نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 16:28 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
علی(علیه السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم ) در منابع اهل سنت ......... 4
محبّت به علی(ع)
یقیناً اطاعت و پیروی بدون محبت و عشق یا ممکن نیست و یا بسیار سخت و طاقت فرساست.
آنچه اطاعت و پیروی صددرصد از یک امام و پیشوا را شیرین و سهل و راحت میسازد محبّت به آن رهبر است. علی(ع) از رهبرانی است که در طول تاریخ محبوب بوده است، درباره محبّت به آن حضرت آن قدر روایات فراوانی وجود دارد که یک کتاب قطور خواهد شد، آنچه به عنوان حسن ختام بیان میشود برخی روایات است از منابع اهل سنّت:
1- پیامبراکرم(ص) فرمود: «عنوان صحیفة المؤمن حبّ علیّ بن ابیطالب(ع)؛ سرلوحه و تیتر نامه کردار مؤمنین دوستی علی بن ابی طالب است. هر کس دوست میدارد زندگیش همانند من(خداپسندانه) باشد و مردنش همانند من و جایگاهش در بهشتی باشد که پروردگارم درختان آن را کاشته باید «دوستدار علی» باشد و دوستان علی را نیز دوست بدارند، و به پیشوایان پس از من (از فرزندان علی) اقتدا نمایند زیرا آنان عترت و ذریه و فرزندان من هستند و از گِل من به وجود آمدهاند، و از طرف خدا رزق و علم داده شدهاند، وای بر تکذیب کنندگان فضل آنها از امّت من، آنانی که صِله من با آنها را قطع میکنند، و خداوند شفاعتم را به آنها نرساند.»(35)
2- جابر از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که پیامبر فرمود: «جبرئیل از طرف خدای عزیز و جلیل ورقه سبزی از یاس را آورد که بر روی آن (با رنگ) سفید نوشته بود: «انی افترضت محبّة علیّ بن ابی طالب علی خلقی عامةً، فبلّغهم ذلک عنّی؛(36) براستی من محبت علی را بر همه مردم واجب کردم و این را از طرف من (به همه) برسان.»(37)
3- ابوبرزه میگوید: پیامبر اکرم در حالی که ما نشسته بودیم فرمود: روز قیامت از چهار چیز پرسش میشود قبل از آن که کسی قدم از قدم بر دارد: 1- از عُمر که کجا فانی نموده 2- از بدنش که کجا کهنه کرده 3- و از مالش که از کجا آمده و کجا مصرف شده است 4- و عن حبّنا اهل البیت؛ و از دوستی ما اهل بیت پرسش میشود. فقال له عُمَرُ: فما آیة حبّکم من بعدکم؟ قال: فوضع یده علی رأس علیّ - و هو الی جانبه - و قال ان حبّی من بعدی حبّ هذا؛ پس عمر به حضرت عرض کرد: نشانه محبّت به شما بعد از شما چیست؟ راوی میگوید: پیامبر دست خود را بر سر علی - در حالی که در کنارش نشسته بود - قرار داد و فرمود: براستی محبّت به من بعد از (مرگ) من محبّت به این (علی) است.»(38)
4- مناقب با اسنادش از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «یا علی! هرگاه بندهای خدای عزیز و جلیل را بندگی کند همانند آن مقداری که نوح در میان قومش ماند(بیش از هزار سال) و برایش به اندازه کوه احد طلا باشد و آن را در راه خدا ببخشد، پس آن را در راه خدا انفاق کند و عمرش به قدری طولانی شود تا هزار مرتبه با پای پیاده به حج مشرّف شود سپس در میان (کوه) صفا و مروه مظلومانه شهید گردد، ولی محبّت و ولایت تو را نداشته باشد، ای علی! بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد و داخل بهشت نخواهد شد.»(39)
و راستی با این نمونهها و صدها امثال آن درباره محبّت علی(ع) باز کسی میتواند دشمن علی باشد جز کسانی که پیامبر اکرم(ص) آنها را این گونه معرّفی نمود: «فانّه لایبغضک من العرب الّادعی ولامن الانصار الّا یهودی و لا من سایر النّاس الّا شقی؛(ای علی!) براستی تو را دشمن نمیدارد از عرب مگر کسی که زنازاده باشد و نه از انصار مگر کسی که یهودی باشد، ونه از سایر مردم مگر کسی که شقی باشد.»
===========================================
پینوشتها:
1- روضةالمتقین، ج 13، ص 265.
2- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 268.
3- محمد تقی مجلسی، روضةالمتقین، ج 13، ص 273.
4- در نقل بحارالانوار دارد، «الرّیاض = با همه درختان» ر ک بحارالانوار، ج 28، ص 197 و بحار ج 35، ص 8 - 9.
5- المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 32، ابن شاذان، مأة منقبه، قم مدرسةالامام المهدی(ع)، ص 177، حدیث 99، این حدیث را منابع متعدد اهل سنت مانند، عسقلانی، لسان المیزان، ج 5، ص 62، ذهبی، میزان الاعتدال، ص 467و...نقل نموده است.
6- المناقب، همان ص 32، حدیث 2؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 19، ینابیع المودة، قندوزی باب 56، مناقب السبعون، حدیث 70.
7- به نقل از شیخ طوسی، امالی، قم، دارالثقافه، 1416، ص 416، مجلس 14، دیلمی، ارشادالقلوب، انتشارات شریف رضی، 1412 ه.ق، ج 2، ص 363؛ علامه حلّی، شرح تجرید الاعتقاد، جامعه مدرسین قم، ص 221.
8- المناقب همان، ص 83، حدیث 70، و ص 311، حدیث 309.
9- کنزالعمّال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حدیث 33024.
10- همان، روایت 33023.
11- المناقب، همان، ص 64.
12- همان، ص 69، حدیث 42.
13- خصال صدوق، جامعه مدرسین، ج 2، ص 651.
14- المناقب، همان، ص 144، روایت 167.
15- همان، ص 82، روایت 67، فرائد السمطین، جوینی، ج 1، ص 97، کفایة الطالب، الکرخی ص 332.
16- همان، ص 82، روایت 68 ؛ و حلیة الاولیاء، ابی نعیم، ج 1، ص 64.
17- المناقب، همان، ص 91، روایت 84، انساب الاشراف، ج 2، ص 124.
18- کنزالعمّال، همان، ج 11، ص 605، حدیث 32926.
19- المناقب، همان، ص 319، حدیث 322.
20- بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، ج 41، ص 21 ذیل روایت 28.
21- اشک شفق، ص 182.
22- المناقب، ص 326، ح 335.
23- همان، ص 85، روایت 84.
24- همان، ص 319، حدیث 322.
25- ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، بیروت، مکتبةالمعارف، ج 7، ص346.
26- المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بیروت، دارالمعرفه، ج 3، ص 124، ینابیع المودة، سلیمان قندوزی، باب 20، ص 103، تاریخ الخلفاء سیوطی، باب فضائل علی(ع)، ص173.
27- المستدرک للحاکم همان، ج 3، ص 124، حدیث 61، فرائد السمطین، همان، ج 1، ص 439، ینابیع المودة، همان، باب 20، ص 104، هیثمی، مجمع الزوائد، ج 9، ص 135.
28- المناقب، همان، ص 105، روایت 108.
29- همان، ص 105، روایت 109.
30- خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 6، ص 221، شماره 3275؛ ینابیع المودة، همان، باب 42، ص 148؛ تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 2، ص 431.
31- المناقب، همان، ص 267، ح 249.
32- المناقب، همان، ص 316، حدیث 316؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 78.
33- کنزالعمال، همان، ج 11، ص 614، روایت 32971.
34- تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 4، ص 410، و ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج 1، ص 86.
35- المناقب، همان، ص 66، روایت 37.
36- همان، ص 77، روایت 59.
37- المناقب، ص 67، روایت 40؛ خوارزمی مقتل الحسین، ج 1، ص 69، ینابیع الموده، همان ص 252؛ و ج 2، ص 76 ؛ لسان المیزان، ج 5، ص 219 ؛ مودة القربی، شافعی همدانی، چاپ لاهور؛ ص 64 ؛ مناقب ابن مردویه، ص 73.
38- المناقب، خوارزمی، همان، ص 323، روایت 330.
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:39 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
|
علی(علیه السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم ) در منابع اهل سنت ......... 3 امامت علی(ع) آن علم بی پایان و آن عبادت بی مثال زمینه لیاقت امامت و پیشوایی او را فراهم نموده است. روایاتی که بر امامت بلافصل آن مولا در منابع اهل سنّت وجود دارد بیش از آن است که منعکس گردد و از طرفی حدیث معروف ثقلین، حدیث منزلت، حدیث یوم الدّار، حدیث غدیر و امثال آن که معروفند و متواترند بارها مطرح شده و در منابع فراوانی آمده است. آنچه در این جا بدان اشاره میکنیم برخی روایاتی است که دلالت صریحتری دارند و کمتر در گفتهها به آنها اشاره شده است: 1- پیامبر اکرم(ص) به علی(ع) فرمود: انگشتر به دست راست کن تا از مقرّبین باشی،عرض کرد یا رسول اللّه ؟ چه انگشتری بر دست کنم. فرمود: عقیق سرخ پس براستی آن کوه و سنگی است که به وحدانیّت خدا اقرار کرده است: «ولی بالنّبوّة ولک بالوصیّة ولولدک بالامامة...؛(23) و به نبوت من و جانشینی (بلافصل) تو و امامت (یازده نفر) فرزندانت اقرار نموده است.» 2- از ابن بریده...نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لکلّ نبیٍّ وصیّ و وارث و انّ علیّاً وصییی و وارثی؛(24) برای هر پیغمبری جانشین و وارثی است، و براستی علی جانشین و وارث من است.» 3- در روایت مربوط به عبادت آن حضرت این جمله را داشتیم که خداوند به ملائکهاش فرمود: «اشهدکم انّه امام خلقی و مولی بریّتی؛(25) شما را شاهد میگیرم که او (علی) امام مخلوقم و سرپرست آفریدههای من است.» 4- عمروبن میمون از ابن عباس نقل نموده که رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود: «انت ولیّ کلّ مؤمنٍ بعدی؛(26) یا علی! تو بعد از من رهبر و سرپرست تمام مؤمنین هستی.» در این حدیث با توجّه به کلمه «بعدی» معنای ولیّ صراحت در رهبری و امامت دارد، و معنی ندارد که پیامبر بفرماید تو محبوب مؤمنان بعد از من هستی. راستی باید گفت پیامبر اکرم(ص) در معرّفی علی(ع) و بیان منزلتها و مقامات امیرمؤمنان (ع) هرگز کوتاهی نکرد و با شیوههای مختلف محوریت و رهبریت او را به جامعه معرّفی نمود، گاه دست او را بالا برد و فرمود: «این علی مولا و رهبر مردم است» و گاه میفرمود: «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا...؛(27) علی با قرآن است و قرآن با علی(ع) است و هرگز آن دو از هم جدا نمیشوند.» و گاه او را محور حق معرّفی نمود، در حدیث متواتر این جمله آمده است که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «علیّ مع الحقّ و الحقّ مع علیّ و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض یوم القیامة؛(28) علی با حق است و حق با علی است و هرگز آن دو از هم جدا نمیشوند تا در روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.» در روایت دیگر فرمود: «سیکون من بعدی فتنة، فاذا کان ذلک، فالزموا علی بن ابی طالب، فانّه الفاروق بین الحقّ و الباطل؛(29) بزودی بعد از من فتنه(ها) پیدا میشود، پس همراه علی بن ابی طالب باشید، زیرا او(معیار) جدا کننده بین حق و باطل است.» و فرمود: «کسی که از علی جدا شود از من جدا شده، و کسی که از من جدا شود از خدا فاصله گرفته است.»(30) قرآن در شأن علی(ع) آیات فراوانی را علمای اهل سنّت و مفسرین آنها در شأن امام علی(ع) تفسیر کردهاند و در تأیید آن روایاتی را از پیغمبر اکرم(ص) آوردهاند به طوری که برخی از آنها مانند ابن حجر، خطیب بغدادی، سیوطی، گنجی شافعی، ابن عساکر، شیخ سلیمان قندوزی و... از ابن عباس نقل کردهاند که گفت: «نزلت فی علیّ ثلاث مأئة آیه؛(31) سیصد آیه در شأن علی(ع) نازل شده است.» و همین ابن عباس از پیامبر اکرم(ص) نقل نموده که آن حضرت فرمود: «ما انزل آیة فیها «یا ایّها الذین آمنوا» و علیّ رأسها و امیرها؛و آیهای که در آن «یا ایّها الذین آمنوا» آمده، نازل نکرده است خداوند مگر آن که علی در رأس آن قرار دارد.»(32) یعنی تمامی این آیات در ابتدا و قبل از همه در شأن علی و مربوط به آن حضرت است. اطاعت از علی(ع) وقتی علی(ع) امام و پیشوای مردم است و محبوب پیغمبر، و دارای علم لدنّی و الهی، و در اوج طاعت و بندگی قرار دارد، و معیار حق و باطل و ثقل جدا نشدنی از قرآن بحساب میآید بر مردم است که از او و هر کس را که او تعیین نموده است اطاعت کنند، و این اطاعت لازم و ضروری است پیامبر عظیم الشأن درباره اطاعت و پیروی از امیرمؤمنان تعبیرات فوق العاده ارزشمندی دارد که به نمونههایی اشاره میشود: 1- سلمان با سندش به فاطمه زهرا(س) نقل میکند که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علیکم بعلیّ بن ابی طالب علیه السّلام فانّه مولاکم فاحبّوه، و کبیرکم فاتّبعوه، و عالمکم فاکرموه، و قائدکم الی الجنّة(فعزّزوه) و اذا دعاکم فاجیبوه و اذا امرکم فاطیعوه، احبّوه بحبّی و اکرموه بکرامتی، ماقلت لکم فی علیٍّ الّا ما امرنی به ربّی جلّت عظمته؛(33) بر شما باد به (همراهی) علی بن ابی طالب علیه السلام، براستی او مولا و سرپرست شماست پس او را دوست بدارید، و بزرگ شماست پس از او پیروی کنید و دانشمند شماست پس از او اکرام کنید و پیشوای شما به سوی بهشت است پس او را عزیز دارید، هرگاه شما را (به کاری) دعوت کند اجابت کنید، و اگر دستور داد اطاعت کنید، بخاطر دوستی من او را دوست بدارید و به خاطر بزرگی من او را بزرگ شمارید.(بدانید) من چیزی درباره علی به شما نگفتم جز آنچه خدای بزرگ عظمت به آن امر کرده است.» حدیث آن قدر گویا و روشن است که نیازی به هیچ توضیحی ندارد، و بالصراحة میگوید آنچه درباره علی(ع) سفارش شده، تماماً اوامری است که از سوی خداوند متعال صادر شده است راستی اگر جامعه اسلامی فقط به همین حدیث عمل میکردند، این همه دچار انحراف و اختلاف و انشعاب نمیشدند. 2- پیامبراکرم(ص) به عمّار فرمود: «یا عمّار! ان رأیت علیّاً قدسلک وادیّاً و سلک النّاس وادیاً غیره فاسلک مع علیّ ودع النّاس انّه لن بدلک علی ردی و لن یخرجک من الهدی؛(34) ای عمّار! اگر دیدی علی به راهی میرود، و مردم به راهی غیر از او، تو با علی حرکت کن، و مردم (دیگر) را رها کن، زیرا علی (فقط بر حق هدایت میکند و) بر بدی و پستی راهنمایی نمیکند و از هدایت خارج نمیسازد.» و با تأسف باید گفت اکثریت مردم به هر راهی رفتند و سرشان به سنگ خورد، جز راه علی را. و فقط گروه قلیلی در طول تاریخ با علی و راه علی و اهداف و آرمانهای علی ماندند. |
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:38 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
علی(علیه السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم ) در منابع اهل سنت ......... 2
محبت و علاقه پیامبر(ص) به علی(ع)
هر کس جامع کمالات باشد محبوب دلها نیز هست، پیامبر اکرم(ص) که خود محبوب عالمیان و خوبان و پاکان است، عاشق شیدای علی است، چرا که به تصریح آیه مباهله، علی جان پیامبر است «انفسنا» و جان هر کس شیرین و دوست داشتنی است.
به همین جهت بارها پیامبر اکرم(ص) میفرمود: «من احبّ علیّاً فقد احبّنی...؛(9) هر کس علی را دوست بدارد به من محبّت ورزیده است.» و فرمود: «محبّک محبّی و مبغضک مبغضی؛(10) دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من.»
شخصی از پیامبر اکرم(ص) پرسید: «یا رسول اللّه انّک تحبّ علیّاً؟ قال: او ماعلمت انّ علیّاً منّی و انا منه؛(11) ای رسول خدا علی(ع) را دوست میداری؟ فرمود: مگر نمیدانی که علی از من و من از اویم.»
آیا کسی جان شیرین و پاره تنش را دوست نمیدارد؟
مناقب با اسنادش از رسول خدا نقل میکند که آن حضرت فرمود: «انّ اللّه عزّ و جلّ امرنی بحبّ اربعةٌ من اصحابی و اخبرنی انّه یحبّهم. قلنا: یا رسول اللّه من هم؟ فلکنّا یحبّ ان یکون منهم، فقال: الا انّ علیّاً منهم ثم سکت، ثمّ قال: الا انّ علیّاً منهم ثمّ سکت؛(12) براستی خدای عزیز و جلیل مرا امر کرده است به دوستی چهارنفر از اصحاب، و خبر داد مرا که خداوند(نیز) آنها را دوست میدارد، گفتم: ای رسول خدا آنها کیستند؟ پس هر یکی از ماها دوست داریم جزو آنان باشیم. پس فرمود: آگاه باشید علی از آنهاست، سپس سکوت کرد، دوباره فرمود: به راستی علی از آنهاست و سکوت کرد.»
عایشه میگوید: هنگامی که رسول خدا(ص) به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابی بکر رفتم و او را احضار نمودم. وقتی ابابکر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظری به سوی او افکند سپس از او روی گردانید و (برای مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه عمر را احضار کرد پیغمبر همان گونه که از ابیبکر روی گردانید از عمر نیز روی گرداند. عایشه گوید: من گفتم وای بر شما پیغمبر علی بن ابی طالب(ع) را میخواند، سوگند به پروردگار جز علی را نمیخواهد. پس رفتند سراغ علی (ع)، وقتی که پیغمبر علی را دید، او را محکم به سینه چسبانید آنگاه در گوش آن حضرت هزار حدیث بیان فرمود که هر حدیثی راهگشای هزار حدیث بود.»(13)
از ابن عباس نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علیّ منّی مثل رأسی من بدنی؛(14) علی نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن.»
صد البته که محبّتهای پیامبر اکرم(ص) به علی صرف محبّت عاطفی نیست بلکه بر اساس لیاقتها و کمالاتی است که مولا علی(ع) دارا میباشد که به نمونههایی از کمالات و فضائل آن حضرت، از زبان خود پیامبر اکرم(ص) اشاره میشود.
علم علی(ع)
علم و دانش علی اکتسابی نیست تا استاد برتر از خود و شاگردان و هم دورههایی همسان خود داشته باشد، بلکه علم او «لدنی» است و و ریشه در علم الهی و آسمانی دارد، به این جهت علم او برهمه انسانهای معمولی و غیر مرتبط با وحی آسمانی برتری و امتیاز دارد، و به همین جهت است که حتی در منابع اهل سنّت نیز از او به عنوان «اعلم النّاس» یاد شده است که به نمونههایی اشاره میشود:
1- پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اعلم امّتی من بعدی علیّ بن ابی طالب علیه السّلام؛(15) داناترین امّت من بعد از من علی بن ابیطالب(ع) است.»
2- عبداللّه بن مسعود میگوید، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «قُسّمت الحکمة علی عشرة اجزاءٍ فاعطی علیّ تسعة و النّاس جزءً واحداً؛(16) حکمت (و دانش) به ده جزء تقسیم شده است و به علی نه قسمت آن و به (مابقی مردم) یکدهم داده شده است.»
تمامی علوم بشری و پیشرفتهای آن جزء همان یکدهم است، و علم علی(ع) نه برابر دانش تمامی بشریت است. و راز آن هم این است که ریشه در مهبط وحی الهی یعنی پیغمبر اکرم(ص) دارد، که خود فرمود: «انا مدینة العلم و علیٌ بابها، فمن ارادالعلم فیأت الباب؛(17)من شهر علم (الهی و وحیانی) هستم و علی دَرِ آن است پس هر کس اراده دانش دارد باید از درب (شهر) وارد شود».
3- عایشه درباره علی(ع) میگوید: «هو اعلم النّاس بالسّنة؛(18) او داناترین مردم نسبت به سنّت (پیامبر اکرم(ص)) میباشد.» ای کاش خود عائشه به این حدیث عمل میکرد، و به توصیههای امیرمؤمنان(ع) توجّه میکرد و جنگ جمل را به وجود نمیآورد.»
4- پیامبر اکرم(ص) بعد از تزویج فاطمه به علی(ع) به دختر خود فرمود: «زوّجتک خیر اهلی، اعلمهم علماً و افضلهم حلماً و اوّلهم سلماً؛(19) تو را به تزویج بهترین بستگانم و اهلم درآوردم، که از نظر دانش داناترین، و از نظر حلم و بردباری برترین، و از نظر اسلام اوّلین میباشد.»
عبادت علی(ع)
عبادت و بندگی مولا امیر مؤمنان علی(ع) شهره جهان است، و مرکز ثقل مقامات و منزلتهای علی(ع) در کنار علم خدادادی همان عبادتها و نمازها و نالهها و نیازهای شبانه اوست، این مسئله تا آنجا اهمیت دارد که خداوند به ملائکه مباهات و فخرفروشی بوسیله عبادتهای امیرمؤمنان میکند.
پیامبر اکرم(ص) میفرماید: صبحگاهی جبرئیل با شادی و حالت بشارت بر من وارد شد. گفتم حبیب من چه شده تو را خوشحال و بشارت رسان میبینم؟ پس گفت: ای محمد!(ص) چگونه خوشحال نباشم و حال آن که چشمم بخاطر اکرامی که خداوند نسبت به برادرت و جانشینت و امام امتت علی بن ابی طالب روا داشته، روشن شده است، پس پیامبر اکرم(ص) فرمود: چگونه خداوند برادرم و امام امتم را گرامی داشته است؟
«قال: باهی بعبادته البارحة ملائکته و حملة عرشه و قال: ملائکتی انظروا الی حجّتی فی ارضی علی عبادی بعد نبیّی، فقد عفر خدّه فی التّراب تواضعاً لعظمتی، اشهدکم انّه امام خلقی و مولی بریّتی؛(20)گفت: خداوند با عبادت دیشب علی بر ملائکه و حاملان عرش مباهات نموده است. و فرموده است: ملائکه من نگاه کنید به حجّتم بر برندگانم در زمین بعد از پیغمبرم، براستی صورت و گونهاش بر خاک نهاده است بخاطر تواضع در مقابل عظمت من، شما را شاهد میگیرم که او (علی) پیشوای مخلوقم، و سرپرست مردمان من میباشد.»
در منابع شیعه آن قدر از عبادت امیرمؤمنان(ع) سخن به میان آمده که نیاز به یک کتاب دارد، خالی از لطف نیست که به ترجمه یک روایت اشاره کنیم:
ضراربن ضمره در حضور معاویه درباره علی(ع) چنین گفت: «پس خدا را شاهد میگیرم که او را در بعض جایگاهش دیدم. در وقتی که شب پردههای تاریکیاش را انداخته بود و ستارگان ظاهر شده بودند، در حالی که در محرابش ایستاده بود و محاسن خود را بر دست گرفته و مانند انسان مار گزیده به خود میپیچید و چون انسان غمدیده گریه میکرد... (گویا هنوز آواز او را در گوش جان دارم که میفرمود:) آه آه از کمی توشه، طولانی بودن سفر، وحشت راه و بزرگ بودن جایگاه ورود.»
پس آنگاه اشک معاویه جاری ش دو با آستینش آن را پاک کرد و دیگران هم اشک ریختند سپس معاویه گفت، آری ابوالحسن چنین بود...»(21)
نیمه شب زمزمهای هست بلند / که مرا میگسلد بند از بند
هست جانسوزتر از ناله نی / کرده صد ناله به یک زمزمه طی
چه روان بخش صدایی دارد / سوز عشق است و نوایی دارد
بس که با شور و نوا دمساز است / به سماوات طنین انداز است
آسمانها همه با آن عظمت / رفته زین حال فرو در حیرت
دشت و صحرا همه در بهت و سکوت / که بلند است نوای ملکوت
این نوای ابدیت ازلیست / شاید آهنگ مناجات علی است
نیمه شب خلوت و رازی دارد / با خدا راز و نیازی دارد(22)
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:36 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
علی(علیه السلام) از زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله وسلم ) در منابع اهل سنت ......... 1
در مدح تو ای مظهر اضداد چه گوییم / بالاست مقام تو و گفتار قصیر است
با این که تویی پادشه عالم هستی / کرباس تو را جامه و فرش تو حصیر است
راستی درباره عظمت و فضائل و مقامات امیرمؤمنان علی(ع) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل مینماید ولی با مقداری فرورفتن در بحر فضائل بیشمار او انسان متوجه میشود که بیان فضائل سخت مشکل و دشوار است «که عشق اول نمود آسان ولی افتاد مشکلها»
زیبا گفته خلیل بن احمد وقتی از او درباره فضائل علی(ع) پرسش شد: «کیف اصف رجلاً کتم اعادیه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بین الکلمتین ملأالخائفین؛(1) چگونه میتوانم مردی را توصیف کنم که دشمنانش از روی حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بین این دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.
آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به فضائل و اوصاف امیرمؤمنان علی(ع) از زبان پیامبر اکرم(ص) در منابع اهل سنّت چرا که: خوشتر آن باشد که وصف دلبران / گفته آید در کتاب دیگران
علی را جز خدا و نبی(ص) نشناختند
راستی این اعجوبه کون کیست که همه در شناخت او در ماندهاند، عدّهای او را تا سر حدّ خدایی بالا بردهاند، و عدّهای حتی در بندگی او شک دارند که: در مسجد کوفه شهیدش کردند. گفتند مگر اهل نماز است علی؟! و آن که او را حقیقتاً شناخت خدای او و رسول خدایش بود.
پیامبر اعظم(ص) خطاب به علی(ع) فرمود: «یا علی ما عرف اللّه حق معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر اللّه و غیری؛(2) ای علی! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من.»
و در جای دیگر فرمود: «یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛(3) ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من.»
فضائل بیشمار
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست / کهتر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم
پیامبری هم که علی را شناخته اعتراف دارد که فضائل او قابل شماره و احصی نیست.
ابن عباس میگوید پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لو انّ الفیاض(4) اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل علیّ بن ابی طالبٍ؛(5) اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دریا مرکب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسانها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل علی بن ابی طالب نخواهند بود»
و در جای دیگر پیامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالی جعل لاخی علیٍّ فضائل لاتحصی کثرة فمن ذکر فضیلةً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستی خداوند برای برادرم علی(ع) فضائل بیشماری قرار داده است که اگر کسی یکی از آن فضایل را از روی اعتقاد و اعتراف بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را میبخشد.
و من کتب فضیلةً من فضائله لم تزل الملائکة تستغفرله ما بقی لتلک الکتابه رسم، و من استمع فضیلةً من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالاستماع و من نظر الی کتابٍ من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالنّظر،(6)
اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامی که آن نوشته باقی است، ملائکه برای او استغفار میکنند و اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانی را که از راه گوش انجام داده است میبخشد، و اگر کسی به نوشتهای درباره فضائل علی(ع) نگاه کند، خداوند تمام گناهانی که از راه چشم کرده است میپوشاند و از آن در میگذرد.»
آنچه خوبان دارند تو تنها داری
علی نه تنها اوصاف خوبان عالم را داراست و «آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد» بلکه اوصاف تمامی پیامبران اولواالعزم را که عصاره هستی هستند بجز پیامبر خاتم در او جمع آمده است.
بیهقی یکی از دانشمندان نامی اهل سنّت چنین روایت نموده که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من احبّ ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوحٍ(ع) فی تقواه و ابراهیم فی حلمه و الی موسی فی عبادته فلینظر الی علی بن طالب علیه الصّلوة و السّلام؛(7) هر کسی دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداری نوح را(مشاهده نماید) و بردباری ابراهیم(نظاره کند) و به عبادت موسی(ع) (پی ببرد) باید به علی بن ابی طالب(ع) نظر بیندازد.»
مناقب، روایت فوق را در دو مورد به این صورت نقل نموده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی مهمه و الی یحیی بن زکریّا فی زهده، و الی موسی بن عمران فی بطشه، فلینظر الی علی بن ابی طالب علیهالسلام؛(
هر کس میخواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد یحیی را و قاطعیّت موسی بن عمران را بنگرد، به علی بن ابی طالب نظر کند.»
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:34 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
شهادت
وقتي كه عبدالرحمان بن ملجم مرادي صبح روز 19 ماه رمضان در محراب مسجد كوفه ضربت شمشيرش را بر فرق اميرمؤمنان علي(ع) در هنگام نماز فرود آورد و آنحضرت در خاك و خون غلطيد و فرمود:
بسمالله وباالله و علي ملة رسولالله فزت و ربالكعبه ( منتهيالامال ج1 / ص 174)
به خداي كعبه رستگار شدم, آنگاه از خاك محراب برميداشت و بر فرق سرش ميريخت
و ميفرمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرت ( طه / 55)
ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز بازميگرديم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون ميآوريم.
مردم كوفه به سر وصورت خود ميزدند و فرياد و اعلياه سر ميدادند, جبرئيل هم در ميان زمين و آسمان فرياد برآورد و ميگفت: تَهَدَّمَتْ وَاللهِ اركانُ الْهُدي وَانْفَصَمَتْ العْرُوَةُ الْوُثقي, قُتِلَ ابْنُ عَمَّ الْمُصْطَفي, قُتِلَ عليٌّ الْمُرتَضي
منتهيالامال ج1 / ص 174
به خدا پايههاي هدايت فروريخت و ديوارهي عروة الوثقي (دژ پولادين آيين خدا) در هم شكست و پسرعموي محمد مصطفي به قتل رسيد, علي مرتضي به شهادت رسيد.
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:29 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
ايمان حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
نبي مكرم اسلام(ص) ميفرمايند:
لَو انَّ السَّماواتِ وَالاَرضِ وُضِعَتْ في كَفَّةٍ وَ وُضِعَ ايمانُ عليٍّ في كَفَةٍ لَرَجَحَ ايمانُ علي(ع)
هر آينه اگر همه آسمانها و زمين در كفهاي از ترازو و ايمان علي(ع) در كفه ديگرش گذاشته شود, حتماً كفه ايمان علي(ع) سنگينتر خواهد بود.
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:24 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
مقام حضرت علي(ع) از زبان نبي اكرم(ص)
پيامبر عاليقدر اسلام(ص) ميفرمايد:
مَنْ ارادَ أنْ يَنْظُر الي نوحَ في تَقْواهْ
وَ الي ابراهيمَ في حِلْمِهْ ,
وَ الي موسي في هَيْلتِهْ ,
و الي عيسي في عِبادَتِه ,
فَلْيَنْظُرَ الي عَليِّ بن ابيطالب (بحارالانوار ج39 / ص35 )
هركسي بخواهد به تقواي نوح(ع) بنگرد,
و نيز به حلم و بردباري ابراهيم(ع) بنگرد,
و نيز به هيبت و شكوه موسي(ع) بنگرد,
و نيز به عبادت عيسي(ع) بنگرد, بايد آن شرائط را فقط در شخصيت والاي عليبن ابيطالب جستجو كند.
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:16 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
اشعار زير منسوب به امام العارفين حضرت على (عليه السلام ) مى باشد كه موضوع آن در مورد مناعت طبع است . مى فرمايد:
| لنقل الصخر من قلل الجبال احب الى من منن الرجال يقول الناس لى فى الكسب عار فقلت العار فى ذل السوال |
يعنى : همانا حمل سنگهاى سخت و سنگين از بالاى قله هاى كوه ، براى من محبوبتر و آسانتر از آن است كه زير بار منت كسى بروم .
مردم به من مى گويند كسب و كارمايه سر شكستگى است ولى من مى گويم ننگ و عار، دلت در درخواست (بر اثر كار نكردن ) مى باشد.
حضرت على (عليه السلام ) فرمود: تورات و انجيل و زبور و قرآن را تلاوت كردم و از هر يك كلمه اى برگزيدم :
1- از تورات ( من صمت نجا) يعنى : هر كس سكوت اختيار كند نجات يابد.
2- از انجيل (من قنع شبع ) يعنى : هر كه قناعت كند سير شود.
3- از زبور (من ترك الشهوات فقد سلم عن الافات ) هر كس تمايلات را رها كند از آفتها سالم ماند.
4- از قرآن كريم (و من يتوكل على الله فهو حسبه ) هر كه به خداوند توكل نمايد خداى براى او كافى است .
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:12 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
عظمت شهادت امام المتقین امیرالمومنین علیه السلام که عروج کتاب الله ناطق در ماه نزول قرآن مجید است،فوق تقریرو تحریراست.
در عالم امکان کسی بالاتر از خاتم النبیین نیست،و چیزی بالاتر از قرآن مبین نیست،و گوهری ارزشمندتر از حق نیست.
با قطع نظر از روایات خاصه ،بر طبق حدیث صحیح نزد عامه رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود علی از من است و من از علی هستم ،و علی با قرآن است وقرآن با علی است،و علی با حق است و حق با علی است.
کسی که تافتهء بافته از وجود شخص اول عالم است،و وجود خاتم وابسته به اوست،وخداوند متعال او را نفس عقل کل شمرده،و قرآنی که تجلای علم خدا است، با اوست،واوبا قرآن است،و حقی که مبدا ومنتهای وجود است و ملک وملکوت وابسته به حق است،با اوست،و او با حق است،چنین کسی خلیفه رسول و مبین کلام الله و حافظ حق الله و حافظ حق خلق الله است.
او است که در حیات رسول خدا صلی الله علیه واله ولم لب فرو بست ،و بعد از آن حضرت هم پنج سال مجال سخن گفتن یافت ،آن هم با گرفتاری جنگ جمل صفین و نهروان ،و تصدی قضا در حدود و حقوق ،و رسیدگی به بیت المال ،و احوال عاملان بلاد ،سرپرستی یتیمان ،دادرسی بیچارگان ،واشتغال به عبادتی که تاریخ مانند آن را ندیده ،آنچه از سخنانش از دستبرد حوادث روزگار در این مدت کوتاه ضبط شده،
نمونه ای از آن خطبه های نهج البلاغه است که منهاج عقل است،وعهد مالک اشتر است که منشور عدل است،او است که خداوند متعال به خوابیدن او به جای رسول بر ملائکه مباهات کرد ،ویک ضربت او افضل ازعمل تمام امت تا روز قیامت است.
او است که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:هر کس بخواهد آدم را در علمش،نوح را در عزمش،و ابراهیم را در حلمش ،و موسی را در فطنتش،و عیسی را در زهدش ببیند ،به علی بن ابیطالب بنگرد،و در یک کلام عصاره فضائل تمام انبیاء از آدم تا عیسی بن مریم و نفس نفیس پیغمبر خاتم،علی بن ابیطاب علیه السلام است.
چنین شخصیتی نیمه شب جنازه اش برداشته شد،ودر تاریکی شب به خاک سپرده شد،هر آن کس که با خدا و خاتم انبیاء و قرآن و حق و علم و عدل ارتباط دارد ،به قدر وسع و طاقت ،روز شهادت آن حضرت به جبران مظلومیت آن شب-هرچند آنچنان که شایسته است جبران شدنی نیست-عزای او را اقامه کند،هیئات عزادار در خیابان و بازار، با جبرئیل امین هم نوا شوند که
گفت: تهدمت والله ارکان الهدی و مسلمانان با رسول خدا هم ناله شوند که به یاد مصیبت او در این ماه اشک ریخت و فرمود: بأبی الوحید الشهید و به او خطاب کرد:یاعلی آن کس که تو را بکشد مرا کشته است،که این جمله گویای آن است که روز شهادت علی علیه السلام روز شهادت پیغمبر صلی الله علیه و اله وسلم است.
انا لله و انا الیه راجعون
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:9 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
علی (علیه السلام ) ... در حديث ديگران!
على، عليهالسلام، از زبان ابوبكر
ابوبكر در مكانها و موقعيتهاى بسيارى به برترى و فضيلت على، عليهالسلام، بر خود و ديگر صحابه اعتراف كرده است:
1- من از رسول خدا شنيدم كه فرمود: احدى از صراط نمىگذرد مگر آنكه از على جواز عبور داشته باشد.1
2- رسول خدا، صلّىاللَّهعليهوآله، فرمود: منزلت و مقام على براى من مانند منزلت و مقام من است براى خدا.2
3- نگاه كردن به صورت على عبادت است.3
4- مردم بيعت خود را از من فسخ كنيد؛ زيرا من بهتر از شما نيستم در حالى كه على در ميان شماست.4
على، عليهالسلام، از زبان عمر
خليفه دوم نيز در موارد بسيارى بر فضيلت اميرمؤمنان، عليهالسلام، تصريح كرده است؛ از جمله:
1- اگر على نبود، عمر هلاك مىشد.5
او در هفت مورد اين جمله را گفته است.
2- اگر على نبود مفتضح مىشديم.
3- خداوند مرا بعد از تو باقى نگذارد، اى ابوالحسن!
4- اگر آسمانهاى هفتگانه را در يك كفه ترازو بگذارند و ايمان على را در كفه ديگر، ايمان على از آن سنگينتر است.6
5- اگر شمشير على نبود اسلام استوار نمىگشت.7
6- پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، فرمود: دوستى على، عليهالسلام، باعث نجات از جهنم است.8
7- خدايا! هيچ مشكل و گرفتارى برايم نياور، مگر على با من باشد [در حل آن به من كمك كند].
8- ما در زمان پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، به على چنان مىنگريستيم كه گويى بر ستاره آسمان نگاه مىكنيم.
9- يا على! هر مشكلى كه تو در آن داورى نكنى فرخنده و مبارك مباد!9
على، عليهالسلام، از زبان شافعى
امام شافعى، شيخ سنت و پيشواى جماعت، مردى كه يك فرقه عظيم از فرقههاى چهارگانه اسلام را هدايت مىكند، در فضيلت على، عليهالسلام، سخنى مىگويد كه علماى اماميه آن را غلوّ و گزاف مىشمارند و روا نمىدارند. او از على، عليهالسلام، چنين عاشقانه ياد مىكند: لو أنّ المرتضى أبدى مَحلّه
لخَرّ النّاسف طفرّاً سفجَّداً له
و ماتَ الشافعى و ليس يدرى
علىٌّ ربّه أم ربّه اللّه
اگر على مرتضى خود را آن طور كه بود نشان مىداد
مردم جهان همه در برابرش سر سجده بر زمين مىنهادند
و شافعى در حالى مىميرد كه نمىدانست خداى او اللّه است يا على
على، عليهالسلام، از زبان ابونواس
حسن بن هانى معروف به »ابونواس« شاعر مشهور قرن دوم هجرى، شاعر دربار هارونالرشيد، شاعرى كه جز به خاطر شهوت و لذت خود و جز در بهاى سيم و زر سخن نمىگفت، روزى در محفلى از اميرالمؤمنين على بن ابىطالب، عليهالسلام، ياد كرد و آهى كشيد و گفت: على! كسانى كه در آن محفل با ابونواس همنشين بودند از ابوالائمه اميرالمؤمنين تمجيد و تقديس كردند و يكى از آنان رو به ابونواس كرد و گفت: تو كه با قدرت سخن جهان را تسخير كرده و اينهمه اشعار جادويى سرودهاى، نمىخواهى از على ياد كنى؟ نمىخواهى لب به ثناى او بگشايى؟ مديحهاى در حق او نخواهى سرود؟ ابونواس سكوت كرد و پس از اندكى تأمل بالبداهه چنين سرود:
قيلَ لى قفل فى علىّ مفدْحَةً
مَدْحفهف يَخمفدف ناراً مَوصفدَة
قلتف لا أقدمف فى مَدحف امرءف
حار ذفو اللّفبّف إلى أن عَبَدَه
و النبىّف المصطفى قال لنا
لَيلةَ المفعراج لَمّا صَعَدَه
وَضَعَ اللّهف على كتفى يده
فأحسّ القلبف من أن وَدَه
و علىٌّ واضعٌ أقدامه
فى محلّف وَضَعَ اللّهف يَدَه
گفته شد كه على را به شعر بستاى كه: ستايش على آتش دل را فرو مىنشاند.
گفتم درباره او چه بگويم كه [شخصيتش] خردمندان را ابتدا به حيرت و سپس به عبادت وامىدارد.
پيامبر برگزيده به ما چنين فرمود در شب معراج هنگامى كه به آسمانها عروج كرد:
پروردگار دستى بر شانهام نهاد كه قلب من آرامش خود را باز يافت
و على در روز فتح مكه در خانه كعبه بر همانجا پاگذاشت كه پروردگارم دست خود را نهاده بود.
==================================================
پىنوشتها:
1. رياحين الشريعه، ج5، ص48.
2. همان، ج5، ص48.
3. بحارالانوار، ج38، ص198.
4. نهجالبلاغه، فيضالاسلام، ص48، خطبه شقشقيه.
5. علامه حلى، المستجار من الكتاب الارشاد، ص48.
6. شواهد التنزيل، ج1، ص416.
7. تاريخ بغداد، ص339.
8. بحارالانوار، ج39، ص258.
9. صوت العدالة الانسانية، ص75.
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 15:0 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
احادیثی در فضیلت حضرت علی (علیه السلام )
▪ سوگند به آن خدایی که جان من در دست قدرت اوست، اگر نبود این که گروهی از امت من تو را مثل انصاری که عیسی را به خدایی اشتباه گرفتند، غلو کنند در مورد فضایل و مناقب تو، مطالبی می گفتم که تمام مسلمانان خاک زیر پای تو را توتیای چشم خود می کردند .
▪ اگر تمام باغها قلم گردد ، همه دریاها مرکب ، همه جن ها حسابگر و انسانها نویسنده شوند تا همه فضایل و مناقب علی را بشمارند نمی توانند .
▪ هر کس دوست دارد مثل من زندگی کند و مثل من بمیرد ، به ولایت علی بن ابیطالب تمسک کند .
▪ پروردگار عالم به من وحی کرد و مرا مأمور ساخت که علی را با لقب امیرالمومنین بخوانم و فرمود: تا به حال، کسی را با این لقب نخوانده ام و آن را به کسی نخواهم داد .
▪ هر کس می خواهد حضرت نوح را در عزم و اراده اش بنگرد و علم سرشار حضرت آدم را درک کند و به جدم حضرت ابراهیم در حلم و بردباری اش نگاه کند و حضرت موسی را در ذکاوت و هوشیاری و حضرت عیسی را در زهد و بی توجهی به دنیا ببیند ، وجود مبارک علی را ببیند .
▪ من شهر علم هستم و علی در آن است ، هر کس می خواهد وارد آن شود باید از درش بگذرد .
▪ علی از حیث قضاوت و داوری نیز در میان امت من بی نظیر است .
▪ سرلوحه دفتر هر فرد با ایمان محبت و دوستی علی ابن ابیطالب است .
▪ علی داناترین امت من ، بعد از من است .
▪ پيامبر فرمود : اي علي هيچ كس جز من و تو خدا را چنان كه در خور اوست نشناخته وهيچ كس جز خدا و من تو راچنان كه شايسته توست نشناخته است .
▪ رسول خدا فرمود : اگر مردم بر دوستي علي بن ابيطالب گرد مي آمدند خداوند دوزخ را نمي آفريد .
آقاياني كه ميگويند در حديث غدير منظور دوستي علي ابن ابي طالب است ببينند كه چه كردند كه همان دوستي را هم نگاه نداشتند كه اگر اينگونه بود جهنم آفريده نمي شد.
▪ رسول خدا فرمود بهترين فرد اين امت پس از من نخستين كسي است كه اسلام را برگزيد و او علي ابن ابي طالب است .
▪ پيامبر فرمود : اگرآسمانها و زمين در يك كفه ترازو و ايمان علي در كفه ديگر گذاشته شود ايمان علي ابن ابي طالب برتري خواهد داشت .
▪ پيامبر فرمود كه خدا ميگويد : علي پسر ابوطالب حجت من بر مردم و نور من در شهرها و امانتدار علم من است هر كس او را بشناسد اگر چه گناهكار باشد او را واد دوزخ نمي كنم و هر كس منكر او باشد اگر چه مرا اطاعت كند او را وارد بهشت نخواهم كرد.
▪ رسول اكرم فرمود نگاه كردن به بيت الحرام عبادت است و نگاه كردن به چهره علي نيز عبادت است .
پيامبر فرمود ياد علي عبادت است .
▪ رسول خدا فرمود : خصلتهايي در علي وجود دارد كه اگر يكي از آنها در همه مردم بود به آن بسنده مي كردند .
▪پيامبر فرمود اي علي اگر تو نبودي اهل ايمان پس از من شناخته نمي شدند .
▪امام باقر فرمود علي ابن ابيطالب هديه اي بود كه خدا به محمد اختصاص داد او علم اوصيا و علم انبيا و مرسلين پيش از خود ار به ارث برده بود.
▪در اخبار ابو رافع آمده است كه پيامبر در بيماري كه بدان وفات يافت به علي فرمود : اي علي اين كتاب خداست آن را بگير و نزد خود نگاه دار . علي آن را در پاچه اي گرد آورد و به خانه خود رفت . هنگامي كه پيامبر از دنيا رفت علي نشست و آن را همان گونه كه خدا فرو فرستاده بود تركيب نمود و نسبت به آن آگاه بود .
▪رسول خدا فرمود : علي از همه افراد امت به آنچه خدا فرو فرستاده آگاه تر است.
▪از امام صادق نقل شده كه فرمود : پيامبر خدا هزار باب به علي آموخت و از هر بابي هزار باب براي او گشود .
▪پيامبر فرمود : اي علي من شهر علمم وتو دروازه آن هستي دروغ ميگويد كسي كه مي پندارد از غير دروازه به شهر مي توان رسيد .
▪رسول خدا فرمود من گنجينه علمم و علي كليد آن است پس هركس گنيجينه رامي خواهد بايد به سراغ كليد آن برود .
▪پيامبر فرمود علي از همه افراد امتم داناتر و قضاوت او در مورد آنچه پس از من بر سرش اختلاف دارند از همه بهتر است.
▪رسول خدا فرمود اگر برد باري به صورت انساني در آيد او علي خواهد بود.
▪امام صادق فرمود امير مومنان درخوردن غذا شبيه ترين مردم به رسول خدا بود . خودش نان و سركه و روغن زيتون مي خورد و به مردم نان و گوشت مي داد.
▪علي عليه السلام فرمود اين دنياي شما نزد من پست تر است از استخوان خوكي كه در دست شخص جذامي قرار دارد. و او بود كه مي فرمود اي دنيا آيا خود را به من عرضه مي كني يا به من علاقه مند شده اي . هرگز وقت تو فرا نرسد . افسوس ديگري را فريب ده من نيازي به تو ندارم من تو را سه طلاقه كرده ام و ديگر به تو رجوع نخواهم كرد.
▪احنف بن قيس ميگويد هنگام افطار بر علي وارد شدم . آن حضرت كيسه سر بسته اي را كه در آن آرد جو بود طلب كرد . من گفتم اي امير مومنان از بيم آنكه مبادا كسي از اين كيسه بر دارد آن را مهر كرده اي ؟ فرمود نه ، مي ترسم حسن يا حسين اين آرد را با روغن حيواني يا روغن زيتون چرب كنند . گفتم آيا اين دو چيز بر شما حرام است . فرمود نه ولي بر پيشوايان لازم است كه غذاي نا توان ترين و نياز مند ترين مردم را مصرف كنند تا نياز مندان از فقر خود گله مند نباشند و ثروتمندان بر اثر بي نيازي طغيان نكنند .
▪امام صادق فرمود علي با دسترنج خود هزار برده آزاد كرد.
▪پيامبر فرمود من همچون خورشيدم و علي مانند ماه است و خاندانم همچون ستارگانند از هر كدام پيروي كرديد هدايت يافته ايد .
▪رسول خدا فرمود ، اگر من و نبوديم خدا شناخته نمي شد و اگر من و علي نبوديم خدا را پرستش نمي كردند و كيفرو پاداشي نبود . هيچ پرده اي ميان علي و خدا وجود ندارد و هيچ حجابي ميان آنها نخواهد بود . بلكه علي ميان خدا وخلقش پرده و حجاب است .
▪پيامبر فرمود : روز قيامت مردم با اعمال خود وارد مي شوند و تنها عمل كسي سودمند است كه من و علي عمل او را بپذيريم . و در جاي ديگر فرمود اي علي تو در فضيلت بر ترين افراد امت من و در صلح و آشتي پيشگام ترين آنان هستي تو از همه آنان داناتر و بردبارتر و شجاع تر و بخشنده تري. و در جاي ديگر فرمود من و علي از يك درختيم و مردم از درختان گوناگونند. نيز در جاي ديگر فرمود خداوند به من پنج موهبت و به علي نيز پنج موهبت ارزاني داشته است. به من سخناني جامع وبه علي دانشي جامع عطا كرده و مرا پيامبر واو را وصي قرار داده و به من كوثر و او سلسبيل داده و مرا از وحي و او را از الهام برخوردار ساخته است و مرا شبانه به آسمان بردند و براي علي درهاي آسمان و حجاب ها گشوده شده است.
▪ در جاي ديگر فرمود: اي علي به تو سه ويژگي داده شد كه به من و هيچ كس ديگر داده نشده است. تو پدر همسري مانند من داري كه من ندارم ، توهمسري همچون صديقه دختر من داري كه من مانند آن را ندارم و تو از صلب خود حسن وحسين را داري كه من از صلب خود مانند آن دو را ندارم ولي همه شما از منيد و من از شما هستم.
▪پيامبر در چند جاي ديگر فرمود: هر كه مي خواهد به دانش آدم ، پرهيز گاري نوح ، برد باري ابراهيم ، عظمت موسي ، عبادت عيسي ، زيبايي يوسف ، شكوه سليمان و قدرت داوود بنگرد به علي ابن ابي طالب بنگرد.
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:58 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
چه کسانی در قتل امام علی(ع) دست داشتند ؟
مجموع روایتهائى که مورخان نخستین درباره شهادت امیر مؤمنان آوردهاند،و شیعه و اهل سنت آن را در کتابهاى خویش نقل کردهاند نشان مىدهد که على(ع)با توطئه خوارج به شهادت رسید.
این روایتها را با اندک اختلاف در کتابهایى چون تاریخ طبرى،تاریخ یعقوبى،ارشاد مفید،طبقات ابن سعد،نوشته بلاذرى و واقدى مىتوان یافت.و حاصل آن گفتهها این است که پس از پایان یافتن جنگ نهروان،دستهاى از خوارج گرد آمدند و بر کشتههاى خود مىگریستند،و آنانرا به پارسائى و عبادت وصف مىکردند.آنگاه گفتند این فتنهها که پدید آمد از سه تن برخاسته است:على،عمرو پسر عاص و معاویه.تا این سه تن زندهاند کار مسلمانان راست نخواهد شد.و سه تن از آن جمع کشتن این سه تن را به عهده گرفتند.
عبد الرحمن پسر ملجم از بنى مراد کشتن على را به عهده گرفت.برک پسر عبد الله از بنى تمیم کشتن معاویه را،و عمرو بن بکر از بنى تمیم کشتن عمرو پسر عاص را.چه وقت این کار را انجام دهند؟ گفتند در ماه رمضان اینان به مسجد مىآیند و باید در آن ماه به کار پرداخت و شب یازدهم یا سیزدهم یا هفدهم ماه رمضان و یا چنانکه میان شیعه مشهور استشب نوزدهم آن ماه را معین کردند،چرا که در این شب این سه تن از آمدن به مسجد ناچارند.آنکه مامور کشتن عمرو عاص بود دیگرى را که آن شب جاى او به نماز رفته بود کشت.و آنکه بر معاویه ضربت زد شمشیرش به ران او رسید و زخمى شدو با خوردن دارو از مرگ رهید. اما پسر ملجم نیت پلید خود را عملى کرد.آیا به راستى داستان چنین بوده است؟باید گفت جاى تردید است و از آغاز،نشان ساختگى بودن در آن آشکار است.پندارى داستاننویسى ماهر آنرا نوشته است.در ماه رمضان این هر سه تن به مسجد مىآیند و شب نوزدهم آمدن آنان به مسجد حتمى است.
در اینکه على(ع)در این شب به دست پسر ملجم ضربتخورد تردیدى نیست. اما آنکه براى کشتن عمرو عاص رفت چرا مردى خارجه نام را به جاى او کشت؟آیا عمرو براى وى ناشناس بود و نتوانست او را تشخیص دهد؟چرا آن شب عمرو به مسجد نیامد؟آیا کسى او را از توطئه آگاه کرده بود؟
آنچه به نظر درستتر مىآید این است که ریشه این توطئه را باید نخست در کوفه،سپس در دمشق جستجو کرد.چنانکه نوشته شد معاویه میدانست تا على زنده است دستیابى به خلافتبراى او ممکن نیست.اشعث پسر قیس نیز چنانکه اشارت شد با على(ع)یکدل نبود.ابن ابى الدنیا که در سال 281 هجرى قمرى درگذشته و نوشته او پیش از طبرى و یعقوبى است در کتاب مقتل الامام امیر المؤمنین على ابن ابى طالب به اسناد خود از عبد الغفار پسر قاسم انصارى چنین آوردهست:
«از بسیارى شنیدم ابن ملجم شب را نزد اشعثبود و چون سحرگاه شد بدو گفت صبح آشکار شد.» اگر آن سه تن با یکدیگر چنان قرارى گذاشته بودند،چرا باید پسر ملجم با اشعثشب را در مسجد بسر برد و با او گفتگو کند.آیا میتوان پذیرفت آنکه مىخواهد مخفیانه على را بکشد،راز خود را با دیگرى(آنهم با اشعث)در میان نهد.بلاذرى در کتاب انساب الاشراف آورده است:
گفتهاند پسر ملجم شب را نزد اشعثبن قیس بود و با وى آهسته سخن میگفت تا آنکه اشعث او را گفت: -«برخیز که بامداد تو را شناساند.» (1) حجر بن عدى چون گفته او را شنید گفت: «اى یک چشم او را کشتى (2) ».
نیز نوشتهاند، بامداد آن روز که پسر ملجم،على را ضربت زد،اشعث پسر خود را به خانه على فرستاد و گفتبنگر در چه حالى است.او رفت و بازگشت و گفت چشمهایش به سرش فرو رفته. اشعث گفت:
-«به خدا چشمان کسى است که آسیب به مغز او رسیده.» (3)
من نمىخواهم همانند تاریخ نویس معاصر اباضى،شیخ سلیمان یوسف بن داود،بگویم خوارج یاران على بودند،و در کشتن او شرکت نداشتند و قبیله بنى مراد که ابن ملجم از آنان بود در شمار خوارج نیست،و داستان پسر ملجم و آن دو تن دیگر برساخته قصه پردازان معاویه است تا حقیقت را بر مردم نهان سازند.
بر چند جاى کتاب او، هم در حضور وى در الجزیره خرده گرفتم و هم در نامه بدو نوشتم.اما اگر کسى بگوید توطئه شهادت على(ع)چنانکه بر زبانها افتاده است نیست، گفتهاش را چندان دور از حقیقت نمىدانم.باز هم مىگویم جاى این احتمال هست که به اصطلاح اگر سر این نخ را بگیریم و پیش برویم، به اشعث در کوفه و از آنجا به دمشق برسیم.پیش از این نوشتیم اشعثبا على دلى خوش نداشت.چون على(ع)دست او را از حکومتبر مردم کنده باز داشته بود،نیز در منبر وى را منافق پسر کافر خواند. شهرستانى در ملل و نحل نویسد:«اشعث از همه آنان که بر على شوریدند سختتر بود و از دین برون رفتهتر.» (4)
--------------------------------------------------------------------------------
1.فضح الصبح فلانا،او را آشکارا کرد.
2.انساب الاشراف،ص 493.
3.مقتل الامام امیر المؤمنین،ص 37،طبقات،ابن سعد،ج 3،ص 37.
4.الملل و النحل،ج 1،ص 170.
--------------------------------------------------------------------------------
على از زبان على یا زندگانى امیر المؤمنین(ع) صفحه 158 دکتر سید جعفر شهیدى
به نقل از : خبرگزاری شبستان
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:53 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
+ زندگي نامه حضرت علي(ع)
نام: علي(علیه السلام )،حيدر و ..... ...
لقب معروف: امير المومنين(علیه السلام )،امام المتقين،يعسوب الدين و...
کنيه: ابوالحسن،ابوتراب،ابوالسبطين،ابوالريحانتين
پدرومادر: ابوطالب و فاطمه بنت اسد
زمان تولد: سيزده رجب(ده سال قبل از بعثت پيامبر(صلی الله علیه و اله و سلم )
محل تولد: درون خانه ي خدا
دوران خلافت: از سال 36تا 40 هجري قمري(حدود چهار سال و نه ماه)
مدت امامت: 30سال
زمان شهادت: در سحر گاه 19رمضان سال40هجري ،توسط ابن ملجم مرادي(لعنةالله عليه) 
ضربت خوردندوشب21 رمضان به شهدت رسيدند. 
محل شهادت: مسجد کوفه 
مدت زندگاني: 63سال
مرقدشريف: نجف اشرفد
دوران زندگي: دوران کودکي(حدود ده سال)
همراهي با پيامبر(حدود23سال)دوران کناره گيري از خلافت وخانه نشيني (حدود5سال)
دوران خلافت(4سال و نه ماه)
نوشته شده توسط رضا در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 14:38 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
ينابيع المودة ص 445
نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 1:29 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
۱۹ـ آيه
| لا يستوى اصحاب النار و اصحاب الجنة اصحاب الجنة هم الفائزون (44) |
| و تعيها اذن واعية (46) |
| افمن كان مؤمنا كمن كان فاسقا لا يستون (48) |
| القيا فى جهنم كل كفار عنيد (50) . |
| و اركعوا مع الراكعين (52) |
| ثم لتسألن يومئذ عن النعيم (54) |
| سأل سائل بعذاب واقع (56) |
نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 1:25 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
|
7ـ آيه مودتـ
(اى پيغمبر در برابر زحمات تبليغ رسالت بمردم) بگو من از شما اجر و مزدى نميخواهم مگر دوستى نزديكانم را. زمخشرى در تفسير كشاف و گنجى شافعى در كفاية الطالب و ديگران نوشتهاند كه چون آيه مزبور نازل شد به پيغمبر صلى الله عليه و آله گفتند يا رسول الله:و من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم؟قال على و فاطمة و ابناهما (18) . يعنى نزديكان شما كه دوستى آنها بر ما واجب است چه كسانىاند؟فرمود على و فاطمه و دو پسرشان. 8ـ آيه
كافران رسالت پيغمبر اكرم را انكار كرده و گفتند تو پيغمبر نيستى اين آيه در پاسخ آنان بحضرتش نازل شد كه بگو (من براى رسالت خود دو شاهد دارم يكى) خدا است كه براى شهادت ميان من و شما كافى است و ديگرى كسى است كه علم كتاب در نزد اوست.ثعلبى در تفسير آيه مزبور مينويسد آنكه علم كتاب در نزد اوست على بن ابيطالب است (20) . همچنين ابو سعيد خدرى گويد از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم آنكس كه علم كتاب در نزد اوست كيست؟فرمود آنكس برادرم على بن ابيطالب است (21) . شيخ سليمان بلخى از ابن عباس نقل ميكند كه گفت آنكه علم كتاب در نزداوست على عليه السلام است زيرا او بتفسير و تأويل و ناسخ و منسوخ آن عالم بود (22) . 9ـ آيه افمن كان على بينة من ربه و يتلوه شاهد منه (23) .... آيا كسيكه (رسول خدا صلى الله عليه و آله براى صحت گفتار خود) حجتى (قرآن) از طرف پروردگار خود داشته و پشت سر او شاهد و گواهى از خود او باشد.... در اين آيه نيز مفسرين و مورخين عامه و خاصه نوشتهاند كه منظور از شاهد و گواهى از خود پيغمبر على عليه السلام است (24) . ابراهيم بن محمد حموينى در كتاب فرائد السمطين از ابن عباس نقل ميكند كه اين آيه در شأن على عليه السلام است و احدى با او در آن شريك نيست و خوارزمى هم در مناقب خود مينويسد كه عمرو عاص در نامهاى كه بمعاويه نوشته بود اشاره بآياتى در شأن على عليه السلام كرده بود كه از جمله آنها آيه مزبور بوده است (25) . 10ـ آيه
كسانيكه اموالشان را در شب و روز و نهانى و آشكارا انفاق ميكنند براى آنان در نزد پروردگارشان پاداشى است و آنان خوف و اندوهى ندارند. خوارزمى و ثعلبى و مالكى و ابو نعيم و ديگران از ابن عباس نقل كردهاند كه على عليه السلام چهار درهم داشت يكى را شب (در راه خدا) صدقه داد و يكى را روز و يكى را پنهانى و يكى را آشكارا آنگاه اين آيه در باره او نازل گرديد (27) . 11ـ آيه
ثعلبى در تفسير خود از ابن عباس روايت ميكند كه در شب هجرت پيغمبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام در فراش وى خوابيد و اين آيه در شأن آنحضرت نازل گرديد (29) . 12ـ آيه
كسانيكه ايمان آورده و اعمال نيكو انجام دادند آنان بهترين مردمند. مقاتل بن سليمان از ضحاك از ابن عباس نقل كرده است كه اين آيه در شأن على عليه السلام و اهل بيت او نازل شده است (31) . 13ـ
ابو سعيد خدرى از پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل ميكند كه آنچه مورد سؤال خواهد بود ولايت على بن ابيطالب است (33) . 14ـ آيه
گنجى شافعى از قول خوارزمى مينويسد كه على عليه السلام فرمود مردى مرا ملاقات كرد و گفت يا ابا الحسن بدانكه بخدا من ترا در راه خدا دوست دارم على عليه السلام فرمود من برسول خدا صلى الله عليه و آله مراجعه كرده و سخنآنمرد را باو خبر دادم.پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود شايد در باره او احسان و نيكى نمودهاى،گفتم بخدا من در باره او احسانى نكردهام،رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود خدا را سپاس كه دلهاى مؤمنين را بدوستى تو واد داشته است آنگاه آيه بالا نازل شد (35) . 15ـ
صاحب كتاب مناقب الفاخرة از عبد الله بن عباس روايت كرده است كه ما در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوديم عربى آمد و عرض كرد يا رسول الله شنيدم كه ميفرمودى اعتصموا بحبل الله حبل خدا كدام است كه باو تمسك جوئيم؟رسول خدا صلى الله عليه و آله دست خود را بر دست على عليه السلام زد و فرمود باين شخص تمسك جوئيد كه اين حبل المتين است (37) . 16ـ آيه
يعنى من انذار كنندهام و على هدايت كننده و بوسيله تو يا على هدايت يافتگان هدايت مىيابند (39) . 17ـ آيه
ابن مغازلى شافعى بسند خود از عبد الله بن مسعود نقل ميكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود دعاى ابراهيم كه عرض كرد پروردگارا من و فرزندانم را از بت پرستى دور گردان بمن و على منتهى شد كه هيچيك از ما هرگز به بت سجده نكرديم در نتيجه خداوند مرا نبى و على را وصى قرار داد (41) . 18ـ
البته خدا و جبرئيل و صالح مؤمنين يارى كننده او (پيغمبر صلى الله عليه و آله) هستند و فرشتگان پس از نصرت خدا پشتيبان اويند.مفسرين و علماى بزرگ اهل سنت نوشتهاند كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود در آيه مزبور منظور از صالح المؤمنين على بن ابيطالب است (43) . | |||||||||||
نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 1:14 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
| انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون (سوره مائده آيه 55) |
| آيه يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول.و اولى الامر منكم |
. | فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائكم و نساءنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين (9) |
نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 1:11 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
چهل حديث
قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) 2 :
11- طلب خير
ما حارَ مَنِ اسْتَخارَ، وَ لا نَدِمَ مَنِ اسْتَشارَ.
هر كه خير جويد سرگردان نشود، و كسى كه مشورت نمايد پشيمان نگردد.
=========================
12- وطن دوستى
عُمِّرَتِ الْبِلادُ بِحُبِّ الأَوْطانِ.
شهرها به حبّ و دوستى وطن آباداند.
=============================
13- سه شعبه علوم لازم
أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْيانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ.
دانش سه قسم است: فقه براى دين، و پزشكى براى تن، و نحو براى زبان.
================================================
14- سخن عالمانه
تَكَلَّمُوا فِى الْعِلْمِ تَبَيَّنَ أَقْدارُكُمْ.
عالمانه سخن گوييد تا قدر شما روشن گردد.
====================================================
15- منع تلقين منفى
لا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ بِفَقْر وَ لا طُولِ عُمْر.
فقر و تنگدستى و طول عمر را به خود تلقين نكن.
===========================================
16- حرمت مؤمن
سِبابُ الْمُؤْمِنِ فِسْقٌ وَ قِتالُهُ كُفْرٌ وَ حُرْمَةُ مالِهِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ.
دشنام دادن به مؤمن فسق است، و جنگيدن با او كفر، و احترام مالش چون احترام خونش است.
=========================================
17- فقر جانكاه
أَلْفَقْرُ الْمَوْتُ الاَْكْبَرُ، وَ قِلَّةُ الْعِيالِ أَحَدُ الْيَسارَيْنِ وَ هُوَ نِصْفُ الْعَيْشِ.
فقر و ندارى بزرگترين مرگ است! و عائله كم يكى از دو توانگرى است، كه آن نيمى از خوشى است.
============================================
18- دو پديده خطرناك
أَهْلَكَ النّاسَ إِثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.
دو چيز مردم را هلاك كرده: ترس از ندارى و فخرطلبى.
=========================================
19- سه ظالم
أَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ المُعينُ عَلَيْهِ وَ الرّاضِىُ بِهِ شُرَكاءُ ثَلاثَةٌ.
شخص ستمكار و كمك كننده بر ظلم و آن كه راضى به ظلم است، هر سه با هم شريكاند.
=====================================
20- صبر جميل
أَلصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصيبَةِ حَسَنٌ جَميلٌ، وَ أَحْسَنُ مِنْ ذلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيْكَ.
صبر بر دو قسم است: صبر بر مصيبت كه نيكو و زيباست، و بهتر از آن صبر بر چيزى است كه خداوند آن را حرام گردانيده است.
========================================
21- اداى امانت
أَدُّوا الاَْمانَةَ وَ لَوْ إِلى قاتِلِ وُلْدِ الاَْنْبياءِ.
امانت را بپردازيد گرچه به كشنده فرزندان پيغمبران باشد.
===============================
22- پرهيز از شهرت طلبى
قالَ(عليه السلام) لِكُمَيْلِ بْنِ زِياد:رُوَيْدَكَ لاتَشْهَرْ، وَ أَخْفِ شَخْصَكَ لا تُذْكَرْ، تَعَلَّمْ تَعْلَمْ وَ اصْمُتْ تَسْلَمْ، لا عَلَيْكَ إِذا عَرَّفَكَ دينَهُ، لا تَعْرِفُ النّاسَ وَ لا يَعْرِفُونَكَ.
آرام باش، خود را شهره مساز، خود را نهان دار كه شناخته نشوى، ياد گير تا بدانى، خموش باش تا سالم بمانى.
بر تو هيچ باكى نيست، آن گاه كه خدا دينش را به تو فهمانيد، كه نه تو مردم را بشناسى و نه مردم تو را بشناسند (يعنى، گمنام زندگى كنى).
=============================================
23- عذاب شش گروه
إِنَّ اللّهَ يُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتَّة : أَلْعَرَبَ بِالْعَصَبيَّةِ وَ الدَّهاقينَ بِالْكِبْرِ وَ الاُْمَراءَ بِالْجَوْرِ وَ الْفُقَهاءَ بِالْحَسَدِ وَ التُّجّارَ بِالْخِيانَةِ وَ أَهْلَ الرُّسْتاقِ بِالْجَهْلِ.
خداوند شش كس را به شش خصلت عذاب كند:عرب را به تعصّب، و خان هاى ده را به تكبّر، و فرمانروايان را به جور، و فقيهان را به حسد، و تجّار را به خيانت، و روستايى را به جهالت.
================================
24- اركان ايمان
أَلاِْيمانُ عَلى أَرْبَعَةِ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلِ عَلَى اللّهِ، وَ التَّفْويضِ إِلَى اللّهِ وَ التَّسْليمِ لاَِمْرِللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ.
ايمان چهارپايه دارد: توكّل بر خدا، واگذاردن كار به خدا، تسليم به امر خدا و رضا به قضاى الهى.
=======================================
25- تربيت اخلاقى
«ذَلِّلُوا أَخْلاقَكُمْ بِالَْمحاسِنِ، وَ قَوِّدُوها إِلَى الْمَكارِمِ. وَ عَوِّدُوا أَنْفُسَكُمُ الْحِلْمَ.»
اخلاق خود را رامِ خوبى ها كنيد و به بزرگوارى هايشان بكشانيد و خود را به بردبارى عادت دهيد.
======================================
26- آسانگيرى بر مردم و دورى از كارهاى پست
«لاتُداقُّوا النّاسَ وَزْنًا بِوَزْن، وَ عَظِّمُوا أَقْدارَكُمْ بِالتَّغافُلِ عَنِ الدَّنِىِّ مِنَ الاُْمُورِ.»
نسبت به مردم، زياد خرده گيرى نكنيد، و قدر خود را با كناره گيرى از كارهاى پست بالا بريد.
=========================================
27- نگهبانان انسان=
«كَفى بِالْمَرْءِ حِرْزًا، إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ النّاسِ إِلاّ وَ مَعَهُ حَفَظَةٌ مِنَ اللّهِ يَحْفَظُونَهُ أَنْ لا يَتَرَدّى فى بِئْر وَ لا يَقَعَ عَلَيْهِ حائِطٌ وَ لا يُصيبَهُ سَبُعٌ، فَإِذا جاءَ أَجَلُهُ خَلُّوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَجَلِهِ.»
آدمى را همين دژ بس كه كسى از مردم نيست، مگر آن كه با او از طرف خدا نگهبان هاست كه او را نگه مىدارند كه به چاه نيفتد، و ديوار بر سرش نريزد، و درنده اى آسيبش نرساند، و چون مرگ او رسد او را در برابر اجلش رها سازند.
================================
28- روزگار تباهىها
«يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا يُعْرَفُ فيهِ إلاَّ الْماحِلُ وَ لا يُظَرَّفُ فيهِ إِلاَّ الْفاجِرُ وَ لا يُؤْتَمَنُ فيهِ إِلاَّ الْخائِنُ وَ لا يُخَوَّنُ إِلاَّ المُؤتَمَنُ، يَتَّخِذُونَ اْلَفْئَ مَغْنًَما وَ الصَّدَقَةَ مَغْرَمًا وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنًّا، وَ الْعِبادَةَ استِطالَةً عَلَى النّاسِ وَ تَعَدِّيًا و ذلِكَ يَكُونُ عِنْدَ سُلطانِ النِّساءِ، وَ مُشاوَرَةِ الاِْماءِ، وَ إِمارَةِ الصِّبيانِ.»
زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن ارج نيابد، مگر فرد بىعرضه و بىحاصل، و خوش طبع و زيرك دانسته نشود، مگر فاجر، و امين و مورد اعتماد قرار نگيرد، مگر خائن و به خيانت نسبت داده نشود، مگر فرد درستكار و امين! در چنين روزگارى، بيتالمال را بهره شخصى خود گيرند، و صدقه را زيان به حساب آورند، وصله رحم را با منّت به جاى آرند، و عبادت را وسيله بزرگى فروختن و تجاوز نمودن بر مردم قرار دهند و اين وقتى است كه زنان، حاكم و كنيزان، مشاور و كودكان، فرمانروا باشند!
============================================
29- زيركى به هنگام فتنه
«كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ; لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَ لا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.»
هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش كه نه پشتى دارد تا سوارش شوند و نه پستانى تا شيرش دوشند.
=====================
30- اقبال و ادبار دنيا
«إذا أَقْبَلَتِ الدُّنيا عَلى أَحَد أَعارَتْهُ مَحاسِنَ غَيْرِهِ، وَ إِذا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحاسِنَ نَفْسِهِ.»
چون دنيا به كسى روى آرد، نيكويى هاى ديگران را بدو به عاريت سپارد، و چون بدو پشت نمايد، خوبى هايش را بربايد.
===============================
31- ناتوان ترين مردم
«أَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسابِ الاِْخْوانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.»
ناتوانترين مردم كسى است كه توانِ به دست آوردن دوستان را ندارد، و ناتوانتر از او كسى است كه دوستى به دست آرد و او را از دست بدهد.
==============================
32- فرياد رسى و فرح بخشىِ گرفتار
«مِنْ كَفّاراتِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ إِغاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفيسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ.»
از كفّاره گناهان بزرگ، فرياد خواه را به فرياد رسيدن، و غمگين را آسايش بخشيدن است.
============================
33- نشانه كمال عقل
«إِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلامُ.»
چون خرد كمال گيرد، گفتار نقصان پذيرد.
===================================
34- رابطه با خدا
«مَنْ أَصْلَحَ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْياهُ. وَ مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ كانَ عَلَيْهِ مِنَ اللّهِ حافِظٌ.»
آن كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خدا ميان او و مردم را اصلاح مىكند و آن كه كار آخرتِ خود را درست كند، خدا كار دنياى او را سامان دهد. و آن كه او را از خود بر خويشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است.
==============================
35- افراط و تفريط
«هَلَكَ فِىَّ رَجُلانِ مُحِبٌّ غال وَ مُبْغِضٌ قال.»
دو تن به خاطر من هلاك شدند: دوستى كه اندازه نگاه نداشت و دشمنى كه بغض ـ مرا ـ در دل كاشت.
====================
36- روايت و درايت
«إِعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعايَة لاعَقْلَ رِوايَة، فَإِنَّ رُواةَ الْعِلْمِ كَثيرٌ، وَ رُعاتُهُ قَليلٌ.»
هر گاه حديثى را شنيديد آن را با دقّت عقلى فهم و رعايت كنيد، نه بشنويد و روايت كنيد! كه راويان علم بسيارند و رعايت كنندگانِ آن اندك در شمار.
=============================
37- پاداش تارك گناه
«مَا الُْمجاهِدُ الشَّهيدُ فى سَبيلِ اللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْرًا مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكادَ الْعَفيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكًا مِنَ الْمَلائِكَةِ.»
مُزد جهادگرِ كشته در راه خدا بيشتر نيست از مرد پارسا كه ـ معصيت كردن ـ تواند ـ ليكن ـ پارسا ماند و چنان است كه گويى پارسا فرشته اى است از فرشته ها.
============================
38- پايان ناگوار گناه
«أُذْكُرُوا انقِطاعَ اللَّذّاتِ وَ بَقاءَ التَّبِعاتِ.»
به ياد آريد كه لذّتها تمام شدنى است و پايان ناگوار آن بر جاى ماندنى.
=============================
39- صفت دنيا
«فى صِفَةِ الدُّنْيا: تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ.»
در صفت دنيا فرموده است:مىفريبد و زيان مىرساند و مىگذرد.
=================
40- دينداران آخر الزّمان
«يَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا يَبْقى فيهِ مِنَ الْقُرْآنِ إِلاّ رَسْمُهُ وَ مِنَ الاِْسْلامِ إِلاَّ اسْمُهُ. مَساجِدُهُمْ يَوْمَئِذ عامِرَةٌ مِنَ الْبِناءِ خَرابٌ مِنَ الْهُدى. سُكّانُها وَ عُمّارُها شَرُّ أَهْلِ الاَْرْضِ، مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَأْوِى الْخَطيئَةُ يَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْها فيها.
وَ يَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ إِلَيْها.
يَقُولُ اللّهُ تَعالى «فَبى حَلَفْتُ لاََبْعَثَنَّ عَلى أُولئِكَ فِتْنَةً أَتْرُكَ الْحَليمَ فيها حَيْرانَ» وَ قَدْ فَعَلَ. وَ نَحْنُ نَسْتَقيلُ اللّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ.»
مردم را روزگارى رسد كه در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهاى آنان نو و تازه ساز است و از رستگارى ويران. ساكنان و سازندگان آن مسجدها بدترين مردم زمين اند، فتنه از آنان خيزد و خطا به آنان درآويزد.
آن كه از فتنه به كنار ماند بدان بازش گردانند، و آن كه از آن پس افتد به سويش برانند.
خداى تعالى فرمايد: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم كه بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنين كرده است، و ما از خدا مىخواهيم از لغزش غفلت درگذرد.
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ساعت 20:55 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ساعت 20:55 موضوع امام علی-ع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
اسلام میرزایی - عشق علی
فیلم حضور فائزه ی هاشمی در اغتشاشات عاشورا88
حاج سعید حدادیان-محرم 88
مقتل خوانی حضرت آیت الله حکیم
حاج مهدی سلحشور شب ششم محرم 1388
نظر اهل سنت درباره ابوسفیان و معاویه و یزید و شمر چیست؟
عاشورای 88-ظهور یزیدیان سبز پوش
مداحی حاج منصور ارضی در محضر رهبر انقلاب
گزارشی از نا آرامی های امروز تهران
تصاوریر اغتشاشات طرفداران موسوی در عاشورا !
درباره وبلاگ

اگر می خواهید که جزو نویسندگان وب ما شوید به ما اطلاع بدید.
لوگوی ما
برای تبادل لوگو/بنر با ما ابتدا لوگو/بنر ما را در وبتون قرار بدید بعد ما را خبر کنید تا
لوگو/بنر شما را در وبمون بزاریم
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی

مرحوم سید جواد ذاکر
حسین سیب سرخی
سید مجید بنی فاطمه
سید مهدی میرداماد
عباس طهماسب پور
ملابــاسم کربلائی
مهدی سلحشور
حسین عینی فرد
عبدالرضا هلالی
مجتبی رمضانی
محسن صائمی
سعید حدادیان
روح الله بهمنی
مهدی مختاری
نریمان پناهی
علیرضا شریف
محمود کریمی
مهدی کمانی
مهدی اکبری
محمد طاهری
احمد واعظی
حمید علیمی
حسن خلج
جواد مقدم
نزار قطری
"سایر مداحان"
دانلودشعر خوانی آغاسی
دانلودکتب و مقالات مذهبی
دانلود اهنگ های مذهبی
دانلود فایــلهای مذهبی
دانلود فایـلهای تصویری
دانلود قرائــت قران
دانلود مولــودی
دانلود برنــامه
دانلود کتاب

کلیپ مذهبی موبایل
موبـــــــایل مذهبی
نرم افزار موبایل
تم موبایل

قالب مذهبی وبلاگ
صهیونسیم و اسرائیل
درباره سید جواد ذاکر
عکس های مذهبی
ویژه مـــاه رمضان
مطالب سیاسی
حزب الله لبنان
دربـاره مداحان
خبرهای داغ
مناسبت ها

آشنایی با فرقه پلید
وهابیت
مطالب جالب و خواندنی
کرامات و داستان شگفت
مطالبی درباره شیطان
کرامات ایت الله بهجت
پرسش و پاسخ دینی
شیخ رجبعلی خیاط
زندگی رسول ترک
در مورد امام زمان
داستان هایه زیبا
حضور قلب در نماز
مقالات مذهبی
موسیقی و غنا
در مورد شیعه
ایت الله بهجت
زنــدگی علما
امام علی-ع
امام حسن-ع
امام حسین-ع
مرگ و برزخ
قــــــــران
نـــــماز
شهدا
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY