عذاب برزخى ابن ملجم  

عذاب برزخى ابن ملجم  

يكى از شقاوت مندترين عالم كه امام بر حق خود را به شهادت رساند و در برابر اعمال ننگينش به عذاب هاى گوناگون برزخى رسيد عبدالرحمان بن ملجم مرادى است .
از ابوالقاسم بن محمد روايت شده است كه گفت : در مسجد الحرام جماعتى را در مقابل مقام ابراهيم ديدم اجتماع كرده اند. گفتم : اين اجتماع براى چيست ؟ در جواب گفتند: راهبى مسلمان شده است ، به مكه آمده و از داستان عجيبى خبر مى دهد.
پيش رفتم پيرمردى عظيم الجثه و بزرگ ، پشمينه پوش با كلاهى از پشم را ديدم نشسته بود و مى گفت : كنار دريا ميان صومه خود مشغول عبادت بودم . روزى به دريا نگاه كردم ديدم ، مرغى بزرگ مانند كركس آمد و بر فراز سنگى نشست و يك چهام از بدن مردى را قى كرد و رفت . باز آمد و يك چهارم ديگر او را قى كرد تا چهار مرتبه اعضاى آن مرد را قى كرد. پس آن مرد، انسان كاملى شد و برخاست .
من از ديدن اين قضيه در تعجب شدم ! باز ديدم همان مرغ آمد و يك ربع او را بلعيد و رفت و بدين طريق در چهار مرتبه او را بلعيد و رفت ؟! در حيرت شدم كه اين چيست و اين مرد كيست ؟ اعمال و افعال او چه بوده است ؟ تاسف خوردم كه چرا از وى نپرسيدم و از قضيه او سئوال نكردم .
روز دوم نيز آمد و در چهار مرتبه هر دفعه يك چهارم او را قى كرد. در اين مرتبه وقتى اعضاى او كامل شد. از صومعه بيرون دويدم و او را به خدا سوگند دادم و گفتم : اى مرد! كيستى ؟ جوابم را نداد. باز گفتم : به حق آن كسى كه تو را آفريده است سوگند مى دهم بگو چه كسى هستس و چه كاره بوده اى ؟ قضيه تو با اين مرغ چيست ؟ در جواب گفت : ((عبدالرحمان بن ملم مرادى )) هستم و على بن ابيطالب عليه السلام را كشته ام . خداوند اين مرغ را بر من گماشته است كه هر روز مرا بدين گونه كه ديدى عذاب كند. از او پرسيدم : على بن ابيطالب كيست ؟ گفت : پسر عموى حضرت محمد عليه السلام و وصى اوست . وقتى آن ها را شناختم مسلمان شدم و اكنون به حج خانه خدا و زيارت حضرت رسول عليه السلام مشرف شده ام .(بحار جلد 42 ص 307)
در احوال حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نقل شده است : اهل كوفه بعد از به درك فرستادن ابن ملجم مرادى استخوانهاى او را در گودالى انداختند. تا مدتى مردم صداى ضجه و ناله از استخوانهاى او را مى شنيدند.(خزينه الجواهر، ص 543.)
چرا چنين نباشد؟ آن شقى و بدبخت ، بزرگترين جنايت را مرتكب شد و جزاى خود را هم ديد. او هنوز به درك واصل نشده بود كه به آتش قهر و قضب مردم سوخت .

اين عذاب دنيايى او بود و عذاب برزخى او را هم شنيدى ، عذاب آخرتى را هم خدا مى داند كه چگونه بايد او را در آتش قهر و غضب خود بسوزاند.

منبع:کتاب انسان از مرگ تا برزخ

اسرار رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم

اسرار رمضان

منبع | kamal.sub.ir

درك ليله القدر از درك يك عمر بالاتر و برتر است . ليله القدر خير من الف شهر كسي كه شب قدر را درك مي كند در واقع بيش از هزار ماه را درك كرده است .

از مسائل و مشكلات بزرگ ما كه در اسلام و احاديث و روايات به دنيا معروف است اين است كه وقتي آدمي مشغول به زندگي مي شود براي اينكه امروز را به فردا برساندهدف از جلوي چشمانش محو مي شود و شايد يكي از دلايلي كه سفارش مي شود در شبهاي قدر سوره دخان خوانده شود همين رفع روزمرگي ها باشد . دخان به معني دود است دود وقتي جايي را فرا بگيرد تشخيص نور از ظلمت را سخت مي كند و چقدر كار درستي خواهد بود كه انسان جلوي اين دود و غبار دروني خود را بگيرد . اين وصف دنيا زدگي محسوب مي شود و مصيبت بزرگ همه انسانهاست و دقيقا مساوي با عدم درك زندگي است .

انسانها در راه رسيدن به هدف و مقصودشان متفاوت هستند بعضي فقط هدف را نگاه مي كنند جلوي چشمان خود را نظري نمي اندازند يك متري يا ده متري را نگاه نمي كنند فقط هدف و هدف بعضي ديگر بالعكس ، به هدف توجهي ندارند و فقط مقابل ديدگان خود را نگاه مي كنند و اگر نگاهشان عميق تر باشد تا نه متري و نهايتا تا نزديكي هدف را مي بينند ولي به هدف تو جهي ندارند اما براي رسيدن به يك مقصود بايد همزمان هردو نگرش را با هم داشت هم به جلوي پا و هم هدف ، اگر اين توجه باشد در واقع به درك رسيده و به كاري كه انجام مي دهد واقف خواهد بود .

ليله القدر تعاريف متعدد دارد از جمله آن اين است كه آنچه كه در سال آينده بر ما خواهد گذشت نوشته مي شود و بر ما و امام زمان ( عج ) ابلاغ و تفسير مي شود . چرا كه او صاحب امر و زمان و ولي خدا بر روي زمين است . در اين مقطع هدف تنها درك ليله القدر است . بر اساس روايات مختلف شبهاي قدر به شبهايي خاص اتلاق مي شود در دسته اي از روايات ( شبهاي هفدهم ، نوزدهم ، بيست و يكم ، بيست و سوم ، و بيست و هفتم ) دسته اي ديگر ( هفدهم ، بيست و هفتم )گروهي ديگر ( نوزدهم ، بيست و يكم ، و بيست و سوم ) و بر اساس روايتي ديگر (بيست و يكم و بيست و سوم ) را در كنار هم شب قدر مي دانند و برخي هم ليله القدر را فقط به يك شب بستگي مي دانند . در هر صورت از اين ليله القدر تا ليله القدر بعدي كه يكسال به طول مي كشد دقيقا همين مسير وجود دارد . كسي كه ليله القدر را به اندازه درك خود بفهمدمانند اين است كه شب قدرش را در يك كاغذ نوشته شده به دستش مي دهند و حال خود بايد تصميم بگيريد كه يا حفظ كند و يا از آن يادداشت بردارد و يا اينكه بي تفاوت باشد . با اين ديدگاه به شب قدر بعدي خواهد رسيد .

يعني در مقابل دنيا زدگي و فريب دنيا را خوردن و سر به هوايي بدون برنامه پيش نمي رود و همه هدف او اين نخواهد بود كه همت خود را به اين بگذارد كه فقط امروز رو به فردا برساند مي داند چه كند و براي هر چيزي حساب و كتابي خواهد داشت و در صورتي اين هدف تحقق پيدا خواهد كرد و واقعي خواهد بود كه ما خود به آن برسيم .

اين حرف درست است كه مي گويند ليله القدر را نوشته شده به امام زمان (عج ) تحويل مي دهند و هر كس هم كه مومن واقعي باشد وي هم اطلاع پيدا خواهد كرد . اما اين نوشته از روي سال قبل است در قرآن داريم كه ما هم صاحب حكمت هستيم در هر صورت اين نامه نوشته شده در صورتي واقعي است كه ما هم از آن مطلع باشيم و خود مان به آن برسيم . اين بازيابي از ليله القدر قبل تا بعد است يعني هر كاري كه در اين يك سال و در روزهاي مختلف از عقيده گرفته تا هر چيز ديگر همه در يك سال گذشته يك برنامه جديدي را براي ما در سال آينده درست مي كند مثلا اگر در تاريخ خاصي در سال گذشته در شرايطي رفتار خاصي را از خود بروز داده ايم با وجود همان شرايط و همان اتفاقات در سال آينده هم قائدتا همان رفتار را خواهيم داشت جز به جز اين را كه متذكر شويم يك سال برنامه تهيه مي شود . اين معناي محاسبه است . ما نمي دانيم كه در آينده چه اتفاقي مي افتد و علم به آن نداريم اما از گذشته اي كه اطلاع داريم وقتي به آن فكر مي كنيم آهسته آهسته علم پيدا مي كنيم و هر چه ميزان آگاهي ما نسبت به سال گذشته محكم تر باشد علم ما هم يقيني تر مي شود و بيشتر از سال آينده مطلع مي شويم به اين علت كه نامه زمان گذشته ما يا همراه با خوبي بوده و يا بدي و يا هر دوي آنها اگر ما به ليله القدر و دين و نماز و امام زمان و حساب و كتاب و آينده نگري چه آينده نگري نزديك كه شب قدر بعدي است و چه ليله القدر حقيقي كه قيامت است را قبول داريم وقتي كه اعمال خود را مرور مي كنيم به خوبي ها كه بر مي خوريم شكر خدا را به جا مي آوريم و از خداوند طلب مي كنيم كه آن را براي سال آينده هم براي ما قرار دهد و به اعمال زشت و بد مي نگريم توبه مي كنيم و مي خواهيم كه روزي را كه ما با وجود خودمان آن را بد كرديم را براي ما قرار ندهد امام رضا (ع ) فرمود : از روز و رو زگار شكايت نكنيد روزگار نعمت خداست خداوند شري را براي كسي قرار نداده است اينكه مي گويند روزگار فاسد است حرف اشتباهي است اين كارهاي بد ماست كه روزگار را اين گونه نشان مي دهد پس گله از زمانه معني ندارد . اين دو حالت پيدا مي كند يا خداوند آن كار را براي ما انجام مي دهد و يا ما خود بايد دست به انجام آن بزنيم . كاري را كه ما دخالتي در روي دادن آن نداريم مانند مرگ يكي از عزيزان و يا عارض شدن يك مريضي كه مقدماتش دست ما نبوده است از خداوند مي خواهيم كه عمر مارا طولاني قرار دهد و در مقابل مرگ ها يكه در سال قبل قرار داده بود در روزهاي پيش رو صحت و سلامتي به ما عطا فرمايد . وسعت رزق دهد .

در مقابل اموري وجود داردكه اختيارش با خود ماست مقدمات آن را ما درست مي كنيم يا در آن شب توبه مي كنيم و يا سال بعد هم تكر ار مي كنيم چون سابقه داريم گناه ازسال گذشته اگر داشته باشيم خوب بدتر ميشود ولي با توبه مي توان مشكل را حل كرد و طلب عفو از خداوند كرد . و سال آينده خود را تضمين مي كنيم . تضمين اينكه ما به آن نتيجه مي رسيم . و ديگرچشم ما باز خواهد بود مانند روز خواهد بود . منظور از روز روز تاريخي نيست منظور روزاست كه اتفاق در آن مي افتد مانند شادي آشنايان ، مرگ عزيزان روزي كه به جاي خاصي مي رويم روزي كه مي خوريم روزيكه مي خوابيم و....

تمام اين موارد حساب شده خواهد بود . مشخص است كه همه اين رسيدگي به امورمان از عهده ما بر نخواهد آمد تنها كسي كه قدرت فهم اين همه مطالب را دارد امام زمان ( عج ) است به همين علت هم صاحب الامر نام دارد و گره كار به دست او باز مي شود .

پس درك ليله القدر يعني مولود سال آينده برنامه اش بر اساس سال گذشته نوشته ميشود . مانند امور كامپيوتري كه وقتي نرم افزار جديدي خلق ميشود از روي نسخه قبلي برداشت مي كنند اين گونه نيست كه از ابتدا دوباره همه چيز را بسازند . در مورد وضعيت ما هم به همين شكل است خوشبخت خوشبخت خواهدبود بدبخت هم همينطور كافر كافر و مو من مومن اين امور از روز اول مشخص است و كسي دخالتي در موجوديت آن ندارد به همين دليل است كه هر كس كه به سن تكليف نزديكتر است يعني تازه از سن تكليف رد شده است شب قدر را خيلي بهتر درك مي كند . و تاثير گزاري براي او بيشتر است چون قلبش پاكتر است . كسي كه پانزه يا شانزده سال از سن تكليف او گذشت است در واقع به همان ميزان سابقه دارد يا خوبي و يا بدي و اينكه بخواهد در يك شب همه اين بدي ها را جبران كند و از آن توبه كند خيلي سخت و مشكل خواهد بود نسبت به كسي كه سال اول است و سابقه اي ندارد و بدا به حال كسي كه سالها ازاو گذشته باشد و نداند كه چه كرده او ديگر از ليله القدر خيلي فاصله خواهد داشت . اما ليله القدر معاني ديگري هم دارد :

1 - ليله القدر شب اول خلقت است

2 _ ليله القدر شب اول سال است

3 _ ليله اقدر شب اول ولادت امير المومنين ( ع )

4 _ ليله القدر شب نزول ملائكه و روح است

اگر كل عالم يك روز باشد اين شب شبي است كه همه چيز بر آن نازل مي شود . اگر برون نگري داشته باشيم و توجه به اينكه مي گويند يوم القيامه يك روز است يعني يك روز دنيا و يكروز آخرت در آن روز شب قدر در واقع شب آن روز است . به اين علت بزرگ است چون قرار است معنويت به ماده تزريق شود و به آدم هاي زميني برسد روح دميده شود و اين وسعت زماني زيادي از ديد دنيا و ظرف دنيايي دارد و به همين خاطر من الف الشهر است آيه هاي زيادي در قرآن داريم كه اشاره به اين دارد كه چند هزار سال اين دنيا تنها يك روز دنياي ديگر است . ما در واقع يك شب را مي بينيم ولي به به اندازه هزار ماه وسعت دارد اين امر ديگر بسته به درك انسانها دارد .

دهه سوم ماه مبارك رمضان سفارش هاي بيشتري به عبادت و طاعت شده است زيرا تفكر و دقت بيشتري در روزه داري وجود دارد و دعاهاي اين روزها هم تغيير مي كند اول به دليل اينكه ماه رمضان رو به اتمام است و دوم اينكه بيست روز روزه داري باعث پيدايش كمالات شده است و حال دعاهايي را مي كنيم كه نشانگر اين كمالات است البته نيايش هاي دهه قبل تكرار مي شودولي اينها هم اضافه بر آن مي شود.

يكي از ادعيه اين است كه خدوندا براي ما بدهكاري باقي نگذار براي طلوع و مطلع فجر از ليله القدر الحاضر . با تحقق و تفحص در آيات قرآن به اين نتيجه خواهيم رسيد كه آيه آخر سوره قدر اشاره به ظهور امام زمان ( عج ) دارد ما از خدواند در اين شب مي خواهيم كه دراين شب ما را جز ياران امام زمان ( عج ) قرار دهد ، ما در اين زمان در شب قرار داريم نسبت به صبح ظهور وليعصر حضرت مي فرمايند هدايت و خير رساندن من به شما مثل خورشيد پشت ابر ديده نمي شود اما انرژي خود را مي رساند كار خود را مي كند ولي نوري ندارد و ديده نمي شود . قبل از آمدن امام زمان ( عج ) ما طلب عفو گناهان خود را مي كنيم كه اگر ايشان بيايد ديگر نمي شود . و ديگر اين كه مي خواهيم از خداوند كه به گذشته بد ما توجهي نكند و براي سال بعد سابقه محسوب نكند و سال بعد ما را دوباره گرفتار همان اعمال نكند .

به اشكال مختلف مي توان به ليله القدر نگاه كرد اگر بخواهيم تدبر عميق داشته باشيم عالمي از علوم را در آن مي بينيم كه احدي از آن چيزي نمي فهمد و اين درك از شب قدر مربوط به پيغمبر و انسان كامل است نه ما انسانهاي معمولي كه در درك امور روزمره زندگي خود هم دچار مشكل هستيم .

از ديدگاه ديگر شب قدر شب شهادت امير مومنان هم هست . علي ( ع ) قرآن ناطق هستند يعني هر چيزي را كه خدواند متعال و قرآن امر فرموده اند امير المومنين عامل و قائل به اوست خدا امري را به مردم سفارش مي كند كه نمونه انجام دهنده اش هم در روز زمين براي مردم عادي وجود داشته باشد كه اين الگو امير مومنان و البته همه معصومين ( ع ) هستند و اين به نزول قرآن ناطق ارتباط دارد .

ديدگاه ديگر در مورد ليله القدرنزول قرآن است انا انزلناه ُ هُ بر اساس تفاسير مختلف به معناي قرآن است در سوره ؟

يا چند جاي ديگر قرآن اشاره دارد كه اين قرآن را در ماه رمضان نازل كرده ايم شهر الرمضان الذي انزله فيه القرآن و در جاي ديگر مي فرمايد شب قدري كه در ماه رمضان قرار داده نازل كرديم و و يا مي فرمايد ماه رمضان شد تا قرآن نازل شود .

نزول قرآن دو بحث دارد اول به معناي پايين آمدن از محلي به محل ديگر است و دوم اينكه معنا پايين آيد .

هر دو اين اتفاقات در ليله القدر رخ داده است اما مورد ي كه تاكيد اين بحث است روش نزول قرآن است . تنزيل در بيست و سه سال براي همه بوده است ولي براي پيغمبر تنها در يك شب و آن هم شب قدر است مخاطب سوره قدر رسول اكرم ( ص ) انا انزلناه في ليله القدر و ما ادراك ك به معني تو و اشاره به پيامبر دارد خداوند براي فهم انسانها قرآن را كوچكتر و ساده تر كرد و در ليله القدري كه نه وسعت زماني دارد ونه چيز ديگر تنزيل كرد يعني بايد جنگي پيش مي آمد تاآيه اي نازل شود بايد كسي خطا كند تا آيتي بيايد هجرتي رخ دهد و ...و اين بيست و سه سال طول مي كشد . ابتداي قرآن با اقرا بسم الربك الذي خلق و انتهاي ان با اذا جا نصر اله و الفتح... ( كه اشاره به ظهور امام زمان (عج ) است ) اين دو اتفاق در ليالي قدر همزمان براي پيغمبر رخ مي دهد اما براي ساير مسلمان و براي كل عالم در طول بيست و سه سال به طول مي انجامد .

كلمه قرآن به معناي خواندني است خواندني يك كلمه وصفي است ولي قرآن در واقع يك اسم است . قرآن يعني خود خواناست و به چيزي متكي نيست و پيرو هدي للناس و همه مي فهمند و باب درك آن بسته نيست هر كس كه بخواند به درك نائل مي گردد. ابتداي آن هم با كلمه اقرا شروع شد و اين معناي قرآن است و ليله القدر نزول قرآن است و بر قلب پيغمبر يكباره نازل مي شود و هر كس كه به طور معنوي به پيامبر نزديك باشد قران بيشتري نيز بر قلب او هم نازل مي شود .

مردي از امام صادق ( ع ) پرسيد : ماه رمضان را مي خواهم درك كنم چه كنم ؟ ماه رمضان هنوز آغاز نشده بود فرمودند: از شب اول ماه مبارك تا شب بيست و سوم هر شب صد مرتبه سوره دخان را بخوان بعد از آن چشمت به حقايقي باز مي شود كه ديگران نمي فهمند . و تازه در واقع باب ليله القدر بر روي تو باز مي شود و كليد اين باز شدن سوره دخان است .

بايد آهسته آهسته به فهم رسيد اينكه يكباره بخواهيم قرآن را درك كنيم يعني اينكه يكباره نسبت به امام زمان معرفت پيدا كنيم و اينكه يكباره ليله القدر را بفهيم و اين ممكن نيست فهم محتوا از توان ما خارج است و مخصوص پيغمبر است .

پيوستگي امير المومنين ( ع ) و هر عصري امام زمان خود و قرآن ناطقش ، نزول قرآن و تنزيل قرآن و ليله القدر و همه اينها با هم مطابقت دارد و همه يك حقيقت است و انساني كه بتواند ارتباط بين همه اينها را با هم پيدا كند به شناخت ليله القدر رسيده است . هر كدام از اين گزينه ها را اگر پيگيري كنيم به يك نكته اي مي رسيم و تلفيق همه اينها با هم دري بر روي ما باز مي كند و بعد يكي از اين گزينه ها را انتخاب مي كنيم يا فهم قرآن و يا معرفت امام زمان ( عج ) در واقع هر دو اينها يكي است .

در شب قدر همه اتفاقات مي افتد اينكه همه ملائك و روح تنزل پيدا مي كند و خدمت امام زمان ( عج ) مي رسند يعني همه چيز نزول پيدا كرده و خدا را درك مي كنيم .

روح علت زنده بودن است ابوالبشر از خاك درست شده است وقتي ادم مي شود كه روح در كالبد وي دميده شود . به همين علت براي شب قدر شب احيا هم نام گزاري مي كنند . يعني شب زنده شدن مرده هاي معنوي و قلب ، شب معرفت پيدا كردن به امام زمان شب فهميدن قرآن شب شناختن امير المومنين ( ع ) و كسي كه قلبش زنده است امشب را درك مي كند .

از ديد ديگر شب قدر شب شناخت قرآن ناطق است . قرآن ناطق آخرين حد و تجلي خدا درمورد امام علي ( ع ) . از جمله مشكلاتي كه بر سر راه ما در شناخت معصومين ايجاد مي كند اين است كه ما دو شخصيت ائمه را با هم تداخل مي كنيم همه معصومين خصوصا امير المومنين ( ع ) دو شخصيت دارند : اول شخصيت حقيقي و معنوي آنها كه بر اساس روايات مختلف ايشان از نور آفريده شده اند قبل از خلقت آدم و دوم اينكه شخصيت واقعي آنهاست يعني انساني كه از پدر و مادري متولد مي شود كه براساس نص قرآن بشر مثلكم يمشي ...

اين تداخل در شناخت شخصيت معصوم سد راه كسب معرفت خواهد بود .

يعني وقتي ما بررسي كينم زندگي امام علي ( ع ) و اينكه كار سخت را در زندگي بشري خودش انجام مي دهد ما متوسل مي شويم به اين شخصيت ايشان و بگو ييم علي ست و از همين الان كار مي كند اين جا نبايد راه معرفت را بر خود ببنديم امام علي ( ع ) در همين جا تقوي كسب كرد اينجا عادل بود و عدالت را بدست آورد در همين جا با مومنين خصوصا يتيمان مهربان بود اگر غير از اين راه را برويم سد معرفتي ايجاد خواهيم كرد . فقط بايد به اين امر توجه داشته باشيم كه او هم مانند ما يك انسان بوده از يك پدر و مادر خوب زاده شده پدرو مادر ي كه هيچ بدي در وجودشان نبوده و بت پرستي آن زمان را قبول نداشتند و پيرو آيين ابراهيم ( ع ) بودند و وقتي دين جديد ارائه شد به دليل همين پاكي قبول كردند و اولين كسي كه ايمان آورده محسوب مي شود و بيشتر ازاين كه به دنبال كارهاي ديگر برود بيشتر به دين خدا خدمت مي كند . اين زندگي دنيايي امام علي ( ع ) است و بحثي در آن نيست و چون ما از آن يواش يواش فاصله گرفته ايم برايمان نامفهوم است .

آن سطح ازمعارف ناب ايشان كه خصوصا در خطبه البيان وجود دارد و كلمه انا انا را مطرح مي كند فهم اون را براي ما مشكل كرده و اينكه حضرت مي فرمايد عذاب بر قوم خاص منم نعمت اگر نازل شود منم كسي كه كشتي نوح را در تلاطم نجات داد منم يوسف را اگر از چاه نجات يافت منم يوسف در دل ماهي رهايي يافت منم وهزاران مورد ديگر اينها همه از قدرت ادراك ما خارج است هيچ كس جز پيغمبر علي را نمي فهمد و متقابلا هيچ كس پيغمبر را همچون علي نمي فهمد تلاش ما دراين وادي راه به جايي نخواهد داشت . بايد اين دو شخصيت علي ( ع ) را از هم تفكيك كرد او حق است و شكي هم در اين نيست و ما به اين امر ايمان داريم . علي ولي الله است اشهد ان لا اله الله

اما اينكه ما بخواهيم بفهميم كه علي انسان بوده و هست و انساني كه خطا نمي كند اشد علي الكفار ... اين را خواهيم دريافت . اي براي شيعه و مون و اهل تقوي و هر كس كه در اين مسير قدم مي گذارد دست يافتني خواهد بود . و از همين شخصيت علي مي توان الگو گرفت از به دنيا آمدن ، زندگي، كودكي ، نوجواني ، ازدواج ،دين ، فرزند و ..... وقتي كه يقين پيدا كرديم كه ايشان هم يك انساني است كه يك زماني به دنيا آمده و زماني هم به همين شمشير هاي زميني به شهادت رسيده همين براي درك ما كافي خواهد بود . قرار نيست كه حقيقت عالم بودن علي را و وجهه الله بودن او را با هم اشتباه بگيرم نقطه انحرافي در اين مسير اين است و از همين جا ست كه گروهايي منحرف شدند و به بيراهه كشيده شدند . اينكه علي هم انساني است مثل همه ما كه راه مي رود و غذا مي خورد و مي خوابد منافاتي با حقيقت وجودي عالم بودن او ندارد او هم مي خوابد ولي كم مي خورد ولي اندك ولي تقواي الهي او زياد است برعكس آن چيزي كه دنياي امروز تبليغ مي كند كه اگر بيشتر بخوابي و بخوري سالم هستيم و هر چيز ديگر و توليد نكنيد هشت ساعت كار مفيد در روز كافي است كه همه اينها نقطه مقابل تفكر امير المومنين است كه شصت و سه سال با آن زندگي كرد ايشان مي فرمايد كمتر بخوريد تا در ضعف ضعيف را بشناسيد و كمك كنيم كمتر بخوابيم تا كسي را كه آ رامش و آ سايش ندارد را درك كنيم و به ياري او برويم كمتر از امكانات مادي استفاده كنيم تا بيشتر توليد كنيم و ديگران استفاده كنند . علي ( ع ) خود از بذر دانه خرما درخت نخل به عمل مي آورد صدها چاه مي كند و هزاران نفر از آب آن استفاده مي كردند اگر مي خواست تنها به خواب خوراك توجه كند كه حال و هواي كار كردن نداشت اما ديد مادي گرايانه كه امروز بر دنيا حاكم است مه اينها را نفي مي كند برعكس اين را تجويز مي كند كه اگر نخوريم ضعيف مي شويم اگر خوب نخوابيم قدرت فكري را ضعيف مي كنيم اينها همه خلاف تفكرات اسلامي است ادامه اين راه يعني محافظت شدن مگر اينكه به اين حرفها اعتقاد نداشته باشيم و هدفمان مادي باشد اما اگر ايمان داريم امام داريم علي را پيشواي خود مي دانيم شيعه هستيم .... مي توان تجربه كرد البته بر اساس اصول و نتيجه اش را خواهيم ديد كسي كه روزه مي گيرد و تقوي پيشه مي كند قدرت جسماني او بيشتر است يا كسي كه به اين حرفها توجهي ندارد درابتدا شايد چند روزي ضعيف شود و لاغر شود و كاري را مي خواهد انجام دهد توان آن را نداشته باشد اينجا بايد فكر كرد كه اگر اين كار براي خدا باشد قدرت خدا به كمك مي آيد و اگر غير الهي باشد بايد طرد شود .

روايت است كه امير المومنين ( ع ) نان جو تناول مي فرمود و به قدري اين نان سفت و سخت بود كه براي دو نيمه كردن آن با زانوي خود آن را نصف مي كرد كساني كه اين دو شخصيت انساني و نوراني حضرت را با هم اشتباه مي كردند درك نمي كردند مي پرسيدند كه پس چگونه است كه علي در خيبر را از جا كند حضرت پاسخ مي دهد خوب من چيزي نمي خورم توان ندارم ولي آن قضيه متفاوت است آنجا كمك خداست يد خداست عند من الرحمه است كار خدايي است و متعلق به خداست و الا من هم مانند شما انسان هستم و ضعف بر من چيره مي شود .

اگر فعاليت غير الهي و ماد ي باشد مانند معركه گيران كه عملشان هيچ سودي براي جامعه ندارد بايد براي يك زنجير پاره كردن غذاي زياد بخورند چون اساس عملشان دنيايي و مادي است اعتقاد مادي عمل مادي را هم مي طلبد ما كه اعتقاد داريم و بايد داشته باشيم و متكي به دين و ولي الله و ولي اعظم و امير المومنين هستيم بايد اعمالمان مطابق ايشان باشد روزه گرفتن در ماه مبارك رمضان همان طور كه توان ما را براي انجام كار هاي الهي زياد مي كند فهم ماراهم براي قرآن و مسائل معنوي زياد مي كند ولي براي درك مسائل مادي تعطيل مي كند حساب و كتاب دنيايي را نمي توان انجام دادو مي خواهد ما را به سمت دنيا بكشاند اما نسبت به قرآن بصيرت پيدا مي كند صدها آيه قرآن خوانده مي شود همه را درك مي كند گرسنگي و تشنگي مي كشيم و نتيجه آن را هم مي بينيم چون فهم معنوي بوده است و نتيجه الهي هم دارد پس مي بينيم كه همه اينها به هم ارتباط دارد و پيوسته است به شرطي كه به اين معرفت درست توجه كنيم و اين نقطه كليدي است كه براي صدها بار بايد براي خود تكرار كنيم كه حقيقت وجودي علي ربطي به اينكه او انساني است كه به دنيا آمد و در اين دنيا زندگي كرد و به دست ملعوني به شهادت رسيد ندارد در لحظه آخر كه حضرت وارد مسجد شد فرمود شما به من نياز داريد ولي خودتان نمي فهميد من به اين دنيا نياز ندارم جز سختي براي من چيزي به همراه ندارد شما رگ حيات خود را قطع مي كنيد بعد از هضم اين قضيه به اين درك مي رسيم كه اين همان علي است كه تنزل پيدا كرده در ليله القدر تا ما به آن فهم برسيم و چيزي را از اين دنيا بفهميم و در غير اين صورت منحرف مي شديم زنده بودن و نبودن علي فرق مي كند اما حقيقت وجوديش تفاوتي نمي كند امير زنده است اما همين جسمش هم كاش الان در ميان ما بود شجاعت او الان لازم است امام زمان كه ظهور فرمايند با شجاعت علي ميايد با شمشير او با ترسي كه علي در دل كفار ايجاد مي كرد در جاهايي حتي امام زمان را از علي نمي توان تشخيص داد پس بايد كليد معارف را بايد در دست گرفت تا راه باز شود در آن زمان است كه به درك شخصيت علي و شب قدر به اندازه خود خواهيم رسيد و گرنه ما هم مانند كساني مي شويم كه زنده بودن و نبودن آنها هيچ تفاوتي نخواهد كرد خيلي از اشخاص هستند كه اگر مي بودندبودنشان در اين زمانه براي ما مفيد فايده بود مثل ملاصدرا كه اگر بود بسيار ي از مسائل فلسفي ما را پاسخ مي گفت يا خيلي هاي ديگر را مي توان نام برد كه اينگونه بودند اليته نقطمه مقابل هم وجود دارد در اين دوره هستند كساني كه نبودنشان بهتر از بودنشان است چون فساد در زمين مي كنند دنيا را به فلاكت كشيدند و لعن هر روزه براي مرگ ايشان مي شود شايد گروه كوچكي نباشند از صهيونيستها شايد به تعداد انگشتان دست ولي طوري اين دنيا را در قبضه خود در اورده اند با انواع فسادهاي اخلاقي و اعتقادي و عملي تا خودشان راحت زندگي كنند و مورد لعن هستند مرگ انها بهتر از زنده بودنشان است .

پس بايد اين مسير عرفاني و سير الي الله را درست طي كنيم كه زنده و مرده مان فرق داشته باشد در زيارت عاشورا داريم كه اللهم جعل محيا محيا محمد و ال محمد و مماتي ممات محمد وال محمد چون اينها بودن و نبودنشان براي اين دنيا ضرورت دارد نه در حقيقت وجوديشان بلكه در بودنشان به عنوان انسان . اگر ما هم اين مسير را درست بشناسيم هم به درك ليله القدر رسيده ايم هم زنده بودن و مرگمان فرق خواهد كرد .

درك ليله القدر يعني سر فصل هاي يكه اشاره كرديم به سمت آن برويم هر كس كه نزديكتر است به قرآن و اهل بيت هر دو يكسان هستند از هم تشخيص داده نمي شوند هر دو توضيح يكديگرند هر آيه قرآن را كه باز كينم وصف امير المومنين است و يا نهي از رفتن به مسير مخالف ايشان يا چيزي كه حق است و انسان كامل را به طور كامل معرفي مي كند و در مقابل هم امير المومنين غير از قرآن چيزي را مطرح نمي كند هر كس به اندازه فهم خود بايد عمل كند حتي به اندازه يك استغفار گفتن در اين صورت است كه آدمي بر رحمت خدا وارد مي شود و اينگونه است كه خيرات ماه مبارك به انسان رسيده مي شود .

مسير تريبت و تزكيه شدن بسيار طولاني است نمي توان ادعا كرد همه صحبتها در مورد ليله القدر را شنيديم و ما هم همه چيز را فهميديم اگر صدها ليله القدر عمر بكينم صدها حرف جديد مي توان زد و صدها فهم جديد داشت و صدها عمل بهتر و بيشتر داشت راه كمال بسته نيست بايد سعي كنيم ليله القدر را به ليه القدر بعدي برسانيم و نخواهيم كه دعاهايي را ولي الله براي ما مي كند و استغفار مي كند و مستجاب مي شود و به سمت ما مي آيد پس بزنيم و دست رد بزنيم .

اصلاح خود و طلب عفو براي گناهان گذشته راه خير و كمال ودرك شب قدر را براي ما باز خواهد كرد .

رمضان محيط سالم سازی انسان

بسم الله الرحمن الرحیم  

رمضان محيط سالم سازی انسان 

منبع | kamal.sub.ir


یکی از منابعی که از آن می توان معارف ناب شیعی را بدست آورد و استفاده کرد دیوان حافظ است

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت من چرا ملک جهان به جویی نفروشم

منظور از پدر حضرت آدم ( ع ) که به آن شجره ممنوعه و به چیزی که خدا فرمود لاتقربها هذه الشجره نزدیک شد و از آن تناول کرد و این باعث شد که از بهشت رانده شود .

می توان از بهشت به معنای ایجاد تواصل یاد کرد و انسانهای پس از او به وجود بیایند . حضرت آدم ( ع ) از خاک درست شده بود و دیگران از نطفه . همانگونه که آدم چیزی را که نباید می خورد را خورد و بیرونش کردند از بهشت ما چیزی را که می توانیم نخوریم تا وارد بهشت شویم و این بهشت یعنی بهشت رمضان .

ماه رمضان قطعه ای از بهشت است که با نخوردن و نیاشامیدن هر کاری که مطابق معمول زندگی روزمره قرار می گیرد در مورود خوردنی ها و آشامیدنی ها و واردات وجودی دیدنی ها و شنیدنی ها و ... آنها را تعطیل می کنیم و آن موقع هست که به رمضان می رسیم و در بهشت قرار می گیریم این سیر راهی است که باید طی کرد ولی شروع راه است و انتهای آن نیست .

پیرو این ایات که در سوره مبارکه بقره وجود دارد بحث حج مطرح می شود و این عبارت آمده است که هر خانه ای را که می خواهید وارد شوید از در وارد شوید نه از دیوار و کنایه این آیه این است که اگر می خواهید به حج برسید که زیارت خانه خداست از راه رمضان باید برسید . کسی که روزه درست می گیرد و رمضان را درک می کند واجد شرایطی می شود که می تواند حج برود و خانه خدا را زیارت کند که این توضیحی است بر مراتب بهشت .

یک بهشتی وجود دارد مملو از درخت و زیبابی و .... (( جنات تجری من تحت الانهار ))

بهشت دیگری وجود دارد که اسمش لقا است و در آنجا این چیزها ارزشی ندارد . لقا الله است و رسیدن به خداست .

وقتی ماه مبارک رمضان بهشت باشد و کسی واقعا بتواند به این بهشت دست یابد و در آن قرار بگیرد طی مراحل بعدی این بهشت برایش ممکن می شود به لقا الله می رسد که حج باشد و این راه حق خواهد بود . یعنی از ابتدای ماه مبارک که این مسیر شروع می شود تا دهم ذی الحجه که روز عید قربان است .

قربان یعنی تقرب خاص . چسبیدن . رسیدن به انتهای وصل و نزدیکی به خدا . این سیری است که عرفا حرفهای زیادی درمورد آن گفته اند و اینها همه از اسرار ماه مبارک است .

رمضان فقط کشیدن گرسنگی و تشنگی نیست بلکه یک مسیری است که ابتدایش خیلی ساده است و گذشتن از یک خورد و خوراک عادی است ولی نهایتش لقا الله است نه به معنای مرگ بلکه با همین زندگی مادی هم می توان به خدا رسید .

هر کس بتواند این مسیر عادی را درست طی کند در ابتدا در همین ماه مبارک رمضان که ان دستوراتی که داده شده در سوره بقره آمده است را رعایت کند و هر که کاملتررعایت کند دین و رمضانش متعالی ترخواهد شد ونمودش در لیله القدر پیدا می شود .

درک لیله القدر به این سادگی نیست که یک شب را زنده دار بود اهمیت آن به این است که مقدمات یک نفر در یک سال نوشته می شود و به علت اهمیت و ارزش بالای این شب باید یک ماه درست عمل کرد تا نتیجه آن را دریافت و به درک لیله القدر رسید و بعد از آن ادامه پیدا خواهد کرد تا حج .

در آیاتی از سوره نساء انا......... شکورا

این آیات در شان حضرت امیر ( ع ) و حضرت زهرا ( س ) و فرزندانشان که بیمار شده بودند . ایشان برای بهبودیشان نذر کرده بودند سه روز روزه بگیرند . بچه ها خوب شدند . روز اول فقط آب و نان در سفره داشتند در موقع افطار مسکینی در خانه را زد و آنها به او نان خود را دادند و با آب افطار کردند روز دوم یتیمی آمد و همن کار را تکرار کردند و در روز سوم اسیری به درب خانه امد و باز هم با آب افطار کردند .

در این آیات دو بخش کلی وجود دارد اولی در مورد آب است ( .... یشربون )

بعداز آن ( ...یطعمون ) که غذا را بخشیدند و با آب افطار کردند چون واجب است و باید روزه را افطار کرد نمیشود پیوسته روزه گرفت بدون اینکه چیزی بخوری و فعل حرامی را انجام دهی و آن روزه باطل است .

به همین علت غذا را که انرژی بخش تر بود و مادی تر بود آن را بخشیدند و خودشان با آب افطار کردند .

در این آیات مقام اهلبیت و انسان کامل مشخص است که ما برایمان واجب است که در روزه واجب چه چیزهایی را نخوریم و موقع افطار چه چیزهایی را تناول کنیم ولی آنها از این مرتبه گذشتند ان چیزی را که باید بخورند ان را هم می بخشند و این معنای لقا الله است هر کسی هم که ان روند را طی می کند دقیقا به همان نتیجه میرسد به همین خاطر افطار دادن ثواب زیادی دارد سیر کردن شکم گرسنه در ماه مبارک برکت و ثواب دارد در دعاهای هم که خوانده می شود در بسیاری از آنها بحث جوع و آب وجود دارد و رفع و دفع گرسنگی از دیگران . فاطمه ( س ) و اهل بیت نهایت روزه داری و کرم و تقوی را نشان دادند همان گونه که در این آِیه می فرماید که روزه بگیرید تا با تقوی شوید

ابتدای این آیه با تناسل آدم آغاز میشود و لا تناسل .... بصیر

به این معنی است که آدم آن خطا را کرد و به زمین تبعید شد و دلیل آن هم این است که نسل آینده را درست کند همسری برای او قرار داده شد بچه هایی بیایند و روی زمین زندگی کنند و تحت اعمال خوبی که انجام می دهند دوباره به بهشت برگردند . این قائده برای همه انسانها عمومی شده است و معصومین ما هم که در این چند آیه اشاره شد یکی از همین انسانها هستند .

( هل اتاک ... مذکورا )

و آنهاییکه از یک پدرو مادر دیگر بدنیا امدند اما راه تقوی را اینقدر مستحکم و خوب پیشرفتند که همین جا هم به لقا الله رسیدند و خودشان بهشت شدند . حد تقوی را خودشان تعریف می کنند و تقوی همانیست که امیر المومنین و حضرت زهرا ( س ) انجام می دهند .

حال چگونه می شود روزه را به این شکل دید و عمل کرد ؟ اهمیت قضیه همین جاست که آن را صرفا یک دستور خشک و اجبار آلود ندید بلکه یک درمان و وسیله نجات باشد حال چه در ماه مبارک که واجب است چه در روزهای دیگر که با اختیار می توان روزه گرفت .

از قوی ترین ابزارهای تادیب انسان روزه است به خاطر اینکه جلوی ورود هر چیزی را به انسان میگیرد ابتدا خوردن و نوشیدن و چه حرام و چه حلال و بعد شنیدنی ها و گفتنی ها و بوییدنی ها ....

انسان کاملا در یک قرنطینه قرار می گیرد وقتی آدم مشکلاتی عدیده در جسمش باشد یا احتمال دا رد که بدن وی مشکلاتی را داشته باشد در جایی خاص چندین روز محصور می شود تا با کسی ارتباط برقرار نکند و خورد خوراک هم کنترل می شود . تا مشخص شود بعد این چند روز چه بیماری دارد . ماه مبارک رمضان نیز دقیقا با ما همین کار را انجام می دهد یعنی ما سی روز واجب را که باید روزه بگیریم از خوردن و آشامیدن در آن ساعات خاص که حرام است و روزه را باطل می کند ابا می کنیم به چه دلیل ؟ چون ورودی نداشته باشیم تا واقیعتمان معلوم شود که درون ما چیست پر از حسادت است ؟ بخل ؟ عجب ؟ .. اگر کسی یک روزه واجب را بگیرد و به اندازه همان یک روز بر وی روشن نشود روزه او روزه درستی نخواهد بود . وقتی انسان ضعف جسمی پیدا می کند و کمبود شنیدار پیدا می کند این آدمی را به این فکر وا می دارد که آن چیزهایی را که من شنیدم با آن چیزهایی که هر روز می شنیدم تفاوتش چه بود یا انسان بدون مشکلی هستم به اندازه همان یک روز روزه یا مشکلی پیدا می کنم . روزه دوم عمیق می شود و همین طور روزه های بعدی مرتب عمیق تر می شود و اگر این مشکل ژرفتر باشد قرنطینه نفس هم بیشتر طول می کشد و کار سازتر میشود تا سی روز . تمام اثراتی که باید در قلب ما باشد یعنی جایی که مرکز کنترل وجود ماست اگر مشکل ضعف و کدورتی هست همه باید معلوم شود و حل شود و اگر این اتفاق نیفتاد روزه ما درست نخواهد بود یعنی حداقل آن این است که مقبول نیست .

پیامبر فرمود : حضرت آدم ( ع ) وقتی در بهشت بود خداوند به او فرمان داد که به سمت درخت ممنوعه نرو به واسطه وسوسه شیطان آدم ( ع ) فریب خورد و از میوه درخت ممنوعه تناول کرد . ان میوه ای را که خورد سی روز در شکمش باقی بود بعد از سی روز او توانست از وجودش بیرون کند و به این خاطر هم هست که ماه سی روز روزه واجب می گیریم . باید دستوری که مخالف دستور خداست دروغ , غیبت , تهمت , سوء ظن .... را انجام ندهیم یعنی در این سی روز همان طور که آدم توانست آن چیزی را که مخالف نظر خدا بود را برگرداند و توبه اش قبول باشد و بنده خوب خدا شود ما هم باید همان اتفاق برایمان بیفتد اگر اینطور نشود روزه ما مشکل دار خواهد بود حال ممکن است مشکل فقهی نداشته باشد وظیفه مان را انجام دهیم به عنوان یک واجب اما انگونه که خداوند روزه را قرار داده ما از آن بهره برداری نکرده ایم .

همه دستورات الهی برای این است که ما تربیت شویم خدا به معنی رب یعنی تربیت کننده و پرورش دهند یعنی همه احوالات آدم را مراقب است یعنی چیزی را تجویز می کند که ضعف نداشته باشیم و تقویت شویم و بزرگ شویم و مشکلات برطرف شود سالمتر و تواناتر شویم تمام فرامین خدایی بر این مبناست من جمله روزه .

وقتی در سال یک ماه روزه اینجور واجب است یعنی یازده ماه آزاد و یک ماه باید حتما روزه بگیریم فقط به این دلیل که دستور است این روزه داری ارزشی ندارد به اصطلاح رد تکلیف می گویند بلکه انسان باید خود را مریض نبیند انسان سالمی ببیند که نیازمند ویتامین های جدیدی است اگر مریض است در این سی روز مرض ها یکی یکی شناخته می شود چون چیزی دیگه وارد نمی شود تا با هم تداخل پیدا کند شنیده ها در ذهنمان است تا موقعی که شنیده های جدیدی وارد می شود اینها با هم مخلوط می شود و این تشخیص را نمی دهد که شنیده ها درست است یا نه کار حرام انجام می دهیم یا نه . اما وقتی جلوی شنیدار ها را بگیریم چیزهایی در ذهنمان شکل می گیرد که مجبوریم به آن فکر کنیم چون فرصت زیاد می شود دیگر فرصتی برای دیدار و شنیدارو گفتار خرج نمی کنیم و همه آنها تبدیل می شود به فکر حال خواسته یا نا خواسته .

بعد از آن به این می اندیشیم که که چیزهایی را که ذر طول این یازده ماه شنیدیم درست بوده یا غلط اگر درست بود الحمد الله و اگر غلط بوده باید حلش کنیم و سی روز برای حل آن وقت داریم . چون شنیده دیگری به آن اضافه نمی شود تا مشکلات حل شود این دریاچه است و راه وروردی آن هم فعلا بسته است .

در این ماه اجازه فکر کردن به هر چیزی را پیدا نمی کنیم به علل مختلف یکی اینکه ضعف جسمانی چنین اجازه ای را به ما نمی دهد فرد حوصله ندارد فکر کند چه برسد به انجام دادن کاری .

خلاصه اینکه همه اینها آدم را واردار می کند که فلسفه اصلی روزه در ماه رمضان بدست بیایید و ما از آن استفاده کنیم وگرنه ما همان ادم قبلی که بودیم خواهیم ماند برای تغییر و تحول باید از اصل ماه مبارک استفاده کنیم .این یکی از دلایلی است که خدا روزه را واجب کرده است . تا شخص خطایش را بسنجد و روی اعمالش محاسباتی را انجام دهد و به استغفار برسد تا خدا ببخشد یعنی از خدا بخواهد که مشکلات را بشناسد تا برطرف کند و دوم اینکه بخواهد محرمات را ترک کند اگر اینطور باشد خدا هم توبه وی را قبول می کند به همین دلیل است که می گویند اگر بخشیده نشوی بدا به حالمان در حدیث است که بد بخت است کسی که در ماه رمضان از رحمت خدا بی نصیب بماند . حال استثنایی هم برای روز عرفه وجود دارد که این همان بخشی است که بعد از ماه رمضان به حج می رسیم و حج قبول شود روز عرفه روز شناخت است یعنی باید خود را شناخته باشیم یعنی در این روز خداوند فقط کلیدهایی را می دهد تا مشکل حل شود که این بسیار دشوارتر است و راه خیلی دوری است در اینجا سی روز وقت داریم و مشکلی هم نداریم اما در روز عرفه یک روز با صدها هزار کیلومتر فاصله و زمان بسیار محدود و اعمال زیادی هم به دوش مان است و اگر ادم بتواند واقعا انجام دهد .

دلایل مختلفی دارد مثلا اینکه در ماه رمضان بالاخره آرامشی وجود دارد و اختیار با خودمان است راحت ذکر می گوییم ولی در سفر حج اینطور نیست آن هم عرفه که چند ساعت بیشتر نیست وکسی که در سی روز نتواند مشکل خودش را حل کند چطور در چند ساعت می تواند ؟ کار فوق العاده استثنایی است ولی با این حال هست .

درهر صورت آدم باید بفمد که ماه رمضان برای چه قرار داده شده و روزه برای چیست . خوردن و آشامیدن اولین موردی است که نهی شده است این اولین دلیل و مهمترین دلیلیش این است ما به حلال و حرام اعتقاد داریم .

ما اگر تعالیم الهی همه در اختیارمان باشد و انسان کامل هم در همسایگی مان و شاگرد او هم باشیم چه ائمه و چه پیامبران اگرحرام نخورده باشیم حرفمان روی آنها تاثیر می گذارد امام حسین علیه السلام در خطبه آخری که ظهر عاشورا می خواند می فرماید شما شکمهاتان پر از حرام است که حرف مرا نمی فهمید و گرنه بسیاری از شما مرا می شناسید و اکثر شما هم روزه گرفته اید که مرا بکشید و الله اکبر می گویید و با وضو هستید خیلی از شما نذر کردید و کارهای عبادی انجام دادید که مرا بکشید این ظواهر را همه دارید و حافظ قران هم هستید پدر و برادر مرا دیده اید و در دینداری سابقه دارید اما مشکل این است که حرام خورده اید .

کسی که حرام خورده باشد امکان هدایت ازاو گرفته می شود . چون بالاخره این دست و پا هست که باید کارها را انجام دهد و اگر از حرام شکل گرفته باشد اگر دستوری داده شود که سنخیتی با اعتقادات نداشته باشد این اعضا کار خود را انجام می دهد و چشم کار خود را که نگاه کردن است حالا مرتب دستور داده شود که نگاه نکن نمی تواند نگاه نکند چون این چشم از مواد حرام رشد کرده است و دید حرام را به حلال ترجیح می دهد گوش هم همینطور و سایر اعضای بدن .

در اطراف خود می بینیم انسانهاییکه رعایت حلال و حرام را نکرده اند ادم های بدی نیستند ممکن است کارهای خوب هم انجام دهند اما گوش هایشان بسته است و نمی شنوند و دیده ایشان پرده ای دارد که نمی بینند . این فقط به مال حرام ارتباط دارد و هیچی راهی هم ندارد جز اینکه مال حرام را دور بریزیم .

و در روزه قرار شد که نخوریم و نیاشامیم و بعد به این فکر کنیم که چرا ؟ اول به این دلیل که بدانیم و بفهمیم که حلال است یا حرام اگر حلال نیست باید فورا خارج شویم و دوم اینکه در این مدت سی روز یا حلال خوردیم یا حرام به هر حال لاغر تر می شویم و ضعیفتر اگر حرام باشد گوشتهای حرام آب می شود و اگر حلال باشد شما با تقواتر می شویم و ضعف جسمی هست اینکه ما انقطاع پیدا کنیم و یا اتصال به خدا .

الان مشکل جامعه ما و تک تک ما فقط از همین قضیه حل می شود الان هدایت وجود دارد رهبر انقلاب , علما , نشریات , رادیو , تلویزیون , هییت , جلسه و خیلی از مسائل دینی دیگر اما هدایت هر روز کمتر می شود چون ما هر روز حرام می خوریم حالا آموزش کم است باید بیشتر شود اما همین مقدار هم تاثیرش اندک است چون حرام وجود دارد و ماه مبارک رمضان اولین کاری را که برای ما انجام می دهد این است که نخورید و نیاشامید تا روز ه تان درست باشد تا حلال و حرامتان مشخص شود یک ماه وقت داریم حلال و حرام وجودمان را بشناسم این بدنی که داریم از چی است ؟

بسیار از افراد هستند که اینقدر حلال و حرام را با هم مخلوط کردند که روزه هم که می گیرند این برایشان ثم بکم هست یعنی نه می فهمند و نه می شنوند و اصلا هم به این قضیه فکر نمی کنند اما کسی که به این ابعاد توجه می کند مگر می تواند بی تفاوت باشد همه اولیای الهی و حتی علما را اگر بنگریم هیچ کسی را پیدا نمی کنیم که از فرط خوردن هیکلی داشته باشند با اینکه در آمدشان هم حلال حلال هم بوده است اجازه ندارند که بخورند چون هر چه می خورند دنیایی تر می شوند و از خدا فاصله می گیرند .

این فقط در مورد خوردن وآشامیدن نیست تمام این دستورات برای هر کدام از کارهایی است که سیستم بدن ما انجام می دهد هم جسم ما از طرف دیگر هم روح ما امادگی پیدا می کند چون روح ما الهی است فطرت هم الهی است عدم سنخیت جسم با روح مانع از حرکت رو به رشد ما می شود .

در ماه مبارک رمضان جسم حد مطلوب خود را پیدا می کند فطرت هم اگر زنگار و غباری روی ان را گرفته باشد صیقل میابداین دو با هم سنخیت پیدا می کنند و بعد از ان باعث رشد می شود و گرنه این روزه ها و ما بقی اعمال دردی را دوا نمی کند به شرطی کار ساز خواهد بود که ادم به عنوان یک پزشک و مداوا کننده به روزه نگاه کند این همه نمی شود مگر به اینکه از همه چیز پرهیز کند همه را باید سدی سر راهش قرار داد که دیگر وارد وجود ما نشود غیر از این باشد به سر رمضان نمی توان پی بر د . خداوند وقتی توبه ادم (ع ) را قبول کرد و به او دستور داد که بر روی زمین رندگی کن این قبول توبه یعنی وجود ماه رمضان برای ما که فرزند ادم هستیم قبول توبه یعنی وجوب روزه در ماه رمضان به شرطی که با چشم باز و گوش باز نگاه بکنیم حتی اگر به طور خواسته یا نا خواسته حرام خورده باشیم یا دیده و یا شنیده باشیم . اگر جدا جلوی همه محرمات را بگیریم خلاصی فراهم می شود حال هر کس هر چقدر درک بکند و عمل کند به حرام الوده است در این ماه جدا می شود و پاک می شود .

پیغمبر فرمود : کسی که روزه اش قبول است تمام ورودی را موانع قرار می دهد بر سر وجودش در این یک ماه مطابق دستور خدا در روز عید فطر مانند طفلی که تازه از مادر متولد شده است طیب و طاهر خواهد بود .

این ادم با کسی که سی و یا چهل ساله است اما پاک پاک هست با چه سرعتی می تواند سیر الی الله را طی کند این توفیق اجباری است در هدایت از جانب خداوند که همه چیز در این ماه از خوابیدن و نفس کشیدن هم هدایت است به شرطی که که ان دستورات رعایت شود و اگر هم نشود که به غفلت ادمی افزوده می شود و وقتی اینطور باشد واجب از ذهن آدم تنزل پیدا می کند امیر المومنین در دعای کمیل می فرماید فقط مشکل از من گناهکار نیست یعنی خیلی چیزها دست به دست هم می دهند که ما را از خدا جدا کند و طرف نسبت به روزه واقعی بی اهمیت و غفلت زده شود . و هزار و یک بهانه فراهم می کنیم تا واجب از چشممان بیفتد و بعد مدتی همین مانع می شود و بعد مقابل روزه قرار می گیرد و بعد دستورات دین که یکی از انها هم روزه است منکر می شود و بعدش خلاص و این همان غفلت از خویشتن می شود . و بعد اینقدر برای خود توجیه درست می کنیم که از همه عالم طلبکار می شویم در مورد روزه هم همینطور روزه به سرعت میاید ومی رود ولی نماز هر روز هست همانطور که یک روزی می گفتند و یدخلون فی دین الله افواجا الان یخرجون .... یعنی مردم دسته دسته از دین خارج می شوند به دلیل همین غفلت زدگی .

ما نباید اجازه دهیم اینطور شویم حال در محدوده خودمان در حد خود و خانوداه مان .

غفلت از روزه خیلی خطرناکتر از غفلت از نمازه چون روزه همه وجود آدم را زیر ورو می کند جسم فکر اختیار دین وقلب .

نماز هم همینطوراست ولی نه به حد و اندازه روزه این به روز اول خلقت ما بستگی داره به همین دلیل هرگز نباید تو موضع غفلت نسبت به ماه رمضان قرار بگیریم حالا چه واجب و چه مستحب . و درمقابل به خاطر اینکه غفلت زده نشویم نسبت به روزه حتما باید محبت پیدا کنیم و دوست داشته باشیم و این وقتی ممکن است که روزه را بشناسیم وقتی ادم چیزی را بشناسد محبت به ان پیدا می کند و بهترین شناخت هم نسبت به روزه این است که این را طبیبی بدانیم که آمده ما را درست کند و مشکلات جسم و روح ما را حل کند در همین سی روز اگر شما علامت بهبود را از این پزشک ببینی دیگر روزه را دوست خواهی داشت و مستحبش را هم خواهی گرفت هفته ای دو روز و ماهی دو روز چون می دانیم که مریض هستیم و درمانش هم فقط با روزه ممکن است

ان شا الله دلیل اصلی روزه را بفهمیم و در بطن آن حرکت کنیم نه فقط در ظاهر این طرز فکر بابی می شود برای توفیق حج چه توفیق باشد که در انجا حضور پیدا کنیم و چه نه . اینکه بشود به خدا رسید کسی هم که به خدا برسد بی نیاز از همه می شود جز خدا دیگر راحت زندگی می کند چه مادی و چه معنوی همه شروعش از روزه خواهد بود . و بعد همه چیز خود بخود درست خواهد شد .

از همه مهمتر از اینکه حرام از زندگی ادم بیرون می رود حداقل برای نسل بعدی چو چیزی که پاکی نسل را از بین می برد مال حرام است یعنی نهاد طرف راتغییر می دهد و با روزه می شود جلوی ان را گرفت ان شاالله خدا کمک کند که جایگاه روزه را بشناسم و مقامش را درک کنیم و نسبت به واقیعت و حقیقتش معرفت پیدا کنیم و به ان عمل کنیم و با دیدن نتایجی که دارد محبتش در دلمان قرار بگیرد و دوستدار روزه باشیم تا ان موقع می توانیم اصلاح کنیم خود را و جاری باشم و مدام بهبود پیدا کنیم و به خدای خود نزدیک شویم

روزه وسيله رهايی از طبع حيوانی - گريه بر امام حسين (ع) شرط قبولی روزه

بسم الله الرحمن الرحیم

روزه وسيله رهايی از طبع حيوانی - گريه بر امام حسين (ع) شرط قبولی روزه

منبع | kamal.sub.ir

یکی از اثراتی که روزه بر انسان می گذارد این است که اورا به درجه اخلاص می رساند به صورت مختصر اگر بخواهیم بیان کنیم این است که روزه تجلی توبه و خطایی است که حضرت ادم ( ع ) مرتکب شد و به خاطر اینکه مقامش را از دست ندهد توبه کرد توبه او پذیرفته شد و بر کمال خود باقی ماند به شرطی که در دل مادیت یعنی زمین زندگی کند و نسل او سیر کمالش را طی کند و به بهشت خدا وند که از روز اول برای ادم قرار داده شده بازگردند . به فرموده پیامبر این میوه ممنوعه سی روز در شکم او باقی ماند و به همین دلیلی ماه مبارک سی روز است البته در اینجا مسائل فرعی هم پیش میاید که چرا بعضی مواقع 29 روز می شود که این از علایم آخر الزمان است و تاثیر خطا کاری انسانها بر طبیعت من جمله مدارات که عالم نظم خود را از دست داده و سر موعود مقرر سیاره ها و ستاره ها از مسیر اصلی خود عبور نمی کنند و خیلی از مسایل دیگر که مجال مطرح کردن ان نیست .

وقتی روزه می گیریم سعی می کنیم آن دانه خورده شده از گندم را که به طور ذاتی در وجودمان است را از خود بیرون کنیم به طور ذاتی به این معنی است که وقتی انسان به دنیا میاید و جسمی پیدا می کند و روحی در او دمیده می شود او تمایل به طبیعت یا همان شجره ممنوعه دارد همانی که ادم نباید به سراغش میرفت وقتی ادم به سوی او رفت

(( سو ا تهما )) به آن چیزی که انسان را به وادی مادیت می کشاند ان چیز پیدا شد که تناسل یک بخشی از ان است که ادم مجبور شد به زمین هبوط کند و در انجا زاد و ولد نماید . این گرایش به مادیت در وجود ادم و بنی ادم هست مثل خوردن و خوابیدن وچیزهایی که به جسم مربوط می شود که این فوق طبیعی و معنوی ست و به همین خاطر باید به حداقل برسد که معنوی گردد هر چقدر که از مادیات جدا شویم به سمت معنویات متمایل شویم هر چقدر که نخوابیم جسممان نحیفتر می شود چه در ظاهر و چه تعلقش به خوابیدن و اینها یعنی رسیدن به خدا . البته در اینجا یک فضاهایی ایجاد می شود که انسان می تواند در ان تصرف کند و برود به سمت دیگران اما اماده ترین زمینه برای رفتن به سمت خداست مثل مرتاضان که تمام تعلقاتشان را از این دنیا قطع می کنند تا به این فضا برسند یعنی جدا شدن از مادیات و افتادن در معنویات نه به معنی بار مثبت ان بلکه به معنی غیر محسوسات یا به عبارتی مجردات امکان این را پیدا می کنند که در انجا سیر کنند و در اینجا اختیار خود را نشان می دهد و به هر سمتی که بخواهند وجود خود را سوق می دهند مثلا کارهای خارق العاده انجام می دهند و یا تصرف روح بر جسمیاتی که در اطرافشان هست و خلاصه هر کاری که از عهده انسانهای معمولی بر نمیاید . و اینجا دقیقا نقطه ای است که که انسان می تواند به سمت خدا حرکت کند و روزه هم یعنی جدا کرن ما از تعلقات دنیوی . جلوی هر چی ورود ی مادی از خوردن خوابیدن شنیدن و گفتن و وحتی بوییدن گرفته تا اموردیگر مثلا برای روزه دارکراهت دارد بوییدن گل و برای کسی که درمرتبه دوم روزه داری ست به هیچ وجه به سمت این مسایل نمی رورد یعنی موقع تفریح نیست که یکی از این تفریحات رفتن به دامن کوه و دشت است یعنی دقیقا این زمان باید از تمام اینها جدا بود .

علی ( ع ) می فرماید هر موقع رو حتان کسل شد برای استراحت روح به مسائل ادبی روی بیاورید شعر بسرایید وبخوانید البته با محتویات تایید شده و در ماه مبارک از اموری که زیاد سفارش شده تلاوت قران کریم است که پر از نکات ادبی است که ان خلایی که در روح ایجاد شده جبران شود که بعد به سمت طبیعت و مادیات کشیده نشویم . و یا دعاهایی که عبارتهای خیلی زیبا و لطیف را در خود جای داده است . و این باعث کامل تر شدن روزه می شود چرا ؟ چون خطای روز اول جبران می شود و ما به سمت خدا بر می گردیم . و خدا هم معنویت مطلق است و غیر خدا مادیات باید از اینها چشم پوشی کرد حتی اگر لازم باشد مثل غذا خوردن که لازم است اما چقدر ؟ اینقدر که جسمم زنده بماند و عقل دستور می دهد و بیشتر از ان جسم لذت می برد و می خواهد به این دنیا بچسبد و هر چیزی که تعلقی را ایجاد می کند روزه نقطه مقابل همه اینهاست که از همه اینها جدا کند و وارد وادی معنویات شویم به طور نا خواسته و بسیارند کسانی که نادانسته این کار را انجام می دهند و این تلف شدن است به همین دلیل است که می گویند در زمان افطار یک دعای مستجاب شده داریم و یا روزه دار مستجاب الدعوه است این یک نمونه از خیل عظیمی است که تلاش کردیم که یعنی شما راه پیدا کردی به معنویات . دعا مادیت است و اجابت معنویات وقتی می گویند یک اجابت شده داریم یعنی دست ما به اون وادی رسیده است چون به همان میزان روزه گرفته ایم .

اگر تمام لحظات ما اینطور شود به فرموده پیامبر در خطبه شعبانیه نفس کشیدن هم تسبیح محسوب می شود . این دیگر به استجابت دعا ارتباطی ندارد و برای کسی است که ندانسته عمل می کند .

اما کسی که اطلاع دارد دیگر برایش فرقی نمی کند که در مقام مستجاب الدعوه گی قرار دارد یا نه چون به همان اندازه تریبت شده وبا همین روزه به رشد رسیده است می داند اگر دعایی علی الظاهر اجابت نمی شود حتما حکمتی دارد بنا به فرموده قران (( یوتل حکمه من یشا )) و حکمت اجابت و عدم اجابت را می فهمد به نقطه تسلیم میرسد و در این راستا هیچ تقابلی با خدا و خواسته های دینی پیدا نمی کند و همه اینها از انجا ناشی می شود که هر خورد و خوراکی را تعطیل کنیم و هر چیزی را نبینیم و نشنویم و تا این کار را نکنیم ان اتفاق خوب برای هیچ کس نمی افتد در ماه مبارک رمضان اجبارا این اتفاق برای همه مومنین می افتد .

فلسفه روزه اخلاص است حضرت زهرا ( س ) در یکی از خطبه های معروف خود علل شرایع را می فرمایند و دلیل روزه داری را اخلاص می دانند یعنی روزه باید انسان را به اخلاص برساند و اگر نکند بیهوده خواهد بود حال اخلاص به چه معناست ؟ دو بحث در این زمینه وجود دارد در قران بیست ایه در مورد اخلاص وجود دارد که دقیقا به دو نیم تقسیم شده است اول : کسانی که مخلِِِص با اعراب کسره دوم مخلَص با اعراب فتحه

یا به عبارت ساده تر اینکه گاهی اعمال خالص است و گاهی خود انسان خالص روزه هر دو زمینه را فراهم میکند اما خوش به حال آنانکه خودشان مخلص هستند اما کسی که خود خالص نیست همه چیز در وجودش هست اما کار خالص انجام می هد و برای خدا اما کسی که خودش خالص است هر کاری که انجام می هد برا ی خداست دیگه لازم نیست کار خیر بکند بلکه هر چه انجام دهد برای خداست نفس کشیدن هم نتیجه همین است اما برای غیر مثل ما که در سطح پایین روزه داری هستیم کار خالص را راحتر و بیشتر می توانیم انجام دهیم به همین دلیل امر به کارهای خیر خصوصا صدقه دان در ماه رمضان خیلی زیاد است حال هر کس به اندازه وسع و توانایی خود این میزانی می شود برای سنجش اینکه چقدر کارمان خالص است ایا این صدقه ما برای خداست یا برای محافظت از بلا .

روزه چگونه باعث می شود که ادمی کار خالص انجام دهد ؟ ما وقتی که سرحال هستیم و همه چیزمان میزان است و مشکلی نداریم وقتی در ان حالت کار خیری را انجام می دهیم یک نتیجه ای دارد یک تفکری داریم و یک نیتی حاکم است اولین چیزی که به ذهن ادم میاید عدم اخلاص است چون از سر سیری وخوشی است نقطه مقابل این اگر در رفاه نباشیم و برعکس همه اینهاییکه مطرح شد و خود ضعف داشته باشیم در این حالت هم کار خیر انجام دهیم در این صورت چه حال و نیتی داریم ؟ بر چه اساس این کا ر را انجام می دهد؟ غیر خالص نمی تواند باشد چون خود نیازمند تر است البته این حداقل قضیه است و اگر وارد جزییات شویم پیچیده تر میشود ریشه و اصل این که وقتی از چیزی مادی جدا می شویم قطعا از منافع آن مادیات هم سوا میشویم . وقتی از اصل خوردن و آشامیدن و خوردن و بوییدن و .. گذشت کنیم از اصل پراکندگی هم گذشتیم و وجود تحت تصرف بود از منافع این حالات هم گذشتیم به عنوان مثال وقتی صدقه می دهیم به دنبال منفعت صدقه دادن که بالفرض تصادف کردن و ایمنی هست نمی باشیم . چون فرد جان خود را فدا می کند با گرسنگی یعنی اگر ادامه دهد این گرسنگی و قانون خدا نباشد که افطار کند نهایتا به مرگ می انجامد و کسی که اصل جان خود را فدا می کند دیگر برای سلامتی همین جان صدقه ای پرداخت نمی کند دیگر برای او اهمیتی ندارد نیت او این است که برای خدا گرسنگی و تشنگی را تحمل می کند یا صدقه برای او می دهد چون خواسته دیگری ندارد این می شود اخلاص .

روزه این کار را برای ما به وجود میاورد به شرطی که آگاهانه باشد چون ما خیلی از اعمال را انجام می هیم در جلسات و هییت ها و شب زنده داری ها شرکت می کنیم ولی اثر ان را نمی دانیم مثلا همین روزه هستند کسانی که نمی دانند اثر ان چیست . موقعی که صدقه در حال روزه داری می دهیم حتی حال این را نداریم که فکر کنیم برای چی ؟ برای خدا می دهیم ؟ البته همه اینها تاثیر روزه داری است اگر خود روزه مشکل داشته باشد و برای ریا باشد وضع به مراتب بدتر است . اگر هم درست باشد هر چیزی که همراه با ان باشد درست خواهد بود . در موقع افطار می گوییم (( الهم لک سمنا )) یعنی برای تو نمی گویی برای اینکه تقوا پیشه کنیم البته تقوا خود مرتبه بالایی است ولی اخلاص از این مرحله گذشته است . نمی گوییم برای عاقبت بخیری یا برای انجام اوامر تو در مقابل خداوند می فرماید الصوم لی ولا غفرلی یعنی همان کاری که خدا برای ما انجام می دهد ما ه برای خدا انجام می دهیم اجر خدا هم رای ماست و ثواب و هدایت و محبت اوهم برای ماست اما در روزه خالص همه اینها رد می شود فقط خدا باقی می ماند و ما هیچ چیزی دیگری وجود ندارد و به هیچ نیتی و این میشود معنای واقعی اخلاص و خوشا به حال کسانی که خودشان خالص هستند . یعنی تشخیص انسان کامل و ادم یعنی ادمی که روزه واقعی گرفته و توبه اش قبول شده از خدا برای ما تقریبا غیر ممکن می شود . در مورد حضرت علی ( ع ) هر صفتی که از خداوند سراغ داشته باشیم در وجود ایشان می یابیم و اوست خدای روی زمین مگر اینکه خودش بگوید که من خدا نیستم خدا جسم ندارد و من مخلوق خدا هستم . لا فرق بیننا و بینک الا اننا عبادک

پس نتیجه روزه اخلاص در انجام کارهاست باید ببینم ایا این روزه اخلاص در اعمال ما ایجاد کرد ؟ شاید کم شده و ما هدر می دهیم چون هیچ کار انسان بدون فکر و نیت فایده ای ندارد پیغمبر فرمود : انما الاعمال بالنیات .

بخش دوم بحث در مورد روزه داری گریز عاشقانه ای است که به فلسفه روزه داریم البته در جهان مادی ما نام عاشقانه می گذاریم چون عقل و عشق اصلا از هم قابل تشخیص نیستند اگر به کل عالم نگاه کنیم عقل و عشق در مقابل هم قرار دارند و قتی عشق نمایان شد همه بساطها به هم می خورد بر اساس اینکه ما در این دنیا هستیم تعریف عشق به این معناست که اوج محبت به کسی که ادم به خاطر او جانش را هم فدا کند . منظور از عشق در اینجا این نوع است .

وقتی ادم (ع) توبه کرد از گناه خود جبرییل امین بر او نازل شد و گفت تنهایک راه وجود دارد که گناه تو بخشیده شود ان هم این است که بعد از تو و نسل های بعدی و از نسل پیغمبر اخرالزمان فرزندی متولد می شود که مصیبتها و اتفاقاتی بر وی وارد می شود هر کس بر او گریه کند هر گناهی که داشته باشد خداوند چشم پوشی می کند و او را به سوی جایگاه اولیه باز می گرداند در همان حال جبرییل روضه امام حسین ( ع ) را برای ایشان می خواند و اصل روضه یعنی عطش امام را بیان می کند و نه کشته شدن و یا چیزهای دیگر را حضرت ادم ( ع ) که انسان کامل است علم بالاسما است همه چیز را می داند وقتی می فهمد که ان انسانی که از او کاملتر است و بالاتراینگونه به شهادت می رسد درک می کند و وقتی می شنود گریه می کند و اینگونه توبه او قبول می گردد . .

وقتی چشم و گوش و زبان کنترل می شود برای چه چیزی باید باشد ؟ برای اینکه چشم گریه کند اگر اشکی نیاید مشکل اساسی باید دنبال چاره بود .

هر کس این تشنگی را درک کند توبه او قبول می شود و تبدیل به انسان کامل می شود .

در دیدگاه دیگر است و پیغمبر فرمود روزه برای این است که گرسنگی و تشنگی اخرت را به یاد بیاورید . در اینجا دنیا و اخرت کنار هم قرار می گیرند ولی ما به این توجهی نداریم ما به دنیای خود کار داریم که چطور می شود که توبه قبول گردد . و تنها راه ان هم رسیدن به تشنگی است .

در سوره مبارکه دهر از ابتدا تا انتها بحث اب وجود دارد هر نوع ابی که تصور کنید مطرح شده در این سوره . اهل بیت وقتی روز اول طعام خود را به مسکین دادند و خود با آب افطار کردند انجا هم بحث اب مطرح می شود ان هم روزه کامل توسط پنج تن ال عبا یعنی اولین کسانی که روزه بر انها واجب شد در طول خلقت ان هم سه روز در ادامه سوره هم بحث بهشت و ابه و شرابها است .

این نگرش عرفانی است به روزه است که روزه هم مثل همه عبادتهای دیگر باید ما را به اهل بیت پیوند دهد چون انها همه انسان کامل هستند و در حال حاضر امام زمان ( عج ) که روز دار واقعی هستند باید روزه خود مان را با روزه او بسنجیم . این توبه باید در این مسیر قرار گیرد تا مقبول گردد و به همین خاطر اهل تسنن از روزه داری چیزی جز گرسنگی و تشنگی عایدشان نمی شود . مگر اینه بتوانند ندیدنشان را به اشک تبدیل کنند ان هم برای کسی که ادم ( ع ) برای و گریه کرد . اگر چه روزه دنیایی هم باید بگیریم و اما حقیقت امر و کلید قبول روزه همین است یک بحث قبول روز داریم یک بحث صحت روزه قبول روزه باید همراه با مهر تایید باشد مهر تایید هم همان تشنگی و اشک است و این مختص کسانی است که روزه را عمیق می بینند . کسانی که روزه را در نخوردن ونیاشامیدن می بینند هر گز راه به اینجا پیدا نمی کنند در دعاهای ماه رمضان مثل ابوحمزه و افتتاح می بینیم که این موضوع چقدر زیبا و شیوا بیان شده است پیوند عجیبی بین معارف و اهل بیت خصوصا امام حسین گره خورده و قابل تشخیص نیست گویی امام سجاد ( ع ) این را برای پدر خود فرموده و این همان روضه ای است که جبرییل خواند و یا اینکه بگوییم این وضعیت فعلی خودمان است .

ولی ما نباید غفلت کنیم و باید به این مرتبه برسم .

والسلام

مقاله ی ده پيام فاطمى .....

يكم: فاطمه عليهاالسلام و خداشناسى

پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم روزى از فاطمه عليهاالسلام پرسيد: از خدا چه درخواستى دارى؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از سوى خداوند پيام آورده كه هر حاجتى دارى، برآورده مى‏شود.

فاطمه عليهاالسلام در پاسخ فرمود:

«شَغَلنى عَن مَسألتهُ، لِذةَ خِدمتهِ، لاحاجةَ لى غيرَ النظرَ الى وجهه الكريم.»(1)؛ لذت خدمت او مرا از تمنّا باز داشته است جز به ديدار جمال والاى خدا، نيازى ندارم.

دوم: فاطمه عليهاالسلام و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏

وقتى آيه 63 سوره نور «لا تجعلوا دُعاءَ الرَسولَ كدعاءِ بَعضكُم بَعضاً»؛ نازل گرديد، شکوه و عظمت بيشتري در دلم جاى گرفت و پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را به عنوان «اى پدر!» خطاب نمى‏كردم و مدام يا رسول الله مى‏گفتم.

يكى، دو يا سه بار از من روى برگرداند، سپس رو كرد به من و فرمود: اين آيه درباره رفتار تو و بستگانت و فرزندانت نيست، تو از منى و من از تو؛ اين آيه درباره آنهاست كه بى‏مهرانه و با خشونت و از راه گردن‏كشى با من برخورد كرده‏اند.

تو با واژه «اى پدر» با من سخن بگو، كه دل را بهتر زنده مى‏كند و خدا را بيشتر خشنود مى‏سازد.(2)

سوم: فاطمه عليهاالسلام و ولايت

قالت فاطمة عليهاالسلام: «انَّ السعيدَ حَق السَعيد مَن اَحبَ عَليّاً فى حَياتهِ و بعدَ مُوتهِ»(3)؛ سعادتمند راستين كسى است كه على عليه‏السلام را در زندگى و پس از مرگ او دوست بدارد.

چهارم: فاطمه عليهاالسلام و قرآن

قالت فاطمه عليهاالسلام: «حَبّبَ الّى مِن دنياكُم ثَلاثَ: تَلاوةَ كتابَ اللهِ والنظرَ فى وجهِ رسول الله و الانفاقِ فى سبيلِ الله»(4) ؛ از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: تلاوت كتاب خدا، نظاره به چهره رسول خدا و بخشش در راه خدا.

پنجم: فاطمه عليهاالسلام و قيامت

قالت فاطمه عليهاالسلام: «الويل ثمّ الويل لمن دخل النّار»(5)؛ واى، باز هم واى بر كسى كه به آتش جهنّم وارد شود!

ششم: فاطمه عليهاالسلام و على عليه‏السلام

وقتى فاطمه عليهاالسلام در بستر بود، روزى گريه كرد، على عليه‏السلام به وى فرمود: همسر گرامى! چرا گريه مى‏كنى؟ فاطمه عليهاالسلام فرمود: به خاطر مشكلاتى كه تو پس از من با آن مواجه مى‏شوى؟

على عليه‏السلام فرمود: اشك نريز:

«فَواللهِ انّ ذالك لِصغيرٌ عِندى فِى ذاتِ الله تعالى»(6) ؛ سوگند به خدا! اين امور در آستان مقدّس الهى كوچك است.

 هفتم: فاطمه عليهاالسلام و اخلاص

قالت فاطمة عليهاالسلام: «مَن اَصعدَ الى اللهِ خالصَ عِبادتهِ، اِهبطَ الله اليهِ اَفضلَ مَصلِحتهِ»(7) ؛ هر كس عبادت ناب و خالص خويش را به آسمان بلند الهى ارسال دارد، خداوند بهترين وسيله سامان بخشى را به سوى او خواهد فرستاد.

 هشتم: فاطمه عليهاالسلام و دين مدارى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «فَاتقوا الله حَقّ تقاته، فيما امركُم و انتهوُا عَمّا نَهاكُم عَنه»(8) ؛ آن چنان كه شايسته خداست، نسبت به او تقوا داشته باشيد، اوامرش را پاس بداريد و از آنچه نهى فرموده، خوددارى كنيد.

 نهم: فاطمه عليهاالسلام و ايثارگرى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «يا بُنىّ الجارَ ثمّ الدّار» (9) ؛ فرزندم! اول، همسايه و سپس اهل خانه.

دهم: فاطمه عليهاالسلام و مسأله رهبرى

قالت فاطمه عليهاالسلام: «اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول: عَلىّ خَير مَن اَخلفهِ فيكُم و هُو الامامُ والخليفةُ بعدى و سبطى و تِسعَةُ مِن صُلب الحسين ائمة ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتُموهُم هادين مَهديّينَ و لئن خالفتُموهُم لِيَكونَ الاختلاف فيكُم الى يَوم القيامةِ»(10) ؛ خدا را گواه مى‏گيرم از پدرم شنيدم كه مى‏فرمود: على عليه‏السلام بهترين كسى است كه در جمع ميان شما مى‏گذارم. او امام و خليفه پس از من است، او و دو نوه‏ام و نُه تن از تبار حسين عليه‏السلام امامان ابرار هستند؛ كه اگر از آنان پيروى كنيد، آنان را هدايت كننده و راه يافته خواهيد ديد و اگر با آنان مخالفت كنيد، تا روز قيامت در ميان شما اختلاف خواهد بود.

مقاله ای در مورد خواص طبی نماز

خواص طبی نماز
 
 منبع : انسان کامل
 

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند

 و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم

 خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند

 نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا

 آرام را از انسان دور می کند.

ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات

 ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات

 بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم

 نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء

 هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.

 کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام

 کردن سمپاتیک موثر است.

 مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به

 جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.

تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و

 استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.

سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن

 یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی

 کمک می کند.

سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و

 طراوت پوست می شود.

حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به

 مغز وصل می کند,شده و این  اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان

 بسیار حائز اهمیت است

سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات

 پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده  , بهبود فتق  , از خواص نشستن بعد نماز است.

روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای

 خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند

 برای برخی مفید باشد .

نظر فراموش نشه

مقاله ی مهدويت از ديدگاه مستشرقان

مهدويت از ديدگاه مستشرقان

از آنجا كه عموم مستشرقان، غير مسلمان و اكثرا مسيحسى يا يهودى بوده‏اند، برخورد آنان با فرهنگِ دينى شرق، يعنى اسلام، واقع بينانه نبوده و در مقالات و كتبى كه در زمينه معرفى اسلام و قرآن به نگارش در آورده‏اند، چهره ناقص، نادرست و نازيبايى ارائه كرده‏اند. اين پژوهش‏هاى مكتوب، امروزه در دانشگاههاى مختلف اروپا، به عنوانِ مرجع اصلى آموزش و پژوهش، در كرسى‏هاى اسلام‏شناسى مورد پذيرش واقع شده است.

دانشمندان مسلمان، در برابر جريان استشراق دو موضع متفاوت اتخاذ كرده‏اند: گروهى از سر افراط فعاليت‏هاى آنان را ستوده و آنان را پايه گذار روش‏هاى صحيح تحقيق در متون دينى و احياگر ميراثِ بر باد رفته شرق به غرب مى‏دانند. در مقابل، گروهى ديگرى از دانشمندان، اين فعاليت را به شدّت نكوهيده و معتقدند: شرق‏شناسى، طبق يك نقشه از پيش تعيين شده و با هدفِ توهين به مقدسات و تضعيف عقايد مسلمانان، پا به عرصه گذارده است.

برای مطالعه کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه کنید 

ادامه نوشته

امام‏ عصر عليه‏السلام از منظر پروفسور هانرى كُربُن

امام‏ عصر عليه‏السلام از منظر پروفسور هانرى كُربُن

تاريخ دانش شرق‏شناسى عموما با تحريفها، کتمان حقايق و نوعى بى‏انصافى همراه بوده است. اما در اين ميان گاهى برخى چهره‏هاى شاخص شرق‏شناسى، در مواجهه با منطق مستحکم برخى انديشه‏هاى شرقى، شيفته آنها شده، به آن گرايش و ميل باطنى و ايمان قلبى يافته‏اند. مرحوم پرفسور "هانرى کربن‏"، ايران شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپاييانى است که در دوران زندگى علمى خود، در پى گذر از انديشه‏هاى وجود شناختى انديشورانى همچون "هايدگر" و "ادموند هوسرل‏"، با حکمت‏شرقى شيعى آشنايى حاصل کرده و به دنبال مطالعات چندين ساله، به وجود مبارک امام‏عصر، عجل‏الله تعالى‏فرجه‏الشريف، و معنويت‏بى‏بديل ساير ائمه شيعه، عليهم‏السلام، تمايل قلبى، و يقين عينى و عقلانى يافته است. در اين گفتار کوتاه بر آنيم تا با مرورى سريع در برخى آثار او، ميزان عشق و علاقه او را به آن امام همام مورد بررسى قرار دهيم.

برای مطالعه کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه کنید 

ادامه نوشته

مقاله مذهبی حكومت حضرت مهدى (عج) پايان روشن تاريخ

حكومت حضرت مهدى (عج) پايان روشن تاريخ

گذر كوتاهى در آموزه هاى اديان و مكاتب الهى و بشرى گوياى آن است كه عموم متفكران ،نهايت تاريخ را روشن و زيبا مى دانند .

البته ترسيم اين افق درهر يك از مكاتب با ديگران متفاوت است و حداقل تفاوت اجمال و تفصيل آنها در بيان كيفيت اين افق برين است؛ به اين معنا كه هرچه از مكاتب قديمى به سوى اديان متأخر پيش مى رويم، تبيين ها دقيق تر واشاره به امور جزيى بيشتر است و برعكس، هرچه به عقب برويم، با اشارات جزيى و پرابهام روبرو مى شويم.

در اين ميان شايد هيچ آيينى به اندازه اسلام به شرح و توضيح اين برهه زيبا و دلنشين نپرداخته است و در بين فرقه هاى اسلامى نيز گنجينه شيعه غنى ترين است.

آن چه فصل مشترك همه اديان و مكاتب است تأكيد بر ظهور دورانى است كه......

 برای مطالعه کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته