ مشرکان :
توبه/ ۱۷ - اسراء/ ۳۹ - احقاف/ ۲۶ - بینه/ ۶

۴ـ منافقان :
نساء/ ۱۳۸ ٬ ۱۴۰ ٬ ۱۴۵

۵ـ طغیانگران و مستکبران :
نساء/ ۱۷۳ - اعراف/ ۳۶ ٬ ۴۰ ٬ ۴۱ - مؤمن/ ۴۸ ٬ ۴۹ ٬ ۶۰ ٬ ۷۲ ٬ ۷۶ - احقاف/ ۲۰ - زمر/ ۶۰ - ص/ ۵۵ ٬ ۵۶ - جاثیه/ ۸ - ق/ ۲۴ - مدثر/ ۱۶ - نبأ/ ۲۱ ٬ ۲۲ - نازعات/ ۳۷

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سید ایلیاد موسوی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 13:42 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


چهل حديث از امام زمان(عج)

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(عليه السلام):

1- توجّه امام مهدى(عليه السلام) به شيعيان خويش

«إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»:

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم ، كه اگر جز اين بود گرفتارى ها به شما روى مى آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

2- عمل صالح و تقرّب به اهل بيت(عليهم السلام)

«فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِء مِنْكُمْ بِما يُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْيَتَجَنَّبْ ما يُدْنيهِ مِنْ كَراهِيَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً يَبْغَتُهُ فُجْأَةً حينَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا يُنْجيهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.»:

هر يك از شما بايد به آنچه كه او را به دوستى ما نزديك مى سازد، عمل كند و از آنچه كه خوشايند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزيند، زيرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مى گيرد، در وقتى كه توبه برايش سودى ندارد و پشيمانى او را از كيفر ما به خاطر گناهش نجات نمى دهد.

۳- تسليم در مقابل دستورهاى اهل بيت(عليهم السلام)

«فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَيْنا، فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ، كَما كانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْكُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.»:

از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد، بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب برگردانيم، چنان كه بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى كشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است به طرف ما قرار دهيد.

۴- تحقّق حتمى حقّ

«أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْكُرُهُ.»:

خداوند مقدّر فرموده است كه حقّ به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطل از بين رود، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است.

۵- خلقت هدفدار و هدايت پايدار

«إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ.»:

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى اش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمى دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

بقيه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سید ایلیاد موسوی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 13:37 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


گنجینه اسرار دعا ......

یکی از ساده ترین روشهای ارتباط با پروردگار مهربان دعا کردن است.

وقتی جهان را یک سر تاریکی و تیرگی و دل ها را همه زنگار گرفته ،

احساسات را بغض آلود و رنگارها را سرد و بی روح می پنداریم و درها

را بسته می انگاریم و راهها را منتهی به خرابات و دل از همه جا ،

شسته و مستاصل و پریشان حال ، دست و چشم به آسمانها

می گیریم و آرام زمزمه گویان نجوا اغاز می کنیم و یا با جسارتی ،

بیشتربا سوز دل وخیسی مژگان آشکارا اظهار می کنیم.

با دعا کردن انرژی مثبت ساطح و گسترده می شود . دعا کردن یعنی نیکویی

خواستن . دعایی از سر اخلاص نه از سر اجبار . گفت و گویی بی ریا با خدای مهربان.

و تاییدی به حضور همیشه حاضر خالق یکتا . دعا کردن کاری است از درون برای برون.

دعا والاترین شکل انرژی را آزاد می کند، یعنی ما را به انرژی خداوند که همانا اصل

منشا،ماست متصل می کند.

 و وقتی این چنین شود دعا ما را به حرکت در می آورد.و بدین

ترتیب ناممکن ها ممکن می شود و کارها بر وفق مرا می گردند . و به اصطلاح معجزه

رخ می دهد. و به وسیله دعا کردن تمام رویاهایمان به تحقق می پذیرد. دعاما را در

حالتی قرار می دهد که می توانیم نیکوئیهایمان را به دست آوریم . دعا طعم مثبت را

به ما ارزانی می دارد.وقتی دعا می کنیم ذهن و جسم و عواطف و التهاباتمان را آرام

می کنیم و همان جذب کننده قدرتها است.

دعا ابزاری مجهز و عالی است که خداوند به انسان عطا کرده است تا به هر فضیلتی

نائل شود . واژه دعا به معنی (اشتراک) است.

هدف دعا کردن نیز مشارکت با خداوند است . خداوندی که ذاتش نیکویی والاست .

و دعا کردن یعنی ایجاد ارتباط مشترک با همه نیکویی ها .

دعا کردن لودگی و مسخرگی نیست. و خداوند نیز هرگز جواب منفی نمی دهد.

خدای مقتدر، همیشه پاسخ مثبت میدهد ، اما به والاترین خواسته های قلبی مان،

نه سطحی و محدود.

اگر به هنگام نیاز ، جای آخرین کار نخستین کارمان دعا باشد ، به ما نشان می دهد،

که نیازهایمان را چگونه بر طرف کنیم.دعا موثرترین چیزی است که در دنیا وجود دارد،

و چه نیکوست به جای آخرین کار ، نخستین کارمان دعا کردن باشد!

                                                               بر گرفته از کتاب (قدرت دعا)

 

در این ایام بس بزرگ و فرخنده در زاد روز طاهره .. مبارکه (ع) وقت

را مغتنم می شماریم و از صمیم قلب دعا می کنیم و عاشقانه

می خوانیم زیباترین موهبتهای الهی را با سلام به جهان هستی:

                            سلام ای جهان هستی

                    سلام ای ماه و ستارگان و خورشید

                           سلام ای آسمانها و زمین

                           سلام ای دریاها و ماهیها

                             سلام ای زمین و زمان

                         سلام ای نیروها و انرژی ها

سلام ای پدیده های شکوهمندی که کارتان شب و روز تصبیح

معشوق من است.  

مهربان ، ای لطیف:

کاری کن در مسیر شکوفایی و کمال از نو تعریف شوم. و در یک عروج،

الهی و پرواز خدایی از بعد زمینی و خاکی خود رها شوم و به بعد ،

افلاکی و آسمانی خود ارتقاع پیدا کنم . و به کمال برسم، به این توفیق 

توفیق الهی که معا شقه ایی از نزدیک با حضرت دوست است ،

دست پیدا کنم.

به من آن توفیق را بده که به عنوان عبدی صالح و بنده شایسته 

زندگی خود را در مسیر کمال سوق دهم . تا اندیشه من نردبان،

 معراج من شود.

و با اراده تو مثبت بیندیشم و مثبت بگویم، تا زندگی من خلق زیبائیها،

باشدو عشق من به زندگیم، بارش رحمت الهی را در ذهن الهی من ،

آسان کند ، پر حاصل و زیبا.

هویت من به عنوان یک انسان عارف خود شکوفا ، یک هویت الهی و

انسانی است.و تو کریم بنده نواز با تمام زیبائیت در وجود من جلوه،

گری می کنی و راه زیبا زندگی کردن را به من نشان میدهی.

زیرااینگونه خواسته ام تا زندگیم را متحول کنی ، تا به راه ،

موفقیت و سعادت رهنمون شوم.

ای خدای رحمان ...

ای قادر و مقتدر ، به خوبی می دانم که همه چیز در جهان هستی

به فرمان توست ، کمکم کن با اندیشیدن آگاهانه در مسیر زندگی

به سوی کمال قدم بردارم(آمین یا رب العالمین)

خدایا دوستت دارم

          خدایا دوستت دارم.....


 

نوشته شده توسط سید ایلیاد موسوی در جمعه یکم شهریور 1387 ساعت 13:29 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


عوارض خوابیدن در بین الطلوعین

عوارض خوابیدن در بین الطلوعین

بین الطلوعین یعنی بین دو دمیدین (طلوع) روشنایی، یعنی بین طلوع فجر(نماز صبح) تا طلوع آفتاب و زمانی که هوا تقریبا گرگ و میش شده است.

بین الطلوعین یعنی بین دو شرق، یک شرق یعنی طلوع صبح کاذب که خیط ابیض است و شرق دوم یعنی طلوع صبح صادق که طلوع آفتاب است.

چنین حالتی در غروب هم وجود دارد.

در مورد خوابیدن كه یك امر طبیعی است، در روایات آمده است كه "در ساعات اولیه شب بخوابید و بین الطلوعین بیدار باشید"(1).

متاسفانه در حاضر افراد، بسیاری از این گونه مسائل را صرفاً به عنوان دستورالعمل های ارشادی و اخلاقی در نظر می گیرند، در حالی كه این دستورات صد در صد كاربردی می باشند. به عنوان نمونه یكی از فواید عمل به روایت مذكور این است كه هورمونی در بدن به نام هورمون رشد(سوماتوتوروپ) وجود دارد كه بیشترین میزان ترشح آن حدود دو ساعت بعد از غروب آفتاب می باشد(زیرا بدن انسان یك فیزیولوژی خاصی دارد كه با عالم هماهنگ می باشد) و در رویات آمده كه همان ساعت بخوابید.

اینكه خواب کافی در زمان مناسب، باعث بلندی قد می شود، به این دلیل است كه در اوایل شب، این هورمون ترشح می شود و اگر كسی سر شب بخوابد، رشد متناسب و متعادلی پیدا می كند.

اما یك سری از هورمون های استرس زا وجود دارند(البته در جای خود مفید می باشند) كه به آنها "كورتیكواستروئید" گفته می شود، مانند هورمون های "آدرنالین" و "نور آدرنالین". بیشترین میزان ترشح این هورمون ها دو ساعت قبل از طلوع آفتاب می باشد؛ یعنی دقیقا هنگام بین الطلوعین (از طلوع فجر تا طلوع آفتاب).

این كه خواب بعد از اذان صبح، باعث ناراحتی و كسلی و پریشانی انسان می شود، ولی بیدار شدن در موقع اذان حالت شادابی می آورد، به خاطر ترشح این هورمون هاست. همچنین اگر زمانی كه این هورمون ها حداكثر ترشح خود را دارند، انسان خواب باشد، احتمال سكته زیاد است. لذا بیشترین آمار مرگ در خواب، در ساعات بین الطلوعین می باشد.

حال اگر همین مسئله یعنی نخوابیدن بین الطلوعین را یك پزشك به ما توصیه می كرد، با شوق و اطمینان بیشتری به آن عمل می كردیم، زیرا به كاربردی بودن آن معتقد بودیم، اما دستورات دینی را به عنوان مسائل صرفاً اخلاقی پنداشته و كمتر به آنها توجه می كنیم.

منبع : www.tebyan.net


 

نوشته شده توسط سید ایلیاد موسوی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ساعت 1:53 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


كشتى سازى حضرت نوح با هدايت الهى

و اصنع الفلك باعيننا و وحينا و لا تخاطبنى فى الذين ظلموا انهم مغرقون (37)و يصنع الفلك و كلما مر عليه ملا من قومه سخروا منه قال ان تسخروا منا فانا نسخر منكم كما تسخرون (38)

ترجمه آيات

و زير نظر ما آن كشتى كذائى را بساز، و از اين پس ديگر در مورد كسانى كه ستم كردند سخنى ازوساطت مگو كه آنان غرق شدنى هستند(37).

نوح به ساختن كشتى پرداخت، هر وقت دسته‏اى از مردمش از كنار او مى‏گذشتند مسخره‏اش‏مى‏كردند، نوح مى‏گفت: امروز شما ما را مسخره مى‏كنيد و به زودى ما نيز شما را همين طور مسخره‏مى‏كنيم(38).

"و اصنع الفلك باعيننا و وحينا و لا تخاطبنى فى الذين ظلموا انهم مغرقون"كلمه"فلك" - به ضمه فاء - به معناى سفينه است، چه يك سفينه و چه چند سفينه، به‏خلاف كلمه"سفينه"كه به معناى يك كشتى است، و در مورد چند كشتى مى‏گوييم: سفن، و كلمه"اعين"جمع قله عين است.

مراد از خطاب خداوند به نوح(ع): كشتى را پيش چشمان ما و به وحى ما بساز و...

و اگر بپرسى چرا خداى تعالى براى خود، ديدگان بسيارى اثبات كرده و فرموده: به نوح‏گفتيم كه كشتى را در جلو چشم‏هاى بسيارى كه ما داريم بساز، با اينكه خداى تعالى اصلاچشم ندارد، تا چه رسد به اينكه چشم‏هاى بسيارى داشته باشد.

در پاسخ مى‏گوئيم كلمه"عين - چشم"در مورد خداى تعالى به معناى مراقبت و كنايه‏از نظارت است، و استعمال جمع اين كلمه يعنى كلمه"اعين"براى فهماندن كثرت مراقبت‏و شدت آن است، و ذكر كلمه: "اعين"قرينه است بر اينكه مراد از وحى در كلمه"وحينا"وحى لفظى و بيانى كه فرمان"و اصنع الفلك..."با آن نازل شده نيست.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 21:27 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


کار خیر

کار خیر حکم طلا رو داره . . .

نکته اول : طلا خیلی قیمت داره.

نکته دوم : حتی کمش هم با قیمت و ارزشه.

نکته سوم : ذخیره خوبیه و همیشه میاد رو قیمتش.

نکته چهارم : هر چی عیارش بره بالاتر ، قیمتش هم بیشتر میشه.

نکته پنجم : چون با قیمته ، همیشه دزد ها در صدد هستند که اون رو از چنگت بیرون بیارند.

نکته ششم : ....

نکته هفتم : ......

.

.

.

نتـــــــــیجه اول : همیشه در انجام کارهای خیر ولو به ظاهر کوچک ، گوی سبقت را از دیگران برباییم.

نتـــــــــیجه  دوم : مواظب باشیم دزد ها  از چنگمون در نیارنش ...


 

نوشته شده توسط سید ایلیاد موسوی در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 11:47 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


تذهیب قرآن کار خیر یا توطئه ؟

تذهیب قرآن کار خیر یا توطئه ؟

  ایرسنا : يک مبتکر ايراني پس از حدود 8 سال تلاش بر روي طرح هاي اوليه کار نگارش بزرگترين قرآن کريم با طلا را آغاز کرد که اين قرآن در کتاب رکوردهاي جهان گينس به ثبت خواهد رسيد.

 بنا به گزارش  ایرسنا به نقل از خبرگزاري العالم، مهدي فر در گفتگو با اين خبرگزاري اظهار داشت: قرآن کريم نور است و همچنين طلا از نشانه هاي نور به شمار مي رود به همين علت در اين کار طلا با قرآن درآميخته شد که انتظار مي رود در نوع خود منحصر به فرد باشد. وي گفت مطالعات و زمينه سازي براي اين کار بيش از هفت سال به طول انجاميده است.

 گوشه ای از وصیت نامه حضرت امام خمینی رحمت الله علیه درباره ی طبع قرآن های زیبا

 « ما همه دیدیم قرآنی راكه محمدرضا خان پهلوی طبع كرد و عده ای را اغفال كرد و بعض آخوندهای بیخبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند. و می بینیم كه ملك فهد هر سال مقدار زیادی از ثروتهای بی پایان مردم را صرف طبع قرآن كریم و محال تبلیغات مذهب ضد قرآنی می كند و وهابیت ، این مذهب سراپا بی اساس و خرافاتی راترویج می كند؛ و مردم و ملتهای غافل را سوق به سوی ابرقدرتها می دهد و ازاسلام عزیز و قرآن كریم برای هدم اسلام و قرآن بهره برداری می كند. »

نکته :

پی نوشت یک :

ما به قران وحدت بخش مفتخریم . ما به قرآن موسوی و مصطفوی افتخار می کنیم .

به قرآنی که نجات دهنده ی بشریت بوده و راه کمال وسعادت در آن برای جمیع امم تشریح شده است . پس ظاهر قرآن چندان مهم نیست بلکه دستورات آن باید راس همه امور باشد .

 پی نوشت دو : اگرچه ظاهر این کتاب آسمانی مهم است اما گاهی به دستور امام معصوم ،  همین ظاهر بی اهمیت شده و باید پاره گردد همانگونه که مولای متقیان در جنگ صفین دستور دادند.

 پی نوشت سه :  قرآن در جامعه امروز ما مظلوم واقع شده است .به این فراز از وصیت نامه ی امام خمینی توجه نماییم که :

« و مع الاسف به دست دشمنان توطئه گر ودوستان جاهل ، قرآن این كتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد ....

بیایید به باطن دستورات قرآن اهمیت بیشتری بدهیم تا آنکه قرآن را با طلا بنویسیم لکن از اصل آن غافل باشیم....

 پس نوشت یک : از مبتکر ایرانی هم تشکرمی کنیم . سوی سخنان ظاهرا تلخ ما ایشان نبودند .

دستشان درد نکند و اجرشان با صاحب قرآن


 

نوشته شده توسط سید ایلیاد موسوی در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 15:32 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


رجعت

در لغت به معناى بازگشت وبازگشتن به دنيا پس از انتقال به جهان ديگر است. و در اصطلاح بدين مفهوم است كه امامان خاندان وحى ورسالت (ع) وانبوهى ازكسانى كه جهان را بدرود گفته اند، بار ديگر پس از حضرت مهدى (ع) وپيش از شهادت او به خواست خداوند واراده حكيمانه او، بدين جهان باز مى گردند. نخستين رجعت كننده، امام حسين (ع) است وپس از ايشان، همه امامان اهل بيت (ع) يكى پس از ديگرى رجعت مى كنند (1)

رجعت، از عقايد مسلم شيعه است و آيات وروايات در اين باره، بيش از حد شهرت وتواتر است . در يادداشت هاى مرحوم دهخدا از ظهور حضرت بقية الله (ع) و از نزول حضرت مسيح (ع) نيز "رجعت " تعبير شده است (2) كه از نظر معناى لغوى درست است ولى از نظر اصطلاح، صحيح نيست زيرا رجعت در اصطلاح كلامى شيعه، عبارت از بازگشت پس از مرگ است، در حالى كه وجود اقدس حضرت صاحب الزمان (ع) در پشت پرده غيبت است واز پرده بيرون مى آيد، و وجود مقدسى حضرت عيسى (ع) در آسمان هاست كه پس از ظهور ولى عصر(ع) او نيز نازل مى شود و در پياده كردن عدالت اجتماعى، يار و مددكار آن مهر تابان مى شود. از اين رهگذر در مورد امام زمان (ع) ظهور تعبير مى شود و درباره حضرت عيسى (ع) "نزول "، و تعبير رجعت اصطلاحى در حق آن ها صحيح نيست. وامَا فرمان رجعت، همانند فرمان ظهور، از طرف خداوند متعال صادر مى شود و جمعى از بندگان خالص خداوندكه سال ها و احياناَ قرن ها پيش ازآن، ديده از جهان فرو بسته اند، باز مى گردند وتجلى قدرت خداوند را در دولت كريمه حضرت مهدى (ع) مي بينند . (3)

سؤال مهم اين است كه آيا رجعت اختيارى است ناگفته پيداست افرادى كه براى انتقام وتنبيه رجعت مى كنند، هرگز به ميل واراده خود برنمى گردند، بلكه به مصداق كافر به جهنم نمى رود، كشان كشان مى برندآن ها نيز ناگرير تن به رجعت نمى دهند، كه رجعت براى آن ها بسيار ذلت بار وسخت است. ولى در مورد مؤمنين به نظر مى رسدكه اختيارى خواهد بود نه اجبارى. مفضل بن عمر مى گويد: در خدمت امام صادق (ع) صحبت از حضرت ولى عصر(ع) شد واز افرادى كه عاشقانه انتظار ظهور او را مى كشند وپيش از نيل به چنين سعادتى از دنيا مى روندگفت وگو شد، فرمود: هنگامى كه حضرت ولى عصر(ع) قيام كند، مأمورين الهى در قبر با اشخاص مؤمن تماس مى گيرند وبه آن ها مى گويند: اى بنده خدا مولايت ظهوركرده است، اگر مى خواهى به او بپيوندى آزاد هستى، واگر بخواهى در نعمت هاى الهى متنعم بمانى باز هم آزاد هستى (4)از اين حديث استفاده مى شود كه رجعت در مورد مؤمنان، اختيارى است .

  1.امام مهدى (ع) از ولادت تا ظهور سيد محمدكاظم قزوينى ص 792.

2. لغتنامه دهخدا حرف راء، ص 295

3. رجعت محمد خادمى شيرازى ص 16.

4. بحارالانوار ج 53، ص 092

 منبع:بسوی ظهور


 

نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 1:26 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


انسان کامل کیست؟!!

 ۱)نتيجه انسان كامل شدن

حجة الاسلام و المسلمين قدس مى گويد: ((روزى به آقا عرض كردم : يكى از طلاّب خواب ديدند در مكان مقدسى مشغول نماز است ، و وقتى به سجده مى رود همه سنگريزه ها با او تسبيح مى گويند.

فرمودند: اگر انسان ، كامل شود اين را در بيدارى مى شنود و مشاهده مى كند.))

2)صورت كتيبه انسان كامل بدان اى عزيز كه قرآن كريم صورت كتيبه انسان كامل است ، و قرآن به راست ترين و درست ترين راه هدايت كننده است . خداوند سبحان مى فرمايد: ان هذا القرآن يهدى للتى هى اءقوم ؛ يعنى قرآن كريم عين صراط مستقيم است . قوله سبحانه : و ان هذا صراطى مستقيما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ؛ هر كس كه حقيقت قرآن را در خود پياده كرده است راه مستقيم به سوى هر خير را پيموده است . و هر كس به هر اندازه كه واجد آن است به همان اندازه قرآن و انسان است ، و به انسان كامل تقرب جسته است .

3)يکي از بزرگان مي فرمود: آيت الله حسينقلي همداني را در خواب ديدم پرسيدم آيا استاد ما سيد علي آقا قاضي انسان کامل است؟ ايشان فرمود: آن انسان کامل که تو در نظر داري نيست.

اين مسأله را به خود مرحوم قاضي عرض کردم. ايشان در جلسه درس این رؤیا را نقل کردند، ایشان با آن همه مقامات به شاگردانش می گوید: « من لنگه کفش انسانهای کامل هم نمی شوم! »

منابع:

1)پند های حکیمانه علامه حسن زاده عاملی

2)برگی از دفتر افتاب

4)وبلاگ مصاباح الهدی که اون هم از کتاب عطش و اسوه عارفان گرفته


 

نوشته شده توسط رضا در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 6:58 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


با رهنمودهايه امام خمينی(ره) خود را بسازيم

با رهنمودهايه امام خمينی(ره) خود را بسازيم:

 

1)نماز هایه پنجگانه را در 5 وقت بخوانید-نماز شب را حتما به پا دارید.

2)روز هایه دوشنبه و پنج شنبه را حتی المقدور روزه بگیرد.

3)اوقات خواب را کم کرده و بیشتر قران بخوانید.

4)برای عهد و پیمان اهمیت بسیار قائل شوید.

5)به تهیدستان انفاق کنید.

6)از موضوع تهمت دوری کنید.

7)در مجلس پر خرج و باشکوه شرکت نکرده و خود نیز چنین مجلسی نداشته باشید.

8)لباس ساده بپوشید.

9)زیاد صحبت نکنید و دعاها را زیاد بخوانید.(خصوصا دعاهایه روز سه شنبه)

10)ورزش کنید(نرمش،پیاده روی،کوهنوردی،کشتی،شنا)

11)بیشتر مطالعه کنید(مذهبی،سیاسی،اجتماعی،علمی،فلسفی،نقل وقول،سخنرانی،فن بیان)

 12)دانش های فنی را بیاموزید(رانندگی اتومبیل،موتور سیکلت،مکانیک،سیم کشی،...)

13)کار نیک خود را فراموش کنید.گناهان گذشته را به یاد آرید.

14)دانش تجوید و عربی را بیاموزید و در هر زمینه ای هشیار باشید.

15)از نظر مادی به تهیدستان و از نظر معنوی به اولیا الله بنگرید.

16) از اخبار روز و اخبار مربوط به امور مسلمین با اطلاع باشید.

 


 

نوشته شده توسط رضا در سه شنبه دوازدهم دی 1385 ساعت 11:21 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


نیمه شعبان

   ***ولادت بـا سعـات منـجی عالـم  بشریت بر همه شیعیان مبارک***

 

 

 

دو نمــــــونه از تشــــــرف به محضــــــر مهــــــــدى آل محـــــمد (ص )

 

 يكى از علماى برجسته و مجتهد عارف و عاليمقام و وارسته گذشته مرحوم آيت الله العظمى سيد مهدى بحرالعلوم طباطبائى بروجردى (قدس سرّه ) است ، اين بزرگمرد تاريخ شيعه ، عموى جدّ دوم مرحوم آيت الله العظمى بروجردى (ره ) است ، او جامع معقول و منقول بود، و چند سال در حرمين شريفين (مدينه و مكه ) مدرس تعاليم و معارف اسلام بود، مردم مسلمان از گروههاى مختلف به دور او حلقه مى زدند و از محضرش بهره مند مى شدند.

اين بزرگوار (در نجف اشرف ) در سال 1212 از دنيا رفت ، از ويژگيهاى اين عالم وارسته تشرفهاى مكرر او به محضر مبارك امام زمان (عج ) است كه در اينجا به ذكر دو نمونه مى پردازيم :

1- علامه شيخ زين العابدين سلماسى شاگرد و مباشر او گويد: در خدمت علامه بحرالعلوم به شهر سامره براى زيارت مرقد شريف دو امام بزرگ (امام هادى و امام حسن عسكرى ) رفتيم ، روزى سيد بحرالعلوم خواست وارد حرم مطهر شود، ديدم به عكس هميشه كه با حالت عرفانى و معنوى عجيب و ادب مخصوص ، اذن دخول مى خواند و با وقار و آهسته قدم بر مى داشت ، امروز كنار در حرم ايستاده و صورت به در گذاشته و اشك مى ريزد و آهسته چيزى مى گويد، گوش دادم ، شنيدم اين شعر را مى خواند:

چو خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن                   به رخت نظاره كردن ، سخن خدا شنيدن

 

سپس وارد حرم شد و زيارت نمود، و به خانه مراجعت كرد، فرصتى بدست آمد و جريان و آن حالت و خواندن شعر را از او پرسيدم ، فرمود:

وقتى خواستم وارد حرم شوم ، ديدم مولايم صاحب الامر امام زمان عجل الله تعالى فرجه ، در بالاى سر قبر پدر بزرگوارش تلاوت قرآن مى كند، بى اختيار شدم و آن شعر را خواندم .

2- علامه سلماسى گويد: در خدمت بحرالعلوم به مكه معظمه مشرف شديم ، ايشان در مكه حوزه تدريس تشكيل داد، جود و كرم خاصى از او ديدم كه آنچه داشت به افراد بخشش مى كرد، يك شب به ايشان عرض ‍ كردم : اينجا عراق و نجف اشرف نيست كه اين گونه بخشش مى كنى ، اينجا سنّى خانه است ، اگر در ولايت غربت پولمان تمام شد از چه كسى بگيريم ؟

سيد سكوت كرد، و هر روز معمولش اين بود، صبح زود به حرم خدا (مسجدالحرام ) مشرف مى شد، طواف و نماز طواف را انجام مى داد و سپس نماز صبح و تعقيب آن را مى خواند و اول طلوع آفتاب به منزل باز مى گشت ، صبحانه ميل مى كرد و سپس مردم گروه گروه مى آمدند و از محضرش بهره مند مى شدند، آن شب كه به او گفتم پول تمام شده و از كجا پول بياوريم روز آن شب ، كه صبح از حرم بازگشت ، چند لحظه بعد شنيدم در را مى كوبند، در صورتى كه آن وقت ، هنگام آمدن افراد معمولى نبود، مى خواستم بروم در را باز كنم ، ديدم سيد بحرالعلوم با شتاب حركت كرد و به من فرمود: نيا، من تعجب كردم ، پس از آنكه سيد رفت و در را باز كرد، ناگاه ديدم شخص بزرگوارى سوار بر مركب است ، سيد بيرون دويد و سلام كرد و عرض ادب نمود و ركاب را گرفت و آن بزرگوار، پياده شد، و سيد بحرالعلوم عرض كرد: اى آقاى من بفرما، آن بزرگوار وارد منزل شد و در اطاق سيد بحرالعلوم بجاى سيد نشست ، پس از ساعتى صحبت ، آن بزرگوار حركت كرد و بر مركب سوار شد و رفت .

سيد برگشت و بسيار شاد بود، به من حواله اى داد كه بروم بازار صفا و مروه ، و طبق آن حواله پول بگيرم ، رفتم به بازار، به همان مغازه اى كه سيد فرموده بود، رسيدم ديدم صاحب مغازه منتظر من است ، حواله را به او دادم و بوسيد و گفت برو حمّال بياور، رفتم چند حمّال خبر كردم آمدند و چند جوال از پولهاى رائج را به منزل سيد آورديم ، بعد كه مطلب را با سيد به طور خصوصى در ميان گذاشتم ، فرمود: ((تا زنده ام به كسى نگو، حواله از حضرت صاحب الامر امام مهدى (ع ) بود، همان كسى كه ديروز صبح با مركب به منزل ما تشريف آوردند)).

 

منبع:کتاب داستان دوستان جلد دوم

***کسی هست که من رو در به روز رسانی وبلاگ کمک کنه***

***اگر هستت کسی با ای دی من تماس بگیره یا در قسمت نظرات بگه***

 


 

نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 ساعت 16:53 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت


13 رجب

 

13 رجب ولادت حضرت علی بر تمام شیعیان جهان مبارک

شبی در محفل ذکر علی بود                                               شنیدم عارفی فرزانه می گفت

اگر اتش به زیره پوست داری                                              نسوزی گر علی را دوست داری

اگر مهر علی در سینه ات نیست                                       بسوزی گر هزاران پوست داری

منبع :کتاب فریب

شعر محمد ابن ادریس شافعی امام شافعی ها در باره حضرت علی(ع)

علی   حبه     الجنه                                                             امام الناس و الجنه

وصی المصطفی حقا                                                         قسیم النار و الجنه   

منیع:کتاب تقوا و پارسایی در نهج البلاغه

احوال جنيان
استاد ما علامه طباطبايى صاحب تفسير قيم و عظيم الميزان (رضوان الله عليه ) فرموده است كه :
استاد ما مرحوم آقا سيدعلى قاضى حكايت كرد كه كسى از جنى پرسيده است (و فرموده است شايد آن كس خود مرحوم قاضى بوده است ): طايفه جن به چه مذهب اند؟
آن جن در جواب گفت : طايفه جن مانند طايفه انس داراى مذاهب گوناگون اند، جز اين كه سنى ندارند، براى اين كه در ميان ما كسانى هستند كه در واقعه غدير خم حضور داشته اند و شاهد ماجراى بوده اند .
راقم سطور حسن حسن زاده آملى گويد: بسيارى از صحابه در واقعه غدير خم حضور داشته اند، و به شاءن نزول كريمه يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس ، ان الله لا يهدى القوم الكافرين به راءى العين شاهد بوده اند؛ و فرموده رسول خدا صلى الله عليه وآله : الا من كنت مولاه ، فهذا على مولاه ، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله و احب من احبه ... را به حضور عيانى شنوده اند؛ ولكن هنوز بدن رسول خدا صلى الله عليه وآله دفن نشده بود كه ...

لاجرم ، آن فرقه جن مسلمان مؤمن را (رحمه الله عليهم ) بر اين قوم انس ، فضل و شرف است ؛ فاعتبروا يا اولى الابصار

عظمت مقام على (ع)
در مروج الذهب مسعودى آمده است : امام مجتبى عليه السلام فرمود: به خدا قسم ، امشب مردى ، يعنى حضرت وصى ، امام اميرالمؤمنين على (ع ) در بين شما قبض روح گرديد كه پشتيبان از او پيشى نگرفتند جز در فضل نبوت و آيندگان به او نخواهند رسيد.

 

ديدن نور وحى ، شنيدن بوى نبوت
حضرت وصى عليه السلام در خطبه قاصعه نهج البلاغه فرمود: نور وحى و رسالت را مى بينم و بوى نبوت را استشمام مى كنم ، و من نفير شيطان را به هنگامى كه وحى را آن حضرت (ص ) نازل شده بود شنيدم ، پس عرضه داشتم : اى رسول خدا !اين نفير چيست ؟
فرمود: اين شيطان است كه از عبادت خويش نااميد گرديد. تو مى شنوى آنچه را من مى شنوم و مى

بينى آنچه را من مى بينم ، جز اين كه تو پيامبر نيستى ، وليكن وزيرى و تو بر خيرى .

 

نام كتاب : فضائل و سيره چهارده معصوم (ع) در آثار استاد علامه حسن زاده آملي

 


 

نوشته شده توسط رضا در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت 16:57 موضوع مطالب جالب و خواندنی | لینک ثابت