عقاید وهابیت
فرقه وهابیه مبتنی بر اصول و عقایدی است که به بعضی اشاره می شود، وهابیها معتقدند که هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این که اموری را ترک کند به هیچ یک از رسولان و اولیا توسّل نجوید. هر کس اقدام به این کار کند، مشرک می باشد* از این رو وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی دانند و معتقدند هر کس از پیامبرطلب شفاعت کند، مانند این است که از بتها شفاعت خواسته است.
از مسایل دیگری که وهابیان دربارة آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مسئله را "ابن تیمیه" و شاگرد معروف او "ابی القیم" عنوان کرد و بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده اند بر همین اساس سعودیها هنگامی که در سال 1344 هجری بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا کردند، به فکر افتادند که برای تخریب مشاهد و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسکی به دست آورند و اقدام کنند.
وهابیان بر این باورند که مسلمانان در طی قرون از آیین اسلام منحرف شده اند و در دین خدا بدعتهایی نهاده اند که با شرع اسلام مخالف است بر این اساس باید از اصولی که پیامبر(ص) تعیین کرده است، پیروی کرد بنابر عقاید وهابیان، هیچ کس حق ندارد به رسول خدا سوگند یاد کند و از الفاظی مانند: به حق محمد استفاده کند* زیرا قسم خوردن به دیگران و درخواست حاجت از غیر خداوند با آیات قرآن منافات دارد: "فلا تدعوا مع الله احداً".*
وهابیون معتقدند تشییع جنازه و سوگواری حرام است زیرا ارواح اموات کاری نمی توانند بکنند و در امور دنیوی و اخروی نمی توانند دخالت داشته باشند.* وهابیان معتقدند القابی را که بر عزت و احترام دلالت دارند در مورد انسانها نباید به کار برد و ناصواب است زیرا احترام و تعظیم تنها شایسته خداوند است.
وهابیون به جنگ با دیگر فرقهها و مذاهب اسلامی معتقد هستند و مدعی اند باید به آیین وهابیت در آیند یا جزیه دهند از این رو همیشه مسلمانان دیگر را به کفر متهم نموده، اموال و نوامیس بقیه را حلال می دانند. آنان می گویند که هر کس مرتکب گناه کبیره شود، کافر است.*
وهابیان در ادامه راه اهل سنت به مخالفت با تشیع پرداختند که این مخالفت شدیدتر بود. آنها گذشته از اختلاف با احکام و مسایل فرعی حتی از نظر اصولی و فکری نیز با تشیع مخالف بودند. آنها ازدوستی با اهل بیت (ع) دم میزدند ولی مدعی بودند که در این راه غلو نمی کنند . گرچه آرامگاه امامان شیعه در مدینه اولین جائی بود که توسط آنها ویران شد. آنها شیعیان را از هم تفکیک نمی کردند و همه فرق شیعه را یکی می دانستند این در حالی است که خود شیعه امامیه افراط و تفریط های نظری و عملی برخی دیگر از فرق شیعه و جریان های منحط و منفی تصوف و عرفان را قبول ندارد و حتی شیعیان غلوکننده در این مسیرها را خارج از تشیع می داند. روش وهابیان در برخورد با تشیع بیشتر بر پایه جعل٬ دروغ و تهمت است و در این مخالفت ها مواضع فکری و اصولی مهمی که قابل مقایسه با مکتب و اصول شیعی باشد را نداشته اند.
دشمنی وهابیون با شیعه و تبلیغ بر علیه آن بر حسب اوضاع و احوال زمان تغییر می کرده است ولی هرچه به زمان حال نزدیکتر می شویم دشمنی آنها از انگیزه های مذهبی به مواضع سیاسی تغییر می کند. از استقرار دولت سعودی در دهه سی قرن حاضر تا شروع انقلاب اسلامی ایران با توجه به کمرنگ ترشدن ادعاهای وهابی آل سعود و تسلط آنها بر حرمین شریفین و نیاز به جلب نظر مسلمانان اعم ازشیعه و سنی و نیز پیوند آنها با شاه سابق ایران و آمریکا برعلیه منافع مسمانان و اعراب منطقه این دشمنی به دوستی تبدیل شد اما با پیروزی انقلاب ایران این خصومت ها در راستای سیاست های آمریکا دوباره بالا گرفت و در جنگ ایران و عراق و به ویژه کشتار زوار ایرانی و غیر ایرانی در حج سال ۱۳۶۶هجری شمسی به اوج رسید. دشمنی با شیعه و حتی سنی های غیر حنبلی با اوضاع سیاسی و مذهبی و حتی انگیزه های خاص تشدید می شود که این خصومت ها ریشه در سیاست های استعمار غرب و به خصوص آمریکا دارد و با آن گره خورده است.
منبع:اوای امین